پس از چند ماه مخالفت و اعتراض معلمان سراسر کشور نسبت به تصویب ناقص لایحه رتبه بندی و پس از اینکه ارسال هزاران پیامک به نمایندگان مجلس و گفتگو با اعضای کمیسیون آموزش نتیجه نداد تجمعات خیابانی معلمان به صورت سریالی شروع شد.
تجمع ۲۲ آذر در سراسر ایران یکی از باشکوه ترین کنش های مدنی مسالمت آمیز بود که در طول چند دهه گذشته به وقوع پیوسته است. معلمان در ۲۲ آذر کلاس های درسی برگزار کردند به وسعت خیابان های ایران تا هم به حاکمیت و هم به تمام افراد، احزاب و گروههایی که از کنش های میدانی شهروندان وحشت دارند نشان دهند که می توان مطالبات خود را به مدنی ترین شکل ممکن در کف خیابان فریاد زد بدون آنکه کوچکترین بحرانی ایجاد شود.
حجم مقالات ارائه شده در روزنامه ها و فضای مجازی نشان دهنده این نکته بود که تمام تحلیل گران سیاسی و اجتماعی در مقابل این کنشگری باشکوه غافلگیر شده اند.
در این میان وضعیت شیراز بسیار خاص و منحصر به فرد بود. تجمع دهها هزار نفری ۲۲ آذر که فارس را تبدیل به الگوی مطالباتی معلمان کرده بود این نوید را می داد که حاکمیت حق شهروندی معلمان را در اعتراض خیابانی به رسمیت شناخته و نیروهای امنیتی و انتظامی دستور دارند که همچنان نهایت همکاری را با معلمان معترض داشته باشند. اما متاسفانه تجمع دوم دیماه نشان داد که درب حاکمیت همچنان بر پاشنه ی بی توجهی به اصول قانون اساسی می چرخد. تلفن ها و احضارهای پی در پی فعالان صنفی فارس خبر از وقوع یک اتفاق ناخوشایند در دوم دیماه می داد. هر چند که اعضای انجمن صنفی پیشنهاد داده بودند که تجمع را در محوطه سازمان برگزار کنند اما حاکمیت با نپذیرفتن این پیشنهاد سعی داشت که به هر قیمتی جلوی تجمع را بگیرد.
صبح روز دوم دیماه، درب سازمان آموزش و پرورش توسط نیروهای انتظامی قفل شده و دو سوی خیابان معدل مسدود و از ورود معلمان به این خیابان جلوگیری شد و به این ترتیب اصل ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی توسط مجریان و حافظان قانون زیر پا گذاشته شد.
البته که تجمع باشکوه ۲۲ آذر تکرار نشد اما سماجت و پایداری صدها معلم و کشاندن تجمع به خیابان معدل غربی، نیروهای انتظامی را وادار کرد که خیابان را در اختیار آنان قرار دهند. هر چند قبل از آن چند معلم را مورد ضرب و شتم قرار داده و برای پراکنده کردن معلمان از اسپری فلفل هم استفاده کردند اما معلمان نشان دادند که مطالباتشان جدی تر از آن است که با این تهدید و ارعاب ها عقب نشینی کنند.
در این میان پخش فیلم درگیری سرهنگ نیروی انتظامی با یکی از معلمان، فضای مجازی را سرشار از پیام های احساسی و خشم معلمان نسبت به آن سرهنگ کرد و آنچه که از دیده ها پنهان ماند سکوت غیر اخلاقی و غیر قانونی مدیر کل آموزش و پرورش فارس بود که به راحتی در برابر ورود نیروهای انتظامی به محوطه سازمان و بازداشت چند نفر از همکاران تسلیم شد.
مدیر کل که قرار بود تا چند روز دیگر صندلی خود را تحویل دیگری بدهد و قاعدتا نمی بایست نسبت به حفظ موقعیت خود نیز نگرانی داشته باشد در مقابل این ورود غیر قانونی هیچ اعتراضی نکرد و اجازه داد تا همکاران در خانه خودشان توسط نیروهای انتظامی بازداشت شوند. این تسلیم تحقیر آمیز به عنوان آخرین خاطره تلخ از دوران مدیریت ایشان در ذهن معلمان فارس باقی خواهد ماند.
اما آنچه که باید به حاکمیت یادآوری کرد این است که اجازه ندارد از قدرتی که ملت طبق قانون اساسی به او داده است در جهت سرکوب ملت استفاده کند. برگزاری تجمعات خیابانی و راهپیمایی های مسالمت آمیز بدون حمل سلاح و و بدون سر دادن شعارهای ضد اسلامی، حق تمامی شهروندان ایران است که طبق اصول ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی به آنها داده شده و وظیفه نیروهای امنیتی و انتظامی، برقراری امنیت این تجمعات است نه جلوگیری از برگزاری آنها.
اینکه حاکمیت به طور یکطرفه قوانین بازی را زیر پا بگذارد و اجازه ندهد که ملت اعتراض خود را از راههای قانونی به گوش مسئولان برسانند شاید در کوتاه مدت، شهروندان را ساکت کند اما در دراز مدت مشروعیت حاکمیت را سوال خواهد برد. ضمن اینکه قانون شکنی حاکمیت، مجوز قانون شکنی را به شهروندان خواهد داد و اگر چنین اتفاقی بیفتد دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود. برای برگزاری یک بازی عادلانه بین حکومت و ملت که نتیجه آن برد_برد باشد تنها راه ممکن این است که هم ملت هم حاکمیت به قوانین این بازی پایبند باشند.