ترجمۀ: علی حسین نژاد
با گزارشی از لبل ترو در روزنامۀ اندیپندنت در مورد احتمال بهره برداری کشورهای خلیج از تحولات اخیر در عرصۀ اوکراین در راستای صدور نفت، آغاز می کنیم.
این گزارش معتقد است که اگر تحریم های اعمال شده توسط رهبران جهان بر روسیه پس از حمله اش به اوکراین، شامل بخش انرژی نیز گردد؛ این امر می تواند برای کشورهای خلیج سودآور باشد.
طبق این گزارش تا به امروز، آلمان برجسته ترین گام را اتخاذ کرده است، که طی آن تصویب پروژه وارداتی خط لوله گاز «نورد استریم 2» به ارزش 11 میلیارد دلار از روسیه را به حالت تعلیق درآمده است، پروژه ای که قرار بود فشار بر مصرف کنندگان اروپایی را که با قیمت های بسیار بالایی مواجه می شوند، کاهش بدهد.
ترو می گوید که «کشورهای دیگر مردد بودند، تا تحریمها علیه بخش انرژی روسیه، دومین تولید کننده بزرگ نفت جهان، و یک کشور مسئول 40 درصد از واردات گاز طبیعی اروپا و یا حتی اقدام خود روسیه به بستن شیرهای گاز و نفت، به عنوان سلاح دو طرفه قرار نگیرند.”
او می گوید: «این ممکن است تاثیراتی ویرانگر بر اقتصاد جهان بگذارد در زمانی که قیمت ها در بالاترین سطح خود از سالها پیش تا کنون می باشد».
او می افزاید: «این به احتمال زیاد به معنی تکیۀ جهان بر سایر کشورهای تولید کننده نفت و گاز برای دست یافتن به صادرات برای کمک به پایین نگهداشتن قیمت ها یا در بدترین شرایط، برای جبران فوری کمبود در صورت قطع صادرات توسط روسیه خواهد بود».
این خانم نویسندۀ مقاله می گوید: «این جایی است که کشورهای خلیج می توانند از بحران اوکراین به سودخودشان بهره برداری کنندو چه بسا یکی از برندگان بزرگ این جنگ بشوند».
ترو فرستادن هماهنگ کننده کاخ سفید برای خاورمیانه و شمال آفریقا، برت مک گورک توسط واشنگتن به عربستان سعودی و امارات متحده عربی، برای بررسی توانایی کشورهای عربی خلیج فارس، بر تولید و فروش نفت بیشتر به علاوۀ موضوعاتی دیگر را یادآوری کرد.
ریاض آن را رد کرده است و به جای آن به مدت پنج سال به توافق بر تولید «اوپک +» متعهد شده است که شامل روسیه هم می شود. این امر اتهاماتی را از سوی رسانه های آمریکا علیه عربستان برانگیخت مبنی بر اینکه این کشور با مسکو “همدست” شده است.
در اینجا، نویسنده می گوید: «عربستان سعودی می تواند از این احساس نیاز به او در آینده سود ببرد».
او خاطرنشان کرد که پادشاهی عربستان سعودی «در گذشته درخواستهای های آمریکا را پذیرفته است، مثلا در سال 2018 عربستان سعودی درخواست دونالد ترامپ مبنی بر افزایش تولید برای تقویت ثبات بازار را پذیرفت و اینکه بعدا تولید را کاهش بدهد.”
در این گزارش آمده است: «آنچه می تواند این را زیر و رو کند، نگرانی واشنگتن در مورد قیمت نفت و احتمال متوقف کردن صادرات توسط روسیه است، اگر چه کرملین روشن ساخته که نمی خواهد این کار را انجام دهد».
در این گزارش به نقل از آندریاس کریگ، متخصص امنیتی در کالج کینگز لندن آمده است: «بایدن درک می کند که سیاست واقع گرایانه این است که باید با عربستان سعودی کار کند».
کریگ افزود: «سعودی ها می توانند خواستار نوعی بسته های موشک شامل انواع موشکها بشوند که برای ذخیره سازی مجدد یا به دست آوردن چراغ سبز بیشتری در رابطه با یمن به آنها نیاز دارند؛ احمقانه خواهد بود اگر این کار را نکنند در حالیکه در مسند رهبری هستند».
