بالاخره انتخابات فرانسه به پایان رسید و انتخاب امانوئل مکرون باعث شد که بسیاری به خود بگویند: به خیر گذشت!
اما آیا واقعا به خیر گذشت؟
اگر چه تحلیلها بسیارند، در میان تحلیلگران ایرانی، آنچه بیشتر دیده میشود، زاویه نگاهی بین المللی به این انتخابات است و رابطه آن با جنگ اوکراین! توجه کمتر به این مهم جلب میشود که در مهد دموکراسی، دموکراسی به طور جدی میتواند در خطر باشد!
مبرهن است که تحلیل هایی که بر وضعیت بین المللی متمرکز هستند، متاسفانه کمتر به تحلیل جامع وضعیت سیاسی داخلی فرانسه میپردازند!
پس به یاد بیاوریم که امانوئل مکرون پنج سال پیش برای به قدرت رسیدن، تمام احزاب چپ و راست را در فرانسه با استفاده از گفتمان پوپولیستی« آنتی سیستم بودن» به چالش کشیده و تضعیف کرد.
برای تثبیت خود، حزب «جمهوری در حرکت» را پایهگذاری و بر روی نارضایتی مردم موج سواری کرد. مکرون با ایجاد این حزب فراگیر (حزب فراگیر مفهومی است در علوم سیاسی برای تعیین حزبی که فراتر از طبقات اجتماعی و به ویژه تقسیم بندیها و تفاوتهای کلاسیکی که بین تاندانس های چپ و راست مرسوم است، میرود) که طیف گستردهای از راست تا چپ را فرا میگیرد، در چشم انداز سیاسی این کشور بی ثباتی به وجود آورد.
در واقع به نام میانهروی و با گرد هم آوردن تاندانسهای چپ و تاندانس های راست سنتی در یک سازماندهی واحد، هر چه بیشتر به سوی سیستمی سوق داده شدیم که پلورالیسم در آن کمرنگ و بی ثبات شود. بنابراین پدیده حیرت آور رشد رادیکال های چپ و راست نتیجه منطقی این روند بنظر میرسد.
علاوه بر این، در طی پنج سال گذشته، پس از خنثی کردن احزاب چپ و راست، امانوئل مکرون به دو قطبی شدن جامعه هر چه بیشتر دامن زد به طوری که در دور اول انتخابات ۲۰۲۲ دست راستی های افراطی ۲۳٫۱۵٪، دست چپی های افراطی ۲۱٫۹۵٪ آرا را بدست آوردند در حالیکه مکرون فقط ۲۷٫۸۵٪ آرا را کسب کرد…این به این معنی است که در دور اول ۴۵٫۱۰٪ از مردم به رادیکال های چپ و راست رای دادند! این در حالی است که احزاب بزرگ دیروز، چون سوسیالیست ها و جمهوری خواهان کمتر از ۵٪ آرا را بدست آوردند. نتیجهای بی سابقه در این کشور!
در دور دوم انتخابات ۲۰۲۲ امانوئل مکرون ۵۸٫۵٪ آرا را کسب کرد و مارین لوپن ۴۱٫۵٪ آرا را به دست آورد و این در حالی است که ۲۸٪ از شهروندان از رای دادن اجتناب کردند و ۶٪ رای سفید در صندوق انداختند. در مقایسه با سال ۲۰۱۷ ، آرا مارین لوپن ۸٪ افزایش یافته و اجتناب برای رای دادن ۳٪ بیشتر شده است.
سیاست های امانوئل مکرون هر چه بیشتر جامعه را به بنبست کشیده است و دموکراسی را تحت خطر قرار میدهد. به گونهای که مردم به رادیکال ها پناه میبرند و از روی عصبانیت رای میدهند تا شاید این دور باطل متوