سه‌گانۀ سیاست خارجی ایران، محسن خلیلی

کوهِ سرگردان، جزیره ی سرگردانی، ساربان‌ سرگردان !

حقیقت خودش وجود دارد. دروغ است‌که ساخته می‌شود.

سیاست خارجی ایرانِ پساانقلاب، ویژگی‌های چهارگانه داشته است: انقلابی‌گرا (پیوسته‌بی‌ثبات)، امت‌گرا (فقدانِ مصداق)، جهان‌وطن (مخالفِ هابیتوس چیره) و واکنش‌گرا (درگیرِ گذشتۀ ازدست‌رفته). زین‌سبب، یکی از دشواره‌هاي بزرگ نظام سیاسی ایران، فقدان تواناییِ تبدیل سیاست خارجی به مسألۀ بنیادینِ کشورداری است؛ تاجایی‌که، درپیش‌گرفتنِ یک سیاست خارجی عقلانی و حسابگر و مسالمت‌جو، برای ادخال و ادغام در نظام جهانی، هنوز نتوانسته است سبب‌سازِ «‌جمع‌شدنِ دورِ پرچم یا تجدید پیمان با حکومت» (Rally Round the Flag) گردد.

سبك رفتار کشورها در نظام بين‌الملل، چهارگانه است: بین‌المللی‌گرایی (ائتلاف و اتحاد و افزون‌سازی قدرت)، انزواگرایی (درخودماندگی و خودنابودشوندگی)، مصالحه (آزادسازی نیرو و تغییر آرایش و افق‌گشایی) و ستیزه‌جویی (درجازنی و عقب‌ماندن از قافله).

اما، کوهِ سرگردانِ سیاست خارجی ایران، در هروله‌ای پرشتاب میانِ «شعب ابی‌طالب»‌ و «رفع فتنه در عالم»، در رفت‌وبرگشتی بیهوده است و از دوگانۀ انزوا و ستیز، بیرون نمی‌آید و از بین‌الملل‌گرایی و مصالحه، می‌هراسد. سیاست خارجی ایران، گرفتارِ ساربان‌سرگردان است‌ و نمی‌تواند از دوگانۀ کنج‌نشینیِ خودآزار و خشونت‌ورزیِ دگرآزار، بیرون آید. ریشۀ سرگردانی، نهان و نهفته در دکترینِ ملغمه‌ای انقلاب اسلامی است؛ وزان سیراب است و در زیر چترِ چندرنگِ ایدئولوژیک، پروار شده و بیش‌فعال گشته است.

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»