هزاران درد بی درمان به جان ملت افتاده
قتل، دزدی، فحشاء، سر بریده، …..دروغ، ریا، رانت، حقه بازی، قلدری، ….. گرانی و تورم و رکود اقتصادی، انحصار طلبی و سلطه گری، مرگ و شیون و هزاران درد بی درمان به جان این ملت افتاده، بدون تردید باید به حاکمان نگریست، حاکمان به خود بنگرند نه به مردم، افتضاحات سیاسی و اخلاقی و اجتماعی خود را ببینند، مردم را مقصر نشان ندهند.
وقتی مردم به حاکمان می نگرند و از گافهای آنان که از بیسوادی و بی خیالی در رسانه ها منعکس می شود؛ جک می سازند و مسخره می کنند یعنی عدم اعتماد و عدم اطمینان مردم به رهبران؛ با این همه مصیبت و بحران و این همه ادعای حاکمیت، چه رابطه ای می توان برقرار کرد؟ کجای کارید؟ کشور در تباهی و نابودی و بی اخلاقی غرق شده است و شما حضرات با نافهمی و فرافکنی، همه امور را یکدستِ یکدست کرده اید، همه چیز را قرق کرده اید و فقط شعار بیخودی از خودی های بیسواد خود می دهید.
زمانی بر علوم انسانی تاختید که همه مصیبتها زیر سر علوم انسانی است، دانشگاه امام صادق که مثلاً! بر اساس علوم اسلامی دانشمند! و مدیر! تربیت کرده که با این نمایش شش ماهه یکدستشان از صدر تا ذیل، جز تحقیر و ذلت ببار نیاورده اند و این همه بحران اجتماعی و اخلاقی هم پدید آمده است تا جوان شمشیر به دستی خندان با سر بریده دخترکی در دست در انظار مردم و در کف خیابان جولان می دهد. اوج وحشیگری و درنده خویی است اما تقصیر از شماست حضرات مسئولِ حکومتِ یکدست، بفرمائید توضیح دهید کجای کارید؟
عمدی بر تعمیم مشکلات و بحرانهای اخلاقی پدید آمده و در حال گسترش بر مسایل سیاسی نیست اما نمی توان بحرانهای موجود را جدای از سیاست تحلیل کرد، ساده ترین تحلیل این است که وضعیت امروز و فردای جامعه به دلیل تصمیم های غلط و انحصار طلبی گروهی اقلیت است که از بد حادثه با زور و قلدری و سوء استفاده از قدرت همه امور را به دست گرفته اند و پاسخگو هم نیستند.
وقتی رای مردم بی ارزش میشود و همه را رد صلاحیت می کنند تا جنین مجلس و چنین دولتی بر سرکار آید مسلماً جامعه واکنش پیدا و پنهان نشان می دهد، وقتی تمام مسئله زنان و حقوق او به حجاب و تار مو تقلیل می یابد و زن در خانواده و در برابر قانون با تبعیض روبرو است و تکلیف و نقش مهم او می شود فرزند آوری و زن برای هموار کردن حقوق خود راهها را مسدود می بیند مسلماً اخلاق و سیاست و تعامل اجتماعی و حقوق و شهروندی با چالش روبرو می شود، واکنش زنان را در پی دارد و تباهی اخلاقی و اجتماعی پیش می آید. میشود شمشیر به دست و سر بریده در دست در خیابان.
همه را متهم به لیبرالیسم کردید و از میدان به در کردید در حالی که معنا و مفهوم لیبرالیسم را هم نمی فهمید، فتنه گر و نفوذی خواندید، جاسوس و سوروس و مرگ بر این و آن در این چهل سال لحظه ای از زبانتان نیفتاد و مرتب گفتید ما عین اسلام هستیم، می خواهیم مردم را به بهشت ببریم، از رهبری جهان گفتید، ایران را می خواستید قدرت برتر کنید، درس اخلاق در منبرها دادید و امروز بفرمائید از اسلام محمد و علی چه باقی مانده؟ از اخلاقیات و اجتماعیات چه باقی مانده؟ از ایران چه باقی مانده؟
بفرمائید کجای کارید؟