یک موضوع فنی و فوقالعاده خاص وجود دارد. حتی گاهی تخصص هم ممکن است به شما که محقق هستی کمکی نکند. آن هم فهمیدن این وضعیت است که جمهوری اسلامی در وضعیت غیر تحریمی، از نظر اقتصادی چه عملکردی داشته و چه مسیری را پیموده است؟ ضروری است بگویید با چه نوع متدولوژی! متدولوژی از این نظر حیاتی است که ممکن است به گروهی تروریست، معیوب و پارتیزانی، اعتبار ساختاری و نرمال هدیه بدهید.
بگذارید با یک مصداق پیش برویم. قیمت دلار امروز ۱۳ آذر از ۳۰ هزار تومان گذشت. ظاهرا این خبر متاثر از بی نتیجه بودن مذاکرات وین اعلام شده است. این تاثیر پذیری از تحولات خبری، وابسته به پرسپکتیو در رویدادهای ساختاری است. پیش از چشمانداز اما موضوع مهمتری وجود دارد: آیا ریال ایرانی فارغ از پرسپکتیو، واجد ویژگی مولد بودن هست؟ این بخش، نمایندهی جایگاه نمایی، معنای دیگر متاثر از استراتژی است.
درک موضوع دوم آغاز پاسخ علمی به اصالت دهندگان تحریم به نفع جمهوری اسلامی است. کسانی که تحریم های جهانی را علت تمام بدبختی مردم ایران میدانند احتمالا غیر مولد بودن ریال را به آمریکاییها ربط میدهند. چون توجیه دیگری وجود ندارد که حامی جمهوری اسلامی باشند.
بدترین بلایی که ممکن است در تحلیل به سر یک تحلیلگر بیاد فقدان متدولوژی و در نظر نگرفتن جامعیت تحلیلی برای رویدادها ست. جامعیت تحلیلی به این معنا نیست که متخصص چندین فیلد باشید، به این معناست که گوش شنوا برای تحلیل دیگر گروههای متخصص داشته باشید.
پیتر دراکر از بزرگان مدیریت که سراسر سده بیستم را زیسته است در کتاب خاطراتش (Adventures of a bystander) به زیبایی این موضوع را تشریح میکند که چگونه قدرت گرفتن سطحی اندیشی در ساختار، آرام آرام جامعهی اتریشی را به دو دستهی اصلی از کمونیستها و ملیگرایان افراطی تبدیل کرد.
رجوع به تجربهای دردناک که از پیتر دراکر به عنوان یک اندیشمند مدیریت باقی مانده است، واجد معنایی دیگر از استراتژی در روشها ست که به هر آفرینندهای پیشاپیش توصیه میکند: اولویت پیش از برنامه (plan)، الگوها (pattern) هستند. آنها که این موضوع را نپذیرند چارهای ندارند که همه چیز را از ابتدا تجربه کنند.