از حضور یک بالگرد و آغاز حضور نیروهای نوپو در صحنه تا شلیک گلولههای ساچمهای به معترضین/ گلولههای ساچمهای، تقریبا از نیم تنه به بالا شلیک میشد/ حجم گاز اشک آور و شلیک این همه گلوله ساچمهای را در زمان شاه هم ندیده بودیم/ برخورد نوپو با سرنشینان خودروهای عبوری و کندن پلاکها
محمد جعفری
با گذشت چند روز از اعتراضات مردم و کشاورزان اصفهانی، نسبت به بحران آبی و خشکسالی در زایندهرود، مطالبات مردم این شهر در این باره همچنان بر زمین مانده و به دلیل برخورد سنگین با این اعتراضات، فضای عادی هنوز به زندگی مردم زایندهرود بازنگشته است.
در همین رابطه، یکی از فعالان مدنی و سیاسی اصفهانی ضمن اشاره به فضای این شهر در اعتراضات جمعه دو هفته قبل، اظهار داشت: منزل ما، دقیقا در مجاورت رودخانه زایندهرود قرار دارد و در جریان اعتراضات این روز از همان ساعات ابتدایی روز جمعه با بوی گاز اشک آور، صدای شلیک از خواب بیدار شدیم. معمولا اعتراضات مردمی از حوالی ساعت ۱۰ آغاز میشود و در اعتراضات آن جمعه سیاه، شاهد آغاز حرکت مردم از ساعت ۷ و ۸ صبح بودیم.
حضور یک بالگرد و آغاز حضور نیروهای نوپو در صحنه
یک هلیکوپتری حوالی ساعت ۱۱ به فراز آسمان مرکز شهر آمد و با همین حضور این بالگرد بود که نیروهای یگان ویژه وارد میدان شدند. چه نوپو و چه نیروهای بسیج با لباس ساده و باتوم وارد فضای اعتراضات شدند و شلیک گاز اشک آور از همان زمان به میان معترضان آغاز شد.
شلیک گلولههای ساچمهای به معترضین
از ساعت ۱۲ به بعد هم شلیک گلولههای ساچمهای به معترضین آغاز شد. نکته جالب این که من حجم گاز اشک آور و شلیک این همه گلوله ساچمهای را در زمان شاه هم ندیده بودم.
نیروها، گلوله جنگی استفاده نمیکردند اما، میزان شلیک گلولههای ساچمهای با حجم بالا به سمت معترضین انجام میشد. پوکههای این گلولهها هم به میزان زیادی در کوچهها و خیابان منتهی به محل اعتراضات بر زمین ریخته بود.
نیروها روی پل فردوسی و پل خواجو مستقر شده و گاز اشک آور و گلوله پلاستیکی و ساچمهای را به سمت مردم شلیک میکردند. تعجب ما از این بود که گلولههای ساچمهای، تقریبا از نیم تنه به بالا شلیک میشد. در کوچه و خیابان محل اعتراضات، تابلوهای شمارهگذاری کوچهها، تقریبا تا کمر یک فرد بالغ است و همین الان اگر مشاهده کنید، رد اصابت گلوله ساچمهای روی آن مشخص است.
بالطبع، آن شلیکهایی هم که از نزدیک انجام میشد به صورت یا پشت افراد برخورد میکرد. مردم هم در ابتدا نمیدانستند که ساچمه چیست و به همین دلیل هم مرتبا مورد اصابت قرار میگرفتند. حوالی ساعت ۲ هم بود که دو طرف، تقریبا به استراحت مشغول شدند و باز از حدود ساعت ۴، شاهد ادامه اعتراضات بودیم.
کندن پلاک خودروها
هر سرنشینی که به تعبیر این آقایان، خوشمزگی میکرد یا بوق خودرو را به صدا در میآورد به سمت آن هجوم آورده و یا شیشه خودرو را میشکستند، یا پلاک ماشینها را جدا میکردند. هرکس هم به این مسئله اعتراض داشت، میگفتند که به اداره اطلاعات مراجعه کرده و پلاک خود را پس بگیرید.
آغاز دستگیریها
از حدود ساعت ۳، یک نیروی دیگری با لباس ورزشی متحدالشکل وارد میدان شده و با شعارهای خاص به اجتماعات هجوم میبردند. این هجوم البته با ضرب و شتم شدید افراد با باتوم و البته دستگیری گسترده افراد همراه بود.
جمعه سرد نصف جهان
طبیعت مسئله، خب این بود که روی فیلمهای گرفته شده از جمعه پیش کار میکردند و در هفته منتهی به این جمعه، اقدام به دستگیری افراد صورت میگرفت. البته، همینطور هم شد و ما شاهد دستگیری، احضار، ضبط تلفن همراه و یا ممنوعالخروجی افراد و کشاورزان در این هفته بودیم. اوضاع تا حدی به این شکل با دستگیریها گسترده کنترل شد.
این جمعه به معنای واقعی کلمه، وضعیت حکومت نظامی کامل در مرکز اصفهان حکمفرما شد و مردم، اصلا نتوانستند به محل اعتراضات حرکت کنند. تمامی مسیرهای منتهی به اطراف رودخانه زایندهرود به طول حدود ۶ کیلومتر، کاملا بسته شد و هیچ احدی حق ورود به این محل را نداشت.