مانعی که باید برداشته شود خود رژیم است!
به گزارش خبرگزاری قوه قضائیه صبح روز دوشنبه پنجم اردیبهشت ۱۴۰۱ «محدودیت فیزیکی» مقابل منزل میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در خیابان پاستور تهران رفع شده است. مطابق همین گزارش علت برداشته شدن موانع فیزیکی آسایش و راحتی بیشتر ساکنین کوچه اختر بوده است.
روزنامه های وابسته به سپاه و جریانات اصولگرا، برداشتن موانع فیزیکی در کوچه اختر را تحت عنوان رفع حصر از میرحسین موسوی و زهرا رهنورد تیتر زدند، کاری که بقول ایرنا «حسن روحانی وعده آنرا داد، اما ابراهیم رئیسی عملی کرد.»
اما گزارش خبرگزاری قوه قضائیه و تاکید بر «ادامه مراقبت از فرد یاد شده (میرحسین موسوی)» نشان می دهد که اساسا رفع حصری صورت نگرفته است و فقط درب آهنی و پاسگاه نگهبانی سر کوچه اختر برداشته شده است.
فضا سازی و دروغ پردازی های روزنامه های حکومتی از جمله خبرگزاری ایرنا و فارس و استفاده تبلیغاتی از «برداشته شدن پاسگاه پلیس کوچه اختر» به نفع ابراهیم رئیسی چند دلیل می تواند داشته باشد.
- دولت رئیسی یکی از ضعیفترین دولتهای تاریخ جمهوری اسلامی است و تا کنون در هیچ زمینه ای نتوانسته است به وعده های خود عمل کند. یکی از ضعیفترین تیمهای دولت رئیسی، تیم اقتصادی و تیم مذاکره کننده برجام هستند، که حتی صدای اصولگرایان و طرفداران رئیسی را نیز در آورده است. دولت رئیسی در چنین شرایطی ظاهرا دنبال یک اقدامی بوده است تا کارآمدی بیشتر خود را نسبت به دولت روحانی نشان دهد؛ که ظاهرا کوتاه تر از دیوار و نرده های آهنی کوچه اختر پیدا نشده اند.
- از سوی دیگر، پس از افشا شدن خبر سفر همسر، دختر و داماد باقر قالیباف به ترکیه برای خرید وسایل نوزاد و جنجالها و حساب کشی ها که در میان جناحهای درونی حکومتی آغاز شد که هنوز نیز ادامه دارد، خبر برداشتن موانع فیزیکی کوچه اختر و تبلیغ آن بنام «رفع حصر» می تواند اخبار و حواشی مربوط به سفر خانواده قالیباف به حاشیه براند و از اهمیت بیندازد.
اما مهتر از دلایل انتشار خبر اقدام قوه قضائیه و اهدافی که دولت رئیسی و قوه قضائیه در این رابطه داشته اند، بی تفاوتی مردم و کاربران رسانه های اجتماعی اینترنتی نسبت به این خبر است. فعالین سیاسی و مدنی که پس از کودتای انتخاباتی خامنه ای-احمدی نژاد و آغاز سرکوب مردم به زندان افتادن و سپس وادار به خانه نشینی و یا خروج از کشور شدند نیز، کما بیش، با بی تفاوتی نسبت به این خبر برخورد کردند.
علت اصلی بی تفاوتی نسبی جامعه ایران نسبت به انتشار این خبر، طبیعتا گذار ذهنی اکثریت غالب جامعه ایران از کلیت نظام جمهوری اسلامی و جناحهای داخلی آن از جمله اصلاح طلبان می باشد. پیام این بی تفاوتی بسیار روشن و آشکار است؛ مردم خواسته های دیگری دارند و سالهاست که بدنبال راهکارهایی برای عبور از موانع بسیار بسیار مهمتری برای رسیدن به آزادی و بازگشت به جامعه جهانی اند
آنچه که باید رفع حصر شود، خود مردم و جامعه ایران است؛ رفع حصر از زندانیان سیاسی است که به بهانه اتهامات امنیتی در زندان های جمهوری اسلامی محبوسند. رفع موانع فعالیت های وکلای مستقل کشورمان در پیگیری پرونده جانباختگان کشتارهای سال ۱۳۸۸، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ است. رفع دلهره و نگرانی از خانواده های جانباختگان این سالها از جمله جانباختگان هواپیمای اوکراینی است که همواره تحت کنترل و آزار توسط نیروهای امنیتی بوده اند.
موانعی که باید برداشته شوند، نرده آهنی و پاسگاه پلیس کوچه اختر نیستند، موانع به اصطلاح قانونی، امنیتی و نظامی در برابر حق اعتراض آزاد، ایجاد تشکلهای مستقل، روزنامه های آزاد و حق اعتصاب هستند؛ موانع شرعی و ایدئولوژیک در برابر حق انتخاب پوشش و نوع زندگی آزاد و آموزش و پرورش مستقل، مدرن و سکولار هستند. و از همه مهمتر مانع اصلی آزادی و رشد و ترقی جامعه ایران و بازگشت کشور به جامعه جهانی و آزاد، یعنی نظام جمهوری اسلامی، است که باید برداشته شود.