محمد اسلامی، رئيس سازمان انرژی اتمی ایران، در مصاحبه با خبرگزاری اسپوتنیک روسیه میگوید: «حتی در صورتی که مذاکرات احیای برجام در وین شکست بخورد و تحریمهای آمریکا علیه ایران لغو نشود، ایران قصد ندارد غنیسازی بالاتر از ۶۰ درصد انجام دهد.»
کیهان، ارگان ولایت فقیه که همواره «منویات» رهبر جمهوری اسلامی را بیان می کند در ۱۹ آذرماه می نویسد:
«با توجه به تمرکز ایران بر دیپلماسی اقتصادی و ائتلافهای تجاریِ منطقهای و بینالمللی و دست برتر محور مقاومت در تحولات منطقه، ایران بزرگترین برنده مذاکرات وین است، چه این مذاکرات نتیجهبخش باشد و چه شکست بخورد. چون اگر آمریکا شروط و مطالبات قانونی و مشروع ایران را برای لغو کامل تحریمها بپذیرد، این یعنی برد بزرگ ملت ایران!»
«درغیراین صورت ایران با خنثیسازی تحریمها و بهبود وضع اقتصادی، به برنامه هستهای خود نیز ادامه میدهد و غنیسازی اورانیوم را از ۶۰ درصد، در صورت نیاز به ۹۰درصد هم میرساند و به یک قدرت هستهای جهانی تبدیل میشود و این یعنی شکست بزرگ آمریکا! بدون شک محاسبات ایران در این خصوص کامل و حقیقت امر این است که ایران در شرایط فعلی فقط به لغو تحریمها با شروط خود نه براساس دیکتههای آمریکا نیاز دارد.»
منابع اسرائيلی نیز در روزهای اخیر گزارشاتی درباره آماده شدن ایران برای غنیسازی ۹۰ درصد که صرفا استفاده نظامی دارد منتشر کردهبود، مقامات جمهوری اسلامی اما این موضوع را رد کردند.
حدود ده ماه پیش، در اسفند ۱۳۹۹، علی خامنه ای در دیدار با اعضای مجلس خبرگان گفته بود: «اما ما برای کسب تواناییهای هستهای متناسب با نیازهای کشور مصمم هستیم و به همین علت، حد غنیسازی ایران ۲۰ درصد نخواهد بود و تا هرجا که لازم و نیاز کشور باشد اقدام خواهد کرد مثلاً برای پیشران هستهای یا کارهای دیگر ممکن است غنیسازی را به ۶۰ درصد هم برسانیم.»
اکنون پس از گذشت حدود یک سال از اظهارات خامنه ای، جمهوری اسلامی بیش از پیش و از چندین سو تحت سهمگین ترین فشارها سیاسی، اجتماعی و اقتصادی قرار گرفته است. از یک سو، روزی نیست که اقشار و اصناف کشورمان در سرتاسر کشور تجمع اعتراضی علیه سیاست های اقتصادی جمهوری اسلامی و تبعیض ساختاری و سیستماتیک آن برگزار نکنند، که آخرین آن تجمعات اعتراضی معلمان در بسیاری از شهرهای کشورمان بود؛ و از سوی دیگر بحرانهای عدیده اقتصادی و تورم لجام گسیخته، تحریمهای کمرشکن و خالی بودن صندوق ارزی گریبان دولت را گرفته اند؛ و از طرف دیگر فشارهای دیپلماتیک طرفهای مذاکرات احیای برجام که اسرائیل و کشورهای عرب منطقه نیز به آن پیوسته اند و تهدیدها و مهلت هایی که روز به روز بیشتر و تنگتر می شوند.
اگر در دوران حسن روحانی، میدان در برابر دیپلماسی قرار داشت و تمامی این بحرانها بر سر دیپلماسی و دولت وی خراب می شدند؛ اکنون اما همانگونه که پیش بینی می شد، رویای یکدست شدن حکومت بیش از چند ماه طول نکشیده است و بحرانهای سیاسی، اقتصادی و بین المللی و شتاب یافتن روند فروپاشی موجب شده اند که اینبار و بالاجبار یک بخش از میدان در مقابل بخش دیگری از میدان قرار گیرد.
کیهان از غنی سازی ۹۰ درصدی صحبت می کند و بعید نیست که علی خامنه ای نیز غنی سازی ۹۰ درصدی را نیاز کشور اعلام نماید، در حالیکه محمد اسلامی، رئيس سازمان انرژی اتمی اعلام می کند «جمهوری اسلامی قصد ندارد غنیسازی بالاتر از ۶۰ درصد انجام دهد.»
بعبارت دیگر شرایط بسیار بحرانی و پیچیده امروز موجب شده اند که دولت رئیسی بعنوان بخشی از «میدان» عملا در برابر کیهان بعنوان نماینده هسته سخت قدرت و علی خامنه ای قرار گیرد. با این تفاوت که اگر کارگزاران دولت روحانی زبان دیپلماسی بلد بودند، کارگزاران دولت رئیسی هنوز در گام اول یادگیری الفبای دیپلماسی قرار دارند.