امتداد – سیاسی: چرا تلاش های دولت از طریق فرانسه و ژاپن با حداکثر مخالفت از سوی یک جریان خاص روبه رو میشود؟ آیا آنها با حل مشکل ایران با آمریکا مساله دارند؟ یا آنکه مسیر حل این مشکل برای آنها از درجه اهمیت بالاتری برخوردار است؟
اگر به سه سال قبل برگردیم به یاد میآوریم که چطور شایع شد ترامپ با حمایت پوتین بر سر کار آمد. این مساله آنقدر مهم بود که در داخل ایران محافلی این موضوع را مطرح می کردند که «برخلاف آنکه دولت و اصلاح طلبان می گویند، ترامپ مردی کاسب است و جنگ طلب نیست. اتفاقا به واسطه نزدیکی به پوتین ایران میتواند از ظرفیت آن استفاده کند. » موضوع کمک پوتین به روی کار آمدن ترامپ و عملیات های مجازی روسیه آنقدر گسترده شد که منجر به تحقیقات بازرس مولر شد. این اما یک طرف ماجراست.
یک سال و نیم بعد از روی کار آمدن ترامپ، آمریکا از برجام خارج شد و ایران با مشکلی بزرگ روبه رو شد. به طور طبیعی ایران برای انجام مذاکره و یا معامله با آمریکا (همچون گذشته) نیاز به یک واسطه داشت. اما هیچ کدام از راهها تاکنون به نتیجه نرسیده است. در این میان دولت تلاش کرده تا با کمک اتحادیه اروپا، فرانسه و این روزها ژاپن موضوع را به طریقی که مصلحت و عزت ایران در آن حفظ شود، حل کند. اما رفتارهای مخالفان دولت در این زمینه بسیار قابل تامل است. آنها با هر کس که دولت با آن به سمت واسطه گری پیش برود، مخالفند. اما در عوض نسبت به واسطه گری پوتین بسیار خوشبین هستند. تا جایی که پیش از سفر روحانی به نیویورک، خبرهایی کاملا مثبت در مورد میانجیگری روسیه میان ایران و آمریکا منتشر شد.
سئوال این است: آنها که در مورد فرانسه از «مکر مکرون» حرف می زدند چرا امروز تیغ نقد را روانه ژاپن می کنند؟ معنای تیترهای «خربزه آبه» و یا «سراب آبه» چیست؟ چرا کیهان مینویسد: «پس از ناکامی فرانسه و فرصتسوزی، ژاپن به عنوان مهره دیگر آمریکا و ترامپ، وارد بازی فریب جدیدی شد اما این کشور حتی از فرانسه هم مسلوبالاختیارتر و بیارادهتر است. چرا این روزنامه تاکید می کند: «اکنون گفته میشود ژاپنی ها نیز مانند فرانسویها مشغول فریب کاری و وعده درمانی با روحانی هستند.»
از نظر ما و مردم ایران اگر با واسطه هر طرفی عزت ایران حفظ و مشکل برطرف شود به صلاح ملک و ملت است. اما آیا برای آنها هم همینطور است؟ برای پاسخ به این سئوالات به سال ۹۲ بازگردیم. زمانی که روسیه و اروپا بر سر اوکراین دچار اختلاف شدند و ایران در مذاکره هستهای قرار داشت. همان زمان کیهاننشینان به واهمه افتادند و فریاد دفاع از منافع روسیه سرداده و نوشتند: «طی چند هفته اخیر بارها شاهد بودیم دولتمردان محترم در مصاحبه های داخلی و خارجی خود اعلام کردند که ایران برای صدور گاز به اروپا آمادگی دارد. این یعنی ایران کشورهای اروپایی را از بحرانی که به علت قطع صادرات گاز روسیه با آن روبه رو شده نجات بدهد. این یعنی تخریب سنگرهای خودی و تجاوز به حریم میهن اسلامی و مردم آن.» (در واقع روسیه از طریق تهدید قطع گاز اروپا درحال دریافت امتیاز از اروپا بود و در این مسیر به شدت نگران بود که ایران در توافقی گاز خود را به اروپا صادر کند.) راز آن فریاد زدن به نفع روسیه از سوی کیهان نشینان را باید در کنار نزدیکی پوتین و ترامپ از یک سو و حملات این روزها به مکرون و آبه جستجو کرد.
از خودمان بپرسیم چرا زمانی که ترامپ و پوتین در هلسینکی دیدار و در مورد ایران گفت وگو کردند کیهانیون نگران «فریب» و «وقت تلف کردن» نبودند؟ مساله ساده است: هم روسیه و هم روسوفیلهای داخلی هر نوع مذاکره و معاملهای را از طریق روسیه قبول داشته و میپسندند. هدف نهایی آنها این است که «زانوهای دولت ایران را در مقابل پوتین خم کنند تا بار دیگر بهعنوان واسطه میان ایران و ترامپ عمل کند.» این تلاشها بدون دلیل هم انجام نمیشود.
زمانی که این رابطه از طریقی غیر از روسیه انجام شود، خود روسیه نیز نگران است که میان ایران و آمریکا چه می گذرد و آیا منافع آنها در این میان تامین خواهد شد یا خیر. اما زمانی که میانجی خود روسیه باشد، این نگرانی برای روسیه و روسوفیلهای داخلی برطرف میشود. به این ترتیب است که دولت ایران از هر طریقی که بخواهد با آمریکا به عنوان یک واسطه مذاکره کند، آنها به مخالفت بر می خیزند. این قاعده تکرار خواهد شد. تا زمانی که روسیه واسطه ما باشد. اتفاقا در ان زمان هر کس نسبت به «احتمال فریب» حرف بزند با برچسب های همیشگی کیهانی روبهرو میشود. این تلاش را در نظر داشته باشید و ببینید چگونه عمل می کنند. روسوفیل ها تا به رسیدن به مقصد و بردن روحانی به پیش پوتین دست بر نخواهند داشت.