با قرنها فاصله با مقتضیات زمان کنونی .
شیخ لطفالله صافی گلپایگانی (۱۲۹۷-۱۴۰۰) در ۱۰۳ سالگی از دنیا رفت. او داماد و جانشین سیدمحمدرضا موسوی گلپایگانی (۱۲۷۸-۱۳۷۲) بود. دو مرجع شیعه که علیرغم وابستگی به جریان سنتی شیعه، حامی جمهوری اسلامی هم بودند. سیدمحمدرضا موسوی گلپایگانی، با اکراه و اماواگر ولایت فقیه را پذیرفت و شاگردان باواسطه و بیواسطهاش از اوایل انقلاب تاکنون پستهای مهم قوه قضائیه و شورای نگهبان را قبضه کردهاند. چون اطرافیان خمینی (به جز حسینعلی منتظری) چندان در فقه سررشته نداشتند.
این دو داماد و پدرزن به معنای واقعی کلمه از اعماق تاریخ آمده بودند و قرنها با مقتضیات زمان کنونی فاصله داشتند. دو مثال میزنم تا مسأله روشنتر شود:
یکم، سال ۱۳۶۴ و در یک جلسهای چند نفر از زنان چادرپیچشده به دیدار خمینی میروند، در آن دیدار مرضیه دباغ با آن صدای مردانهاش یک بیانیه میخواند، این دیدار از تلویزیون پخش میشود، به شب نکشیده فریاد وااسلامای سیدمحمدرضا موسوی گلپایگانی بلند میشود و پیامی به این مضمون به دفتر خمینی ارسال میکند: «وقتی در حضور مرجع تقلید شیعه، صدای یک زن را شنیدم از درگاه باریتعالی آرزوی مرگ کردم.»
دوم، شیخ لطفالله صافی گلپایگانی، چنان در مورد حرمت موسیقی متعصب بود که وقتی قرار بود در بیت او اذان از رادیو پخش شود، موقع پخش صدای تیکتاک قبل از اذان، رادیو را برای چند ثانیه خاموش میکردند، چون معظمله، حتی گوشدادن به این تیکتاک ساده را برای احتیاط جایز نمیدانستند.