در ضرورت تشکیل شورای هماهنگی تشکلهای صنفی ایران
در آغاز سال ۱۴۰۱ نویدهای بسیار امیدوار کننده ای از اتحاد و همبستگی از سوی نهادهای صنفی، مدنی داده می شود. شورای بازنشستگان ایران طی بیانیه ای دست روی درد مشترک مردم ایران می گذارد و با تحلیل وضعیت اقشار محروم و مزدبگیر نشان می دهد که این درد مشترک صرفا در حد احساس مشترک و همدردی نیست بلکه تبدیل به یک خودآگاهی ملی شده است. شورای بازنشستگان در بیانیه اخیر خود می نویسد:
«صف مقابل نیروی کارمزدی برای حفظ موقعیت و سودشان و کاستن از تبعات بحران هائی که خود ساخته اند با دست بردن به جیب و سفره کارگر و معلم و بازنشسته حل میکنند، چهل سال است دارند این کار را میکنند. استادِ این کارند . اما صفوف ما هم دیگر در موقعیت گذشته نیست. خیابانها و صحنه اجتماعی برای طرح و پیگیری مطالباتمان تسخیر شده اند چون ادامه این وضع دیگر قابل قبول و تحمل نیست. برای قوی تر شدن و دستیابی سریعتر به مطالبات باید قدرت جداگانه جنبش ها به هم بپیوندد. منافع هر بخش از جنبش های معیشتی به حمایت و پشتیبانی بخش دیگری گره خورده است.»
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نیز طی بیانیه ای از اعتراضات معلمان و بازنشستگان فرهنگی کشورمان حمایت می کند و سرکوب و بازداشت فعالین صنف معلمان و فرهنگیان را محکوم می نماید. این سندیکا در بیانیه خود آورده است:
«در سالی که گذشت، شاهد اعتراضات مستمر و سراسری معلمان و فرهنگیان بازنشسته در بیش از دویست شهر کشور در اعتراض به عدم اجرای رتبهبندی و همسانسازی حقوق بودهایم که متاسفانه عوامل امنیتی و نیروهای انتظامی با توسل به خشونت و پروندهسازی قضایی فشار بر معلمان و بازنشستگان فرهنگی را افزایش دادهاند.»
شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان نیز در سال گذشته طی بیانیه هایی به زبان های اتنیک های ایران، از جمله زبان کردی، ترکی و بلوچی روز جهانی زان مادری را پاس نگاه داشتند. در شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان، کانونهای صنفی معلمان در کردستان یکی از فعالترینها بوده است و در اعتصابات و اعتراضات خیابانی معلمان در سرتاسر کشور شرکت فعال داشته اند.
حمایت نهادهای صنفی و بخش های مختلف از جامعه مزدبگیر ایران از یکدیگر و تبدیل شدن درد مشترک به یک خودآگاهی مشترک نسبت به جامعه ایران تحت حاکمیت اولیگارشی جمهوری اسلامی حاکی از این واقعیت است که در ایران امروز و اصولا در نظامهای اقتدارگرا و تمامیت خواه، فقط دو طبقه وجود دارند، یک طبقه کوچک و چند درصدی رانت خوار، و یک طبقه بسیار گسترده از مردم که به شکلی مزدبگیر و وابسته اقتصادی به طبقه رانت خوار و مافیای حاکم بر جمهوری اسلامی است.
این درد مشترک در حال تبدیل به خودآگاهی مشترک و ملی زمینه ساز اتحاد و همبستگی جامعه ایران و بخش ها و طبقات مختلف آن علیه الیگارشی جمهوری اسلامی و تنگ تر شدن محاصره مدنی است.
تنها راه تقویت این زمینه و خودآگاهی مشترک و به بار نشستن اتحاد ملی علیه جمهوری اسلامی، گسترده کردن همکاری، هماهنگی، همزمانی و همزبانی بیشتر بین اعتراضات صنفی و فعالیت های مدنی است. جنین اتحادی با استفاده از تجارب اصناف و اقشار مختلف جامعه ایران، بویژه معلمان و فرهنگیان کشورمان، زمانی می تواند شکل عینی و واقعی پیدا کند که در سال جدید، فعالین و مدیران تشکلهای صنفی و مزدبگیر همکاری ها و رای زنی های خود را با تشکیل یک شورای هماهنگی سراسری از تشکلهای صنفی سازماندهی و تقویت کنند و مقدمات اعتراضات و اعتصابات سراسری را فراهم نمایند.
این درد مشترک، که اکنون به یک خودآگاهی مشترک و ملی در حال ارتقا است، تنها با اتحاد سازمانیافته بین تشکلهای مختلف صنفی و تنگتر کردن محاصره مدنی رژیم جمهوری اسلامی و سرانجام، گذار از آن قابل درمان است.