به گمانم پیامدهای جنگ اوکراین فزونتر و گسترده از هر رخدادی طی ۶۰ سال اخیر است. یعنی بس فراتر از هراس هسته ای کوبا ، دیوار برلین ، جنگ ویتنام، ۱۱ سپتامبر و قضیه گرجستان و ناگورنو قراباغ ، داعش و… در واقع حمله فدراتیو روسیه به اوکراین یک پیچ تاریخی یا نقطه عطف است.
این حمله جهان را وارد فصلی جدید و شاید غیرقابل برگشت کرده است. به گمانم حتی چنان چه همین امروز ولادیمیر پی به اشتباهش برده و تسلیم اراده جهانیان شود و روسیه از همه خاک اوکراین پا پس کشد، جهان به دوره پیش اوکراینی بر نخواهد گشت. آب رفته روسیه به رودخانه مشترک جهان بر نخواهد گشت. چرا؟
۱- جهانیان دیگر اعتمادی به پوتین ندارند؛ آن هم رهبر کشوری که دکمه تسلیحات هسته ای را زیر دستانش لمس می کند. کسی که بی محابا و برخلاف وعده هایش کشوری مستقل را مورد حمله همه جانبه قرار داده ، جهان را تهدید به استفاده از تسلیحات هسته ای کرده و سپس در جایگاه یکی از 5 داور شورای امنیت ، خواسته جهان را وتو می کند؛
۲- بیگمان تحریم های روسیه برای سال ها و بلکه تا آغاز فروپاشی بزرگ بر علیه روسیه محاصره شده بی وقفه ادامه خواهد یافت.
۳- از درون نیز ارتباط و اعتماد پوتین و ارتش روسیه دچار آسیب جدی شده و شکننده تر خواهد شد؛
۴- اروپا، حتی آلمان، ایتالیا، فرانسه و مجارستان ، بی تردید در اندیشه جایگزینی انرژی روسیه هستند. این سناریو به موازات قفل های سوئیفتی، در به زانو در آوردن روسیه بزرگ تعیین کننده است؛
۵- جهانیان اعتماد خود به روسیه را از دیدگاه وکالت در شورای امنیت به کلی از دست داده اند. بنابراین زین پس فشار برای تغییر ساختار ملل متحد و این شورا در جهت حذف روسیه مضاعف خواهد شد.
به هر روی جهان پسا اوکراینی، جهانی دگرگون یافته مبتنی بر فرایند پیوسته به حاشیه کشیده شدن فدراتیو روسیه خواهد بود.