جای معلم زندان نیست! محمدرضا نیک نژاد

با برخی آدم‌ها حتی اگر یک بار هم برخورد داشته باشید اثرش همیشگیِ همیشگی خواهد بود؛ ” #شعبان_محمدی ” از آن دست آدم‌هاست. گرچه برخورد ما از یک بار بیشتر بود. یک بارش در یک مسافرت صنفی، گروهی ۲۰-۳۰ نفره از تهران مهمان دوستان مریوانی بودیم و ایشان میزبان؛ یک بار هم در یک سفر صنفی دیگر با شماری از همکاران چند استان‌ مهمانِ دوستان گیلانی بودیم؛ تیر ۹۴ هم در تجمع صنفی که به خاطر درخواست آزادی اسماعیل عبدی برگزار شد، مدتی اندک در تهران میزبان برخی از همکاران صنفی سراسر کشور از جمله ایشان بودیم. در این چند بار مردی خوش خوی و خوش گوی و خوش رفتار و آرام و البته استوار در خط صنفی را دیدم؛ مردی که بر من اثر فراوان و همیشگی گذاشت؛ ناگفته نماند همه صفت هایی که برشمرده شد را می توان برای بسیاری از دوستان کرد از مریوان و سقز گرفته تا سنندج و … بکار برد. 

شعبان محمدی، دوست و همکار بزرگوارمان در واپسین اعتراض صنفی معلمان سراسر کشور در مریوان بازداشت شد و با وجود حضور صنفی و پشتیبانی کم مانند معلمان مریوان، همچنان در بازداشت به سر می‌برد. بارها گفته شده است که ریشه اعتراض‌های چند دهه‌ای معلمان سراسر کشور عدم توجه به خواسته‌های صنفی است که اگر برآورده شوند افزون بر حفظ منزلت و ترمیم معیشت آنان بر سرنوشت بیش از ۱۴ میلیون دانش آموز نیز  بسیار کارگر خواهد بود. بازداشت محمدی و در زندان نگه داشتن فلاحی، عبدی، رمضان پور، رمضانی و … صدور حکم‌های سنگین برای ابراهیمی و ده‌ها معلم دیگر، پاک کردن صورت مسئله، آن هم با بد سلیقگی کامل است. 

آقایان! میانگینِ دریافتی معلمان، نصف خط فقر است! کجای این جمله قابل درک نیست!؟