تاثیر سندروم فقر بر فروپاشی فرهنگی، سروش آزادی

بحران فقر بصورت گسل های اجتماعی سرباز می‌کند!

تاثیر فقر بر بالا آمدن بحران های بیکارسازی، تبعیض جنسیتی، افزایش کارگران جنسی، کودکان کار، دزدی، خودکشی… بر هیچ یک از محققین و تحلیل گران اجتماعی پوشیده نیست. ده ها سال است که در رسانه ها به مورد تاثیر فقر بر نهاد خانواده اشاره می شود. تاکید به این مهم که از هر ده خانواده که تشکیل می شود بیش ازنیمی به طلاق می انجامد، که از دلایل اصلی آن وجود گسل اقتصادی و بحران فقر و معیشت است که به فروپاشی خانوادگی می رسد.

به میزانی که حاکمیت جمهوری اسلامی در مسند قدرت است، بر بحرانهای زیستی ایرانیان فزونی می گیرد. و رابطه معنا دار و دیالکتیکی ما بین پلشتی و ناکارآمدی حکمرانان با بحرانهای اجتماعی خصوصا در حوزه روابط بین انسانها در جامعه دیده می شود!

طی دهه اخیر بیشترین فشار و تبعیض طبقاتی بر نیمی از جمعیت کشور یعنی زنان ایران‌زمین رفته است. طی دو سال اخیر کارآفرینان زن با شیوع ویروس کوید ۱۹ و بحرانهای اقتصادی ناشی از آن بی شمار بیکار گشتند که اکثرا از طبقات متوسط جامعه شهری و روستایی بودند. زنانی که سرمایه خود را از دست دادند و به زیر خط فقر سقوط کرده اند. کثیری که عهده دار تهیه هزینه های زندگی بودند.

گسترش فقر در فضای اجتماعی موجب شخم زدن فرهنگ و ارزشهای انسانی گشته است. و کم نیستند زنانی که به دلیل بیکاری یا اعتیاد همسران خود، در خانواده دچار سرکوب خشن شدند و ناچار گشتند تا زیست خود را تغییر دهند! در این خانواده ها بودند مردان معتادی که برای تامین مواد مخدر، به اجبار زنان خود را معتاد یا در اختیار مردان دیگر گذاشتند. بودند مردان بیکاری که زنان خود را به خیابان فرستادند تا برای تامین مایحتاج زندگی به خودفروشی تن دهند.

بیش از ۹۵ درصد جامعه کارگری مشمول قانون کار نیستند (کارگران قراردادی)، و زندگی  خود را بدون امنیت شغلی با فشار و استرس مضاعف ناشی از پلشتی اقتصادی و در زیر خط فقر زیست می کنند. خصوصا کودکان در خانواده های مزدبگیران هفته ها عاجز از مصرف مواد پروتئینی و گوشتی و لبنیات هستند. ۵۸ درصد خانواده های طبقات آسیب پذیر با توجه به حقوق دریافتی و گرانی ها «برای زنده ماندن تلاش می کنند و نه برای زندگی کردن».

از دیگر ناهنجاری های ناشی از فقر در ایران می توانیم به افزایش آمار سرقت در کشور اشاره کنیم. دزدی اموال معلولین تا زیرساخت راههای مراسلاتی و لوازم ترابری از آن جمله هستند؛ در گزارشها می خوانیم که در مراکز بهزیستی و پزشکی کشور دزدی بصورت فراگیر شیوع یافته است. چنانچه فروشندگان لوازم توانبخشی در گزارشهای متعدد اعلام کرده اند؛ «وقتی ویلچر، عصا، واکر و مانند آن را از معلول می دزدند و برای فروش اینجا می آورند، یعنی اینکه وضع خیلی خراب است». در گزارشهای دیگری «تابلوها و نشانه های ایمنی، گارد ریل، تجهیزات الکتریکی از جمله ترانس برق، کابل برق، پایه های تیر برق و سامانه های روشنایی و دزدی لوله های انتقال نفت سبک با تکیه گاههای وابسته آن» و آنکه «سرقت دریچه های فاضلاب، پوشاک روی بند لباس و ایفون های ساختمان، دستگیره های درب های ساختمانی…» از جمله مواردی ریز دزدی هستند که در رسانه های داخل به ثبت رسیده. مواردی که با افزایش شکاف طبقاتی وسعت چشمگیری یافته است.

هم چنین از طرف سرپرست دفتر امور معاینات بالینی سازمان پزشکی قانونی اعلام شده که تنها در «ماه بهمن ۹۹- بالغ بر ده هزار و ۲۳۱ مورد شامل ۷۸۸۶ مرد و ۲۳۴۵ مورد زن، برای دریافت دیه یا خسارت» خود زنی کرده اند.

موسسه تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی ایران در تاریخ مورد نظر فاش ساختند که در سبد بسیاری از مردم «استفاده از گوشت قرمز، گوشت سفید، تخم مرغ و لبنیات حذف یا کاهش یافته است» و این در صورتی است که «افرادی در مناطق روستایی دورافتاده برای تامین گوشت مورد نیاز به حیوانات بی زبان هجوم می برند».

طبیعتا کودکان اولین قربانیان در بافتار استثماری و روابط ناهنجار ناشی از شکاف طبقاتی هستند که هم اکنون بدون آمار دقیق در سطح کشور میانگین ۳ تا ۷ میلیون نفر کودک کار وجود دارد. کودکانی که گفته می شود بخشا به دلیل عدم حمایت اجتماعی به اعتیاد آلوده می شوند و در پستوها و خوابگاههای حاشیه شهرها مورد تجاوز قرار می گیرند.

اینکه تورم و فقر موجب کاهش قدرت خرید مردم شده و در رستورانهای جنوب شهر تهران گزارش می شود که در لیست منوی غذاها «زرشک پلو با اسکلت مرغ، چلو با استخوان قلم و برنج با دنبه» به جای «باقالی پلو با ماهیچه، ماهی، گوشت، سلطانی و برگ» سرو می شود. نشان می دهد وقتی در مدت چهار سال گوشت قرمز از ۳۶ هزارتومان به ۱۴۰ هزارتومان می رسد و «فروش گوشت قرمز در قصابی های مناطقی از تهران و شهرهای بزرگ بصورت قسطی» صورت می گیرد، ادعای برنامه اقتصادی و کاربرد مدلهای توسعه توسط حاکمیت جمهوری اسلامی دروغی پیش نیست!

و اینها همه نشان می دهد و ثابت می کند که در رژیم مذهبی حاکم امکان دستیابی به رفاه نسبی برای ایرانیان غیر ممکن است. و هیچ راهی برای ترمیم چنین گسل طبقاتی میسر نمی باشد. و البته شاید تنها راه ممکن تلاش برای اتحاد فراگیر و اعتراض از طریق حضور در خیابان و همبستگی در سطح ملی باشد.

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»