خودزنی صداوسیما در ماجرای ۲۴۰۰ ساعت جلسه “بکلی سری”، حسین باستانی

به دنبال نمایش بین سطور ۴ دی تحت عنوان “بازگشایی پرونده کربلای ۴”، واکنش های متنوعی در فضای رسانه ای صورت گرفت. صدا و سیما هم دو برنامه در واکنش به مطالب عنوان شده در برنامه پخش کرد: اولی، برنامه ای گفتگو-محور در شبکه مستند در ۶ دی در دفاع از مدیریت جنگ و محسن رضایی بود که در آن برای اولین بار پس از ۳۵ سال دو دقیقه از یک مکالمه بیسیمی آقای رضایی پخش شد -مکالمه ای که البته، به سختی می‌شد فهمید که قرار است چه نکته‌ای را اثبات یا رد کند.

دومین برنامه، ۱۶ دی تحت عنوان “بکلی سری” از شبکه خبر پخش شد که ظاهرا به لحاظ شکلی، تلاش شده بود شبیه مستند “کودتای خزنده” باید در شهریور ۹۹ باشد. به لحاظ محتوایی اما، هرچند چیزی به ادعاهای قبلی “مسئولان کربلای ۴” اضافه نمی‌کرد، عملا نوعی “خودزنی” غریب در موضوع روایت جنگ بود.

در همان ابتدای مستند، راوی می‌گوید این برنامه نیم ساعته -که در حدود یک ربع ساعت از آن صداهایی از جلسات مختلف قابل شنیدن است- با استفاده از نوارهای جلسات فرماندهان ساخته شده که در “مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس” سپاه پاسداران نگهداری می شوند. در برنامه، همچنین به صراحت اعتراف می‌شود که نوارهای فوق، در قالب ۱۴۰۰ کاست از ۲۴۰۰ ساعت جلسه هستند و “تا امروز” طبقه بندی “بکلی سری” داشته‌اند.

البته به راحتی نمی توان باور کرد که سپاه پاسداران و صداوسیما، خودشان از قبل قصد انتشار این نوارها در مورد کربلای ۴ را -آن هم با ۱۱ روز تاخیر از سالگرد عملیات- داشته اند. ولی اعتراف صریحی که در برنامه صورت گرفته، به وضوح فاش می‌کند که متولیان رسمی تاریخ جنگ، تنها در مورد یک عملیات، چه حجم عظیمی از مستندات تاریخی -۱۴۰۰ نوار- را به مدت ۳۵ سال از افکار عمومی پنهان نگه داشته اند.

برای توجیه اینکه چرا متولیان رسمی تاریخ جنگ -یک بار دیگر- پس از پخش برنامه ای در یک رسانه برونمرزی یادشان افتاده حدود یک ربع از نوارهای در اختیارشان را منتشر کنند هم، مستند به این توجیه متوسل شده که نوارها “تا امروز” طبقه بندی حفاظتی داشته اند -و لابد “امروز”، ناگهان به طور طبیعی طبقه بندی آنها بر طرف شده.

ابداع کنندگان چنین توجیهی، قاعدتا به این مشکل فکر نکرده‌ بودند که وقتی ادعا می‌کنند طبقه بندی نوارهای جلسات فرماندهان در مورد کربلای ۴ برداشته شده، منطقا یعنی دیگر نباید مشکلی وجود داشته باشد که این نوارها در اختیار افکار عمومی قرار بگیرند. در حالی که صاحبان آرشیوهای رسمی جنگ، بهتر از دیگران می‌دانند که هرگز -هرگز- نخواهند توانست نوارهایی که ۳۵ سال به دلایلی آشکار پنهان کرده اند را برای اطلاع مردم و رسانه ها منتشر کنند. به ویژه، نوارهای مربوط به عملیات خونین کربلای ۴ را.

اقدام اخیر صداوسیما در مورد کربلای ۴، در حقیقت یادآور تجربیات کاملا آشنایی است: به ویژه وقتی پس از انتشار آگهی مستند “کودتای خزنده” در شهریور ۹۹ و یک شب قبل از انتشار این مستند، خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه در اقدامی انفعالی تصمیم گرفت فایل صوتی جلسه تاریخی فرماندهان سپاه در آذر ۶۳ را -که “کودتای خزنده” در مورد آن بود- پخش کند. حیرت انگیز آنکه این رسانه، حتی هنگامی که قصد “ادعای شفافیت” برای خنثی کردن یک مستند برونمرزی را داشت، بخش‌هایی متعدد از نوار جلسه آذر ۶۳ را سانسور کرد؛ شاید به این تصور که کسی متوجه نخواهد شد. تصوری که البته غیرواقعی بود و طبیعتا، به افشای سانسورهای جدید انجامید.

به عبارت دیگر صاحبان آرشیوهای رسمی جنگ، حتی هنگام انتشار نوار جلسه حدودا ۳ ساعته سال ۶۳ -آن هم وقتی می‌دانستند قرار است یک روز بعد اصل آن منتشر شود- نتوانستند در مقابل وسوسه سانسور عباراتی در نوار مقاومت کنند.

در چنین پس زمینه ای، وقتی همین آرشیو داران، از حدود ۲۴۰۰ ساعت نوار ضبط شده در مورد کربلای ۴ -که در اختیار افکار عمومی هم قرار نمی‌دهند- عباراتی را انتخاب و روی آنتن می‌فرستند، قضاوت مخاطب در مورد “جنس” روایت صداوسیما، قابل پیش بینی است.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»