غارت افسار گسیخته سرمایه های ملی مردم ایران توسط مافیایی که تحت نظر خامنه ای عمل می کند بر کسی پوشیده نیست و فاجعه بار تر این است که این چپاول و غارت توام با دستگیری ، شکنجه ، خونریزی و کشتار کسانی صورت می گیرد که به آن اعتراض می کنند. خامنه ای به همان شکل که سرمایه های عمومی و خصوصی مردم را غارت می کند، خون جوانان ایران را بر زمین می ریزد.
انسان موقعی که دستور سرداران زیر فرمان بیت را با این عنوان که “لت و پارشان بکنید “، “کهریزکی شان بکنید” می شنود، مو بر اندام اش راست می شود، سیستم سرکوبی که خامنه ای آن را هدایت می کند، در ریختن خون جان های عزیز هیچ مرزی نمی شناسد، آن چنان که در غارت سرمایه های ملی و نان شب مردم ایران هیچ مرزی نمی شناسد.
میگويند ايراد اقتصادهای “سوسياليستی” توليد فقر و ايراد اقتصادهای سرمايهداری شکاف طبقاتی و بیعدالتی اجتماعی است. جمهوری اسلامی عيب هر دو نظام را دارد، بدون آنکه حُسن هيچيک را داشته باشد. در جمهوری اسلامی فقر دامن ٨٠ درصد جمعیت ایران را فراگرفته و شکاف های عظیم طبقاتی به مرز خوفناکی رسیده است.
در حالیکه مردم ایران آثار شوم این غارت را در خالی بودن سفره هایشان، در ناتوانی در خرید، سقوط در آمد ملی، مدارس تخریب شده، میلیون ها دانش آموز ترک تحصیل کرده، کودکان خیابانی، عادی شدن پدیده تن فروشی، گور خوابی، کارتن خوابی، آشغال گردی می بینند، البته که نمی توان آن را از دید کارشناسان کشور های خارجی پنهان کرد.
بر اساس محاسبات «بانک جهانی حالا ایران با کشورهایی همرده شده که مثال فقر در کتابهای اقتصادی هستند. «سرانه تولید ناخالص داخلی» در ایران در سال ۲۰۲۰ میلادی، حدود ۲ هزار و ۳۰۰ دلار محاسبه شده، یعنی تقریبا برابر با کشورهایی مانند «جزایر سلیمان»، «غنا»، «نیجریه» و «کنگو”.
البته با گفتن “سرانه تولید ناخالص داخلی” نمی توان فقر و فلاکتی که مردم با آن دست و پنجه نرم می کنند بیان کرد. فقر و فلاکت همراه با فشار های سوپر ارتجاعی در کوچه و خیابان، محیط های کار و دانشگاه ها و مدارس، حتی بیمارستان ها، تخریب محیط زیست، آفریدن بحران های پی در پی برای مردم ایران بدون آنکه آنان نقشی در آن داشته باشند، روزگار را برای اکثریت مردم ایران سیاه کرده اند. و این مردم ایران هستند که هزینه سنگین این بحران ها را می پردازند.
جنگ رژیم در سوریه، در یمن و تسلیحاتی که رژیم در آنجا به کار می برد، تقویت مالی و تدارکاتی نیروهای نیابتی رژیم در لبنان و عراق و حتی هزینه تسلیحات و تدارکاتی که اسرائیل مداوما در سوریه بمباران می کند، همه و همه از امکانات عمومی مردم ایران پرداخت می شوند و اگر فردی و گروهی دست به اعتراض بزند، با پنجه های آهنین سرکوب می شود که نمونه اش دو جنبش سراسری دیماه ٩٦ و آبان ٩٨ و اعتراضات متوالی روزانه کارگران ، معلمین ، بازنشستگان و پرستاران در سراسر ایران می باشد.
فردی که در راس هرم این سیستم مافیایی غارت، سرکوب و بحرانزا و فلاکت آفرین نشسته است، شخص خامنه ای است که با لجاجت و جهالت و سماجت آن را ادامه می دهد. و در خلال سه دهه گذشته نشان داده شده است که تنها یک راه برای مردم ایران مانده است و آن هم این است که تلاش کنند سرمایه و سرنوشت شان را از چنگال های اختاپوسی این فرد و سیستمی که او در راس هرم آن نشسته است نجات دهند.
برای درک وضعیت مردم ایران نیازی به محاسبات صندوق بین المللی پول نیست، می دانیم که حداقل حقوق تعیین شده برای سال ١٤٠٠، دو میلیون و ششصد و پنجاه تومان تعیین شده و با احتساب سایر مزایا همچون حق مسکن و حق اولاد ، پایه سنوات و… اگر میانگین حقوق شاغلین سراسر کشور ۵ میلیون تومان در ماه در نظر بگیریم، میانگین در آمد سالانه شاغلین ٦٠ میلیون تومان در سال می شود که اگر آن را امروز به تومان تبدیل کنیم، درآمد سالانه یک ایرانی شاغل رقمی برابر با ٢١٤٢ دلار می شود و با احتساب این امر که خط فقر در ایران ١٠ الی ١٢ میلیون تومان هست باید گفت که زندگی تمام نیروی کار، تمامی معلمین، پرستاران، بازنشستگان در زیر خط فقر قرار دارد.
طبیعتا با احتساب کسانی که بیکار هستند، کار موقت دارند، آنانی که توانایی کار کردن ندارند، کارگران فصلی هستند، از کار افتاده هستند و از آن حداقل حقوق هم بهرهمند نیستند، می توان به عمق فاجعه پی برد. اقتصاد نیوز در ٢٧ مرداد ١٤٠٠ می نویسد، از هر ١٠ ایرانی تنها سه نفر شاغل هستند و نرخ بیکاری نیروی جوان در بهار ۱۴۰۰ در بازه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال، ۲۲٫۱ درصد به ثبت رسیده است. به بیان دیگر میتوان گفت حدودا از میان هر ۴ جوان ایرانی در بازه سنی مذکور، یک نفر بیکار است و اینها آسیب پذیرترین اقشار جامعه ایران هستند که هیچگونه در آمدی ندارد و طیف عظیمی را تشکیل می دهند که زندگی شان در زیر خط فلاکت هستند.
به این ترتیب مردم کشوری که سرشار از منابع نفت و گاز منابع اولیه دیگر است و این منابع به شکل بی رویه ای هم استخراج می شود، نزدیک به٨٠ درصد نفوس با فقر و فلاکت زندگی می کنند و کوچکترین اعتراض شان به این وضع هم با دستگیری، شکنجه، زندان و حتی مرگ همراه است ، مسبب کیست ؟ چه باید کرد؟ …
٦ دیماه ١٤٠٠