تمامی حرکات جمهوری اسلامی در منطقه، براساس منافع روسیه است، محمد محبی

نیروهای نیابتی در واقع پروکسی‌های باواسطه روسیه شده‌اند

جمهوری اسلامی از حدود ۱۸ سال پیش عملاً به نیروی نیابتی روسیه و پوتین در خاورمیانه تبدیل شده است و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی هم در واقع به پروکسی‌های باواسطه روسیه در منطقه تبدیل شده‌اند. هرچند هزینه‌های آن‌ها را جمهوری اسلامی از جیب ملت ایران پرداخت می‌کند.

تمامی حرکات جمهوری اسلامی در منطقه، براساس منافع روسیه است، منافع «ایران» که ذره‌ای لحاظ نشده و نمی‌شود (از اول تأسیس جمهوری اسلامی هم لحاظ نمی‌شود)، حتی منافع امت اسلامی-شیعی (با تعریف خمینی و خامنه‌ای) هم در سیاست خاورمیانه‌ای جمهوری اسلامی در اولویت بعدی قرار دارد.

البته روابط گرم سران جمهوری اسلامی با روس‌ها از قبل هم برقرار بوده، فعالیت‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی و نیروهای مورد حمایت ان هم از اول انقلاب تا حالا مرسوم بوده است، اما این سیاست تبدیل شدن به نیروی نیابتی روسیه در خاورمیانه بعد از حمله آمریکا به عراق و سقوط صدام اتخاذ شد، سران جمهوری اسلامی فکر می‌کردند که بعد از طالبان و صدام نوبت آن‌ها رسیده است، به همین خاطر با تغییر سیاست منطقه‌ای خود به اتکای کامل به مسکو روی آوردند. سیاست جمهوری اسلامی بعد از پایان جنگ هشت‌ساله با عراق تا حمله آمریکا به عراق، براساس استراتژی «دوری از تنازع قدرت‌ها در منطقه» بود، معمار این استراتژی اکبر هاشمی رفسنجانی بود. براساس همین سیاست، حکومت در اغلب جنگ‌های منطقه بی‌طرف ماند و سعی در ایجاد روابط گرم با تمامی کشورهای منطقه، به جز اسرائیل داشت، در اوایل دولت دوم محمد خاتمی، جمهوری اسلامی به آمریکا هم متمایل شد و در حمله آمریکا به افغانستان و عراق، در خفا از آمریکا حمایت کرد. تا اینکه نیروهای وابسته به روسیه در سال‌های آخر دولت خانمی برای تصرف کامل قدرت خیز برداشتند. در مقطع دولت روحانی عده‌ای از نیروهای سیاسی موسوم به اصلاحات و اعتدال، سعی کردند به غرب نزدیک شوند که برجام بزرگ‌ترین موفقیت آن‌ها بود، ولی روس‌ها همین برجام را هم تاب نیاوردند و به قول جواد ظریف دقیقاً از فردای امضای برجام، نیروهای سیاسی وابسته به روسیه با هماهنگی دولت پوتین، فعالیت‌های خود برای شکست برجام را شروع کردند، با اینکه در همان دولت روحانی هم سالانه میلیاردها دلار برای سیاست روسیه در سوریه پرداخت می‌شد.

سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی قبل از حمله آمریکا به عراق ۲۰۰۳، محتاطانه‌تر و با اولویت قرار دادن مبانی گفتمان سیاسی اسلامی-شیعی (با محوریت اندیشه خمینی) و همراه با کم‌ترین تنش با همسایه‌ها بود. اما بعد از حمله آمریکا به عراق تغییرات چشم‌گیری در فعالیت‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی صورت گرفت. الآن کار به جایی رسیده است که جمهوری اسلامی حتی یک دوست به عنوان دولت باثبات در منطقه ندارد و اکثر دولت‌ها و جریان‌ها در خاورمیانه را با خود دشمن کرده است.

با وجود روابط گرم بین روسیه و اسرائیل، حتی سیاست اسرائیل‌ستیزی جمهوری اسلامی هم با هماهنگی مسکو صورت‌بندی می‌شود. این را به راحتی فهمید، تقریباً همه اسرائیل‌ستیران خاورمیانه از جمال عبدالناصر تا صدام حسین، متحد روس‌ها بودند. بعد از سقوط صدام، جمهوری اسلامی تبدیل به مهم‌ترین متحد روسیه در منطقه شده است.

هر لحظه از بودوباش جمهوری اسلامی در منطقه خاورمیانه، از مشارکت در کشتار عظیم مردم سوریه تا حملات گاه و بیگاه به تأسیسات آرامکو و … در راستای اهداف روسیه است. جدیدترین آن حمله چند هفته پیش به ویلای باز کریم برزنجی در اربیل، و حمله دیروز به پالایشگاه کورگوسک اربیل که آن هم متعلق به شرکت شیخ باز کریم است. این حمله برای ایجاد خدشه در برنامه صادرات گاز عراق به اروپا صورت گرفت. و جز روسیه هیچ دولتی از این تجارت ضرر نمی‌کرد، گاز عراق برای بازار انرژی اروپا بسیار اندک است و جای ایران را در آن بازار تنگ نمی‌کرد، اگر دولت ملی در ایران بر سر کار بود، گاز ایران را هم به بازار انرژی اروپا عرضه می‌کرد و سود سرشاری نصیب ایران می‌شد.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»