آیا تابوی مذاکره مستقیم با امریکا شکسته و یا فریب دیگری در کار است!؟ حمید آقایی

قدرت‌نمایی در بیرون، تزلزل و پوسیدگی در درون

امیر عبداللهیان وزیر خارجه دولت رئیسی روز دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ در رابطه با مذاکره مستقیم با امریکا می گوید: «اگر در روند مذاکرات به مرحله‌ای برسیم که رسیدن به یک توافق خوب با تضمین بالا لازمه‌اش این باشد که سطحی از گفت‌وگو را با آمریکا داشته باشیم، آن را نادیده نخواهیم گرفت.»

سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی نیز در نشست خبری دوشنبه ۴ بهمن در مورد اظهارات اخیر رابرت مالی نماینده ویژه آمریکا در مذاکرات وین در ارتباط با آزادی اتباع آمریکایی در ایران و ارتباط آن با مذاکرات وین می گوید: «اگر آمریکا به توافقات قبلی‌ پایبند باشد این مسئله در کمترین زمان قابل حل است.»‌

اقدامات دیپلماتیک جمهوری اسلامی در رابطه با چین و روسیه، از جمله امضای اسناد همکاری با این دو کشور و سفر مقامات عالی نظام به پکن و مسکو، و نیز عملیات تحریک آمیز نظامی حوثی های یمن (که قطعا بدون تایید جمهوری اسلامی نبوده است) نشان از آن دارند که راهبردی که رهبری نظام اینبار در رابطه با مذاکرات وین در پیش گرفته است، یک راهبرد به اصطلاح تهاجمی، بدون نشان دادن نقطه ضعف در مقابل طرفهای اروپایی و امریکایی است.

فروش نفت به چین و اعلام علنی آن نیز در راستای همین راهبرد قابل تفسیر است. به این معنی که به طرفهای غربی نشان دهد که جمهوری اسلامی، با وجود تحریمهای بیشمار، در دامن شرق، همراه با ایجاد آشوب و بی ثباتی در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس همچنان می تواند به بقای خود ادامه دهد.

این موضع تهاجمی و نمایش قدرت دیپلماتیک-نظامی در برابر طرفهای غربی در حالی اتخاذ می گردد و به نمایش گذاشته می شود که امریکا و اروپا، بنا به منافع خود، به هر شکل ممکن، حتی با دادن امتیاز، قصد دارند جمهوری اسلامی را در پای میز مذاکره نگاه دارند و مناسبات دیپلماتیک خود را با حکومت ایران زنده و فعال نگاه دارند. در این رابطه، ترجیح طرفهای غربی استفاده از قوانین موجود بین المللی برای مهار جمهوری اسلامی است. در حالیکه دولت های روسیه و چین، بدلیل موقعیت های نظامی و اقتصادی غیر قابل انکار خود همواره نشان داده اند که در صورت لزوم حاضرند قوانین بین المللی را به کناری نهند و یا دور بزنند و بجای آن از اهرم قدرت آشکار و لخت خود استفاده کنند.

جمهوری اسلامی نیز، بدلیل حضور منطقه ای خود و پس از کسب اطمینان از حمایت های روسیه و چین، پس از تفاهمنامه ای ۲۰ و ۲۵ ساله با این دو کشور و به گرو گذاشتن منابع سرزمینی کشورمان، احساس می کند که می تواند با موضع قدرت وارد مذاکرات وین شود و شرایط خود را تحمیل کند. که البته این احساس قدرت، در اثر ملاحظه کاری و مدارای بیش از حد دولت امریکا تشدید نیز شده است.

اعلام آمادگی مذاکره مستقیم با امریکا از سوی مقامات وزارت خارجه که قطعا بدون اجازه علی خامنه ای نبوده است، می تواند اینبار بدلیل احساس و پندار قدرتِ برگرفته از دامن حمایت های چین و روسیه باشد. اما این احساس قدرت زمانی که با دیوارهای سخت واقعیت برخورد کند، می تواند سریعا تبدیل به یک سراب و خواب آشفته شود.

بسیاری از اقتصاددانان پیش بینی می کنند که در سال آینده شاهد یک سونامی تورمی وحشتناک خواهیم بود، که علائم آن امروز نیز دیده می شوند. از سوی دیگر هر روز شاهد اعتراضات و تجمعهای مردمی در اعتراض به وضعیت بسیار بحرانی معیشت و فساد گسترده هستیم. اعتراضاتی که ضرب آهنگ آن همراه با افزایش تورم و فقر هر دم افزایش می یابد. دامنه اعتراضات حتی به کارمندان زندانها و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی نیز کشیده شده است، که نشان از افزایش شتاب ریزش نیرو حتی در دستگاه سرکوب رژیم دارد.

از این نظر اگرچه جمهوری اسلامی در حال حاضر با قرار گرفتن در دامن روسیه و چین و با اتکا به نیروهای نیابتی و مزدبگیر خود قدرت نمایی می کند و باد در گلو انداخته است، اما از نظر درونی در یکی از ضعیفترین و بحرانی ترین موقعیت های خود قرار گرفته است. موقعیت جمهوری اسلامی در شرایط حاضر شبیه مقاطع پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است که در ضمن قدرت نمایی و گردن کلفتی بدلیل برخورداری از سلاح اتمی، از درون بشدت پوسیده و متزلزل بود و سرانجام نیز آن کاخ شیشه ای با ضربه ای از درون فروریخت.

این واقعیت را نیز نباید نادیده گرفت که سیاست جمهوری اسلامی در مذاکرات وین، اتلاف وقت و زمان خریدن بوده است، تا از یکسو فرصت کافی برای رسیدن به نقطه گریز هسته ای به چنگ آورد و از سوی دیگر با فروش ایران به چین و روسیه اطمینانهای لازم از حمایتهای این دو قدرت کسب کرده باشد. این نظر می توان گفت که صحبت از مذاکرات مستقیم با امریکا یک بازی دیپلماتیک جدید جمهوری اسلامی است. البته بازی که در هر حالت می تواند به جمهوری اسلامی کمک کند. اگر حمایت های اقتصادی چین کارساز نشد و بحران معیشت و تورم و کسادی اقتصادی به نقطه انفجاری رسید و جمهوری اسلامی ناگزیر از تسلیم در برابر خواسته های غرب شد، خب زمینه های با سخنان وزیر خارجه رژیم آماده شده است. اما اگر رژیم توانست سونامی تورم و بحرانهای اجتماعی و سیاسی ناشی از آنرا از سر رد کند، خب باز هم می تواند از موضع قدرت وارد مذاکره مستقیم با امریکا شود، البته «اگری» که بسیار بسیار بزرگ است و احتمال وقوع این حالت بسیار بسیار کم می باشد.