از سوی دیگر، این گزارش خاطر نشان کرده که ایران، که در مراحل نهایی مذاکرات طاقت فرسا با ایالات متحده برای بازگشت به توافق هسته ای جدید قرار دارد «می خواهد که بتواند نفت خود را بدون موانع به فروش برساند و به سطح 2.5 میلیون بشکه در روز بازگردد یعنی آن میزان که قبل از تحریمهای ترامپ صادر می کرد ».
صادرات نفت خام ایران در ماه ژانویه به 700 هزار بشکه در روز افت کرد.
این گزارش به نقل از کارین ای یونگ مدیر برنامۀ اقتصاد و انرژی در مؤسسۀ خاور میانه می گوید: «نیاز به نفت بیشتر در بازار و خط صدور تضمینی، تهران را دارای قدرت زیاد در میز گفتگوها می کند زیرا کار روی جزئیات نهائی طرح همه جانبۀ مشترک جریان می یابد».
وی افزود: «اکنون نفت ایرانی زیاد در بازار هست که از طریق راههایی دیگر وارد بازار شده؛ ولی شاید ایرانیها بتوانند به سه و نیم بشکه در روز دست بیابند. البته آنها نفوذ کمتری در آن بازار دارند».
یونگ همچنین به قطر، بزرگترین تولید کننده گاز مایع طبیعی در جهان اشاره کرد که اکنون تقاضا بر آن بیشتر می شود
سعد الکعبی، وزیر انرژی قطر، روز سه شنبه گفته بود: «نه قطر و نه هیچ دولتی دیگر توانایی جایگزینی منابع گاز روسیه به اروپا را به طور کامل ندارند – اگر بدترین وضعیت رخ دهد – با توجه به اینکه روسیه نیمی از نیاز قاره اروپا به گاز را تأمین می کرد».
این گزارش اشاره کرده که واحدهای ذخیره سازی قطر «در حال حاضر با قراردادهای بلند مدت غالبا با خریداران آسیایی محدود شده اند».
اما کعبی روز سه شنبه گفت که می توان تا 15 درصد به اروپا فرستاد.
این گزارش ادامه می دهد: «در حالی که این برای پرکردن شکاف ناشی از روسیه کافی نخواهد بود، ولی این یک کارت قوی خواهد بود که دوحه می تواند از آن برای تأمین حمایت غرب و نفوذ در منطقه استفاده کند، زیرا قطر از محاصرۀ چهارسالۀ آن به رهبری عربستان سعودی بیرون می آید».
ترو در پایان می گوید: «کشورهای تولید کنندۀ نفت و گاز در خلیج فارس ممکن است برندۀ این جنگ بی حساب و کتاب باشند».
برویم سراغ گاردین که مقاله ای را با امضای جاناتان فریدلند در مورد تهاجم روسیه به اوکراین منتشر کرده است.
نویسنده ابراز عقیده کرده که توجیه ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، برای تجاوز «بر پایۀ دروغ بوده است». او می نویسد: «پوتین ادعا کرده است که مسکو برای نجات جدایی طلبان روس در شرق اوکراین از تهدید به نسل کشی این تهاجم را انجام داده است؛ تهدیدی که اصلا وجود خارجی نداشت».
به گفتۀ او: «این که پوتین می گوید او اوکراین را “از نازی های جدید” نجات خواهد داد یک روش و توصیف عجیب و غریب است زیرا هم رئیس جمهور و هم نخست وزیر اوکراین هر دو یهودی هستند و هر دو هم دموکراتند».
فریدلند می نویسد: «اعتراض پوتین صرفا یک اعتراض به توسعه طلبی ناتو نیست، بلکه چیزی اساسی تر و ریشه ای تر است».
وی می افزاید: «پوتین استدلال کرده است که اوکراین کشور مناسبی نبوده است، این یعنی که روسیه تنها یک کشور واقعی و مشروع از کشورهای متولد شده از اتحاد جماهیر شوروی است که فروپاشید».
در همین حال، این نویسنده می گوید که رئیس جمهور اوکراین ولادیمر زیلینسکی در سخنرانی خودش اصل و معیار را قوانین بین المللی و حق تعیین سرنوشت دانست».
در این گزارش آمده است که این وضعیت شامل یک انتخاب است: «آیا ما می خواهیم در جهانی که توسط زلینسکی توصیف شده است زندگی کنیم جایی که کشورهای دموکراتیک توسط سیستم بین المللی قوانین محافظت می شوند، هرچند که این سیستم ناقص و ناهماهنگ است؟ یا می خواهیم در جهان پوتین زندگی کنیم یعنی زندگی محکوم به قانون جنگل که تنها حق موجود در آن زور و قدرت است؟».
وی نوشت: «فکر می کنیم ما می دانیم کدام طرف هستیم؛ می خواهیم طرف آن کودکان بیچاره ای باشیم که دفاتر رنگی خودشان را برداشته و در زیرزمین متروهای کییف می خوابند؛ به خودمان می گوییم که ما در کنار آنها و در طرف آنها و بر ضد پوتین و جنگ تجاوزگرانه اش هستیم».
فریدلند می افزاید: «پوتین تا کنون به زحمت دیدگاه خودش را برای جهان پنهان نگه داشته است. بر عکس آن، او حداقل سه بار در 15 سال گذشته طبق همین عمل کرده و هر بار هم بهای ناچیزی پرداخت کرده است».
او ادامه داد: «پوتین بخش بزرگی از گرجستان را در سال 2008 و اوکراین را در سال 2014 تصرف کرد، و پیشبرد جنگ مرگبار رژیم اسد علیه مردم سوریه را برعهده داشته و دارد».
او به تأسف گاری کاسپاروف مخالف روسی اشاره کرده که گفته است: «متأسفم که غرب حافظۀ خودش را از دست داده است».
وی خاطر نشان می کند: «غرب به طور مشمئز کننده ای در حقیقت از منضم کردن شبه جزیرۀ کریمه استقبال کرد و چگونه فقط چهار سال بعد از آن روسیه میزبان جام جهانی فوتبال شد؟! دفاع اوکراین تقویت نشد تا اوکراینی ها در این لحظه بتوانند از خودشان دفاع کنند؛ تصفیۀ پولهای الیگارشی از لندنگراد! انجام نشد؛ پوتین هم این پیام را خوب گرفت که: “بفرمایید، چراغ سبز است”»!.
وی افزوده است: «حالا برای گرفتن جلوی او در تجاوز به یک کشور همسایه اش چه پیشنهادی داریم؟ آخرین دور تحریم های اقتصادی هم بعید است مانع او بشوند، نه فقط به این علت که مسکو دوستانی دارد که اولیش چین است و آماده است فشار ضربه را بر روسیه کاهش بدهد؛ بلکه حتی اگر تحریمها قوی تر هم باشند تضمینی بر موفقیت آنها وجود ندارد».
گزارش گاردین می گوید: «اگر مقابلۀ اقتصادی با پوتین بی تأثیر باشد؛ مقابلۀ نظامی با او به زحمت منطقی یا مجاز خواهد بود؛ دیکتاتور روسیه حداکثر تلاش خودش را می کرد تا به غرب یادآور شود که کشورش یک کشور اتمی نیرومند است».
گاردین می افزاید: «تحلیلگران می گویند پوتین قدرت هسته ای روسیه را به عنوان یک نظریه نمی بیند: بلکه این قدرت در استراتژی نظامی او ادغام شده است؛ هیچ کس نمی خواهد با چنین مردی درگیر بشود، و این را معقول نمی داند. گزینه های پیش پا افتاده ای هم مانند برقرار کردن منطقۀ پرواز ممنوع در آسمان اوکراین با همین مشکلات روبرو است: زیرا این به معنی این خواهد بود که ناتو در حال جنگ با روسیه است».
مقالۀ گاردین در آخر می گوید: «ما می توانیم به آوار کردن قصر بر سر قیصر امیدوار باشیم؛ می توانیم همبستگی و حمایت و تحسین خودمان نسبت به این تظاهر کنندگان روس مخالف جنگ که دلیرانه به خیابانها ریخته اند ابراز کنیم به این امید که به شیوه ای، حاکمیت مستبدی را که جانهای فراوانی را می گیرد سرنگون کنند. ولی این فقط یک آرزو است. ضعیفترین احتمال این است که پوتین چیزی از قرن بیست و یکم را درک کند قرنی که از ما کمتر می خواهد با او مقابله کنیم. او دریافته که عصر حاضر عضر فرار از مجازات است بویژه در رابطه با آنهایی که ناوگان عظیم و کشنده ای دارند ولی هیچ شرمی ندارند».