از نود و سه که وارد زندان شدم به دلیل برخی حمله های عصبی مشکوک به بیماری ام اس شدم که در ام ار ای اثری از این بیماری نبود اما از سال نود و پنج بعد از پرونده سازی برای خواهرانم و اعتصاب غذا و تبعید به قرچک و اعدام دوستان عزیزمان مجدد دچار حمله های متعدد از جمله مختل شدن بینایی و بی حسی و فلجی بخشی از صورت و… شدم که رسیدگی درمانی انجام نشد.
آبان سال نود و هشت فرا رسید و هر بار با دنیایی استرس و نگرانی تلفن را قطع میکردم، پای اخبار به زمین و زمان برای وجود جمهوری اسلامی نفرین میکردم، هر روز خبر به گلوله بستن مردم و کشتن هزار و پانصد نفر در چند روز، احساس خفگی میکردم و حمله شدیدی به من دست داد، اینبار تمام بدنم بی حس شد، سرما تمام وجودم را تا مدت ها در برگرفت در حدی که برخورد آب، سوزن و… را حس نمیکردم، راه رفتنم سخت بود و… پزشکان بهداری چندین بار هر چه خواستند به پاها و دستانم کوبیدند و بعد خودشان گزارش ام اس دادند و بعد از یک ماه به بیمارستان منتقل شدم، اینبار جدی تر از دفعات قبل صحبت از ام اس بود و دستور بستری اورژانسی و چک مایع نخاع صادر شد اما امین وزیری دادیار خوش خدمت به سپاه واطلاعات با آن مخالفت کرد، و تنها چند روز بعد به دلیل برگزاری تحصن پنج روزه در افسرنگهبانی زندان برای اعتراض به کشتار آبان نود و هشت به انفرادی دو الف سپاه منتقل شدم و پس از آن پرونده پشت پرونده و اعمال فشار بر خودم و خانواده از طریق ممنوعیت دو ساله ملاقات حضوری و احضار مجدد خواهرم و بعد هم تبعید و…
آزاد شدم ولی توان رویارویی با بیماری ام اس را نداشتم، اطرافیانم را به دلیل عدم پیگیری آن رنجاندم، همه نگران بودند و من؛ هم نگران هم بیخیال،در واقع اینبار ترس از این بیماری و عواقبش فلجم کرد! روزها و شب ها به این فکر میکردم که اگر واقعا ام اس داشته باشم چی؟ اگر فلج بشم چی؟ یعنی دیگه نمیتونم کار کنم، زندگی کنم، کوه برم، رانندگی کنم؟ جوونیم که در زندان گذشت یعنی بقیه ش هم باید تو بیمارستان ها بگذره؟ یعنی دیگه نمیتونم به فعالیتم ادامه بدم؟ با همه این ترس ها و مقاومت ها برای عدم پیگیری، برای خاطر اطرافیانم در نهایت به بیمارستان رفتم و گفتند باید همه مراحل قبلی تکرار شود، همان حرف های نود و هشت را شنیدم و حالا از فردا ام آر آی و مراحل شناسایی و درمان آغاز میشود که امیدوارم منفی باشد.
در تمام این مدت بعد از آزادی که پیگیری آن را به تعویق انداختم فکر کردم و فکر کردم و فکر کردم و با خودم عهد بستم که نتیجه آزمایشات هر چه باشد پر شور تر از قبل به زندگی و فعالیت هایم تا آزادی ادامه خواهم داد…
اینستاگرام آتنا دائمی