آینده ای به تیرگی آسمان امروز! حبیب رمضانخانی

نوام چامسکی، نویسنده و نظریه پرداز آمریکایی در جدیدترین اظهار نظر خود گفته است: «به دلیل بحران آب و هوایی و تهدید جنگ هسته‌ای ما به خطرناک‌ترین نقطه تاریخ بشر نزدیک می‌شویم. ما اکنون با چشم‌انداز نابودی سازمان یافته زندگی انسانی روی زمین مواجه هستیم…»

این روزها که آسمان ایران سراسر رنگ غبار و غم گرفته و منظره بهاری ایران به دلیل قهر آسمان و نیامدن باران، رنگ و روی پاییزی، بیش از همه برای ما بخش اول نظریات این اندیشمند نه تنها قابل باور، بلکه در حال عملی شدن است!

بعد از چند سال وقفه، مجدد، هجوم گسترده گرد و غبار از کشورهای همسایه عربی، آسمان به جای باران، ریزش گرد و غبار بر سر ایرانیان را جایگزین کرده است! بحرانی که ریشه اصلی آن از کاهش نزولات جوی و همزمان سدسازی های فروان در بالادست دو رود مهم دجله و فرات حاصل گشته و خود باعث از بین رفتن پوشش گیاهی و خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها گردیده است. در نتیجه کانون های گردوخاک بی شماری را ایجاد که با اندک وزش بادی به سمت کشور ما روان و اینگونه وضعیت ناخوش مردم را تیره تر می کند!

در کشوری که عادت به زیستن با مشکلات و بحران ها کرده و در هنگامه رخ دادن آن ها به دستور و جلسات بی فایده و تشکیل قرارگاه ها و کارگروه هایی مقابل دوربین ها اقدام و نهایت تا تکرار مجدد آن فراموشی و بی خبری را مهمترین اقدام خود می کنیم، بایستی سال به سال منتظر انباشت مشکلات و بحرانی تر شدن اوضاع بود.

در همین رابطه، رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس با انتقاد از دولت اظهار داشت: «متاسفانه دولت هم در بودجه پارسال و هم در بودجه امسال هرگونه اعتبار در خصوص مقابله با مدیریت ریزگردها را حذف کرد»

سال هاست خود را درگیر مسائل و مشکلاتی در منطقه کرده ایم که شوربختانه دغدغه ها و نیازهای ضروری کشور و مردم در سایه آنها به حاشیه رفته است. سال هاست به هشدارهای کارشناسان و دلسوزان کشور در قبال سدسازی های بی شمار ترکیه توجه و اعتراضی نکرده و نهایت امسال با آبگیری سد بزرگ «ایلیسو» شاهد اولین تبعات گسترده آن هستیم.

اگر پدیده گرد و غبار با عامل خارجی، امروز نفس ایرانیان را گرفته، وضعیت محیط زیست داخل بدون شک بحرانی تر و تبعات آن سنگین تر است. وقتی در استان پربارشی چون لرستان، استاندار آن اعلام می کند وضعیت آبی این استان بحرانی است، چه انتظار و امیدی نسبت به بقیه مناطق ایران باید داشت!

سال هاست با دو سویه ناکارآمدی و به جان خریدن تحریم ها، باعث عدم ورود تکنولوژی، علم روز و سرمایه گذاری در بخش کشاورزی در ایران شدیم. اصرار بر خودکفایی در تولید محصولات خاص به هر قیمتی، در کنار شیوه های سنتی و آب بر در تولید محصولات کشاورزی و عدم بهینه سازی مصرف آب متناسب با اقلیم و نیاز کشور، باعث بهره برداری بیش از اندازه از آب های زیرزمینی و نهایت ته کشیدن سفره های زیر زمینی ایران در این چهار دهه شده است. نتیجه این فاجعه؛ نابودی تولید، خشک شدن دشت ها و پوشش گیاهی، اختلافات و جنگ آب، مهاجرت عظیم مردم و نهایت خطرناکتر از همه، فرونشست گسترده زمین در کشور است. فرونشستی که امروز عملا تبدیل به یک ابر بحرانی برای کشور گشته که با خطر نابودی تاسیسات و سازه های کشور، نه تنها هیچ راه جبرانی پیش رو نیست، بلکه تاسف بارتر، همچنان هیچ دغدغه و تلاش جدی برای اصلاح این مسیر و تغییر رویکرد گذشته دیده نمی شود.

آری، در جهانی که خوشبینی های قرن بیست و یکمی خیلی زود با قهر طبیعت و در یک فقره، گرمایش زمین مواجه است، کشور من خیلی زودتر از دیگران کمر به نابودی خود بسته و عملا با تبدیل از یک کشور نیمه خشک به کشوری خشک، رسما نابودی تمدنی خود را به تماشا نشسته است. امروز نه تنها با ته کشیدن ۸۰ درصدی آب های زیر زمینی و فرسایش هفت برابری خاک و نابودی پوشش گیاهی، زیر و سطح زمین را تباه کرده ایم، بلکه با تیره شدن هوا از غبار، ظاهراً بعد از این باید آرزوی آسمان آبی را نیز به حسرت بنشینیم‌!

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»