در میان اشک و خون، درمیان جنگ نا جوانمردانه تحمیل شده بر اوکراین، هشتم مارس گرامی باد، ابوالفضل محققی

می خواهم تصویری از زنان میهنم ترسیم کنم

اما تصویر مادرانی که در هراس از جنگ دست کودکان خود را گرفته در سرمای جان سوز دشت های اوکرائین با درد واندوهی به سنگینی یک کوه که برگرده هایشان نشسته است بسوی گریز گاه امنی می گریزند راه بر من می بندد. .

تصویر پیرزنی که تمامی عمر کار کرده ودر این پیرانه سری بدنبال اندک آرامشی است با سری زخمی که بسختی قدم بر می دارد وکشان کشان در امتداد راهی که نهایتش پیدا نیست ره می‌سپارد قلبم را بدرد می آورد. تصویر دختران زیبا و شاداب اوکراینی که مست از سرمستی جوانی در روز هائی نه چندان دور با هزاران آرزو دست در دست پسران جوا ن به زندگی لبخند می زدند و حال با چشمانی اشکبار و هراسناک وداعی تلخ را تجربه می کنند دیدنش سخت تلخ است.

وداع مادران با فرزندان ، خواهران با برادران ، دخترکان کوچک با پدران ! تصاویر تلخی که هشتم مارس را اشک آلود می سازد و شادی پیکار چنین روز بزرگی را که از درون مبارزه ، شجاعت، اشک و خون میلیون ها زن در سراسر جهان راه باز کرده وبر تارک تقویم زمان نشسته است. اندوهناک می کند..

روز هشت مارس امسال روز دادخواهی میلیون ها زن اوکراین گرفتار شده در مالیخولیای جنگ طلبانه پوتینی است به همراه میلیون ها زن و مرد آزاده در سر تا سر جهان که از ستم و ظلم رفته بر ملت اوکراین سخن می گویند و جهان را بداد خواهی فرا می‌خوانند .

دریچه چشم را بر تصویر جهان غرق در شوک و اضطراب جنگ را می بندم از تاریک روشن زندگی سَرَکی به روشنای این روز و چهره زنان میهنم می اندازم از این همه تلاش ،شجاعت ،زیبائی و فداکاری آن ها اندکی التیام می یابم و امیدوارانه با فردای ایران و جهان می اندیشم .

کدام روز است که بی حضور زیبای زن چه در قامت مادر ،همسر ،دختر و خواهر در ذهن و دیده آغاز نشود ؟حضوری زیبا که توان زندگی ،توان کار کردن، توان دوست داشتن وعشق ورزیدن می دهد.هر صح که دریچه های ذهنم را می گشایم ده ها چهره زیبا و مهربان زنانی که در زندگیم حضور داشتند و دارند با ویژگی های خود ظاهر می شوند.

این زن که این چنین آراسته بعد مرگ پدر در تاریک روشن هوا به آرامی به زیر زمین خانه می خزد پشت دار قالی می نشیند گره بر تاروپود فرش می اندازد ، دف می کوبد و به آرامی شعری زیر لب زمزمه می کند

“نخستین بار گفتش از کجائی؟

بگفت از دار ملک آشنائی

بگفت آن جا به صنعت در چه کوشند؟

بگفت اندوه خرند و جان فروشند

مادر من است زنی که هرگز از آن همه حوادث که بر زندگیش نازل شد نهراسید و پنجه در پنجه آن افکند و ساخت زندگی را آن سان که شایسته بود.

صدای باز شدن در و خروج زنی بنام فاطمه خانم که به آرامی با بقچه ای در زیر بغل طول کوچه را طی می کند تا به هتل بیمه برسد و کار سنگین روزانه آغاز کند از منظر چشمم می گذرد. این صفیه خاله جان است که دارد برای سه فقر بی خانمان که شب در تالار خانه جایشان داده صبحانه آماده می کند.منیر خانم سرگرم جابه جا کردن پدر و برادری است که هر دو دیر گاهی است در بستر بیماری اند. دارد زیر استکانی های برنجی را برای عروسی نمی دانم کدام خانه صیقل می دهد.

این همسر من است زنی با ذهنی به زیبائی آواز یک پرنده ، به وسعت یک دشت بیکران که تمامی شب کودکان بیمار را ویزیت کرده به مادرنشان تسلی داده و حال اندک آرامشی، پلک بر هم نهادنی در همان بیمارستان لبریز از کودکان بیمار تن بخواب سپرده .این دختر من است! چه سخت راه ها که همراه پدر و مادر طی نکرده است و حال سرگرم کار با کودکان است پا بپای کودکان می دود غم خواریشان می کند.او هرگز از این همه سختی که بر او وارد کردیم گلایه ای نکرده مهربان تر از آن است که لب به شکوه بگشاید.

دریچه های بیشتری می گشایم بر حیات اجتماعی سرزمینی که زنان در تمامی طول تاریخ نقشی تعین کننده در آن داشتند .امروز در این سرمای تن سوز حکومت اسلامی زنان فعال ترین مبارزان سیاسی و اجتماعی اند .

زنی در سلول دور خود می چرخد حال او سال هاست که برای دفاع از حقوق شهروندی هر شهروند ایرانی و جهانی در مقام یک وکیل مبارزه می کند زنی که از درون زندان در رابطه با جنگ اوکراین به دبیر کل سازمان ملل نامه می نویسد. «این جنگ نبردی بین دمکراسی و دیکتاتوری است، اما خوشبختانه مردم اوکراین در این نبرد تنها نیستند و دنیا با نگرانی زیادی به کمک اوکراین شتافته است.» نامش نسرین ستوده است.زنی دیگر بی هراس بر زمامداران بر دستگاه قضا می تازد زنی که جان بر سر دست نهاده رنج شکنجه و زندان به جان پذیرفته تا از حق مظلومی چون گوهر عشقی مادر ستار بهشتی دفاع کند. زنی که هر زمان سخن از آزادی و عدالت در میان است بر سر ایمان خود می لرزد بی‌مهابا در پیشاپیش دادخواهان قدم بر می دارد نامش نرگس محمدی است .

دختری ریز نقش اما مبارز دیرگاهی است علم مبارزه ای جانانه در تقابل با حکومت متحجر اسلامی بر افراشته و صدها هزار زن ایرانی را الهام بخش گردیده است. زنی بنام مسیح علی نژاد کسی که جرئت ایستادن و بر داشتن حجاب این پوشش بر آمده از ذهن های معیوب و متحجر حکومت اسلامی را به زنان می دهد .”روز دوشنبه موسی غضنفرآبادی، رئیس دادگاه انقلاب تهران، گفته بود که ارسال فیلم و عکس برای مسیح علی‌نژاد جرم و مشمول ماده ۵۰۸ قانون مجازات اسلامی است این مقام گفته بود این افراد با یک تا ۱۰ سال مجازات زندان روبرو خواهند شد.”

دفتر ذهنم را ورق می زنم ورقهایی مملو از نام و چهره ده ها زن که با شهامت در کشورم مبارزه ای سخت ،تلخ و درد آور و بی امان را به پیش می برند. از زینت جلالیان که بعد پانزده سال زندانی شدن بی ملاقات و بدون مرخصی هنوز عدالت را فریاد می زند وبا شهامتی تحسین بر انگیز سر از تسلیم شدن در برابر شکنجه گران باز می زند و به صراحت از رودررویی خود با رژیم حاکم می گوید .

براستی سپیده قلیان کجاست .این دخترک شاد ،پرشور وطن؟

“من این جا هستم در تنگنای یک سلول اما در قلب شما ”

روز هشتم مارس روز مادرانی است که همراه تصویر فرزندان کشته شده خود می گردند و مردم را به داد خواهی فرا می خوانند. مادرانی خمیده پشت در میان گور های دسته جمعی خاوران می چرخند و فرزندان خود بنام می خوانند.

نهایت در چنین روزی در مقابل سه چهره زیبا با لبخندی به وسعت دشت های سرزمینم می ایستم .زنانی که هر کدام با سبدی از گل های سپید با علم به جزای سنگین بر داشتن حجاب در ام القرای حکومت اسلامی حجاب از سر گرفته وبا شعر و سرود به مناسب هشتم مارس روز جهانی زن گل به زنان مسافر نشسته در کوپه های مترو هدیه دادند. زنانی که با چنگ و دندان از زیبائی هستی و آینده مردمان این سرزمین دفاع می کنند.

“یاسمن آریانی»، «منیره عربشاهی» و «مژگان کشاورز» سه فعال مدنی و مخالف با حجاب اجباری اغتشاش در اذهان عمومی”بخوان پخش گل در مترو به مناسبت هشتم مارس” مجموعا به ۵۵ سال و شش ماه زندان محکوم شده‌اند.”چه سرزمین زیبا ،عجیب و در عین حال با تاریخ تلخی و پرشوری است این سرزمین!

هشتم مارس روز جهانی زن مبارک باد

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»