آستانه تحمل مردم به سبب سالها بی مبالاتی و سوءمدیریت و رفتار حکومت بسیار پائین آمده و علاوه بر بحرانهایی که در زمینه ها و ابعاد گوناگون پدید آمده این پائین بودن آستانه تحمل به نوبه خود بحران دیگری است و امکان شورش و خشونت را بالا می برد.
وقوع جرم را تنها در میان مردم جستجو کردن و برخوردهای شدید و امنیتی با مردم و تغافل نسبت به استمرار وقوع جرائم در میان مسئولین و یا تبعیض در روند قانونی رسیدگی به جرم های ارتکابی از گذشته تا کنون کسانی که در حاکمیت و قدرت هستند و گذشتن از بزه مشهود آنان که مکرر از سوی رسانه ها بیرون داده میشود و شاهد بودن مردم بر این امر موجب بی اعتمادی مردم شده است؛ وقتی رئیس مجلس متهم است، نماینده مجلس دست بزن دارد، دستگاه قضایی در پاره ای از موارد در سیطره نظامی و امنیتی است، دولتمردان و وکیلان و خانواده ها و نزدیکان آنها تبدیل به طبقه اشرافی شده اند؛ نظامیان در سیاست و اقتصاد و فرهنگ بطور آشکار دخالت و اعمال نفوذ دارند؛ بی تردید جامعه دچار بی اعتمادی خواهد شد و انباشت خطاها و تقصیرهای حاکمیتی و تصمیم های نادرست، جامعه را بشدت بحران زده و در آستانه خطرات متعددی قرار داده بطوریکه خود نظام به بزرگترین تهدید علیه خودش تبدیل شده است.
حضور و اعلام نظر یکطرفه برخی افراد و گروهی اقلی و برخورداری افرادی خاص از تریبون و رسانه خشونت گرا و ترویج نوعی خاص از مذهب که به لامذهبی و مقابله علمی بیشتر شبیه است و پرداختن به امور جزیی و بی فایده مانند حجاب زنان و غفلت یا عدم مدیریت صحیح و علمی و عقلایی از مسائل و مصائب و بحرانهای بزرگی مانند کرونا و تورم و گرانی و وضعیت معیشتی مردم که مردم و جامعه با آن روبرست موجب گریزان شدن جوانان و حتی انقلابیون شده است،
مجلس عاجز و ناتوان مسیر بی مسئولیتی را طی می کند و در فکر محدودسازی اینترنت و فضای مجازی بر آمده که انگار در عصر حاضر حضور ندارند و بی خبر از مشکلات مردم و رنج آنها و از دست دادن عزیزانشان هستند.
مجلس بی خاصیت و دولت از هم پاشیده و مستاصل و گروه فشار علنی و پنهان که خود را سینه چاک نظام و ولایت قلمداد می کنند به تخریب دین و وطن آمده اند و مردم آسیب دیده و رنجور و خسته از سالیان وعده و وعید و به تنگ آمده؛ شکاف عمیقی میان خود و حاکمیت را نظاره می کنند و بدیهی است که در کف خیابان زندگی از دست رفته و مصائب خود را فریاد زنند و متاسفانه پاسخ به آنها مدارا و شنیدن سخنان و دردهای آنها نیست که داغ و درفش و مانور نظامی به رخ کشیده می شود.
مردم ایران جانشان به لب رسیده و مسئول اصلی صدمه دیدن مردم حکومت است و چنانچه این مسیر ادامه یابد چنان عاصی شوند که بخاطر فشارهای مختلف بر معیشت و زندگی اشان و اجازه نیافتن بر اعتراض قانونی؛ بر حکومت بشورند.
در آنچه این روزها می گذرد به عیان تباهی رفتار حکومت با مردم را می توان مشاهده کرد. بخش های صنعتی و کشاورزی و بحران آب و مسکن و انرژی تا مقدس سازی از افراد تا روشهای امنیتی و نظامی تا دین گریزی تا اشرافی گری طبقه خاص تا روحانیت و مراجع حکومتی که سکوت کرده اند….
از این تباهی در رفتار دست بردارید، اینان فرزندان و عضو خانواده بزرگ ایران هستند که زمانی هستی خود را در کف گرفته و انقلاب کردند و جان بر کف در میدان جنگ حضور یافتند و شهید دادند و امروز نداشته های خود را که بیش از ۴۰ سال وعده داده شده بودند و اگر هم اندکی داشتند از کف داده اند؛ فریاد می زنند، آنها را نزنید، به یاریشان بشتابید که در پیشگاه خدا و مردم مسئول هستید که تقصیر از حکومت است که نتوانست آسایش و رفاه و راحتی و سلامت را به مردم دهد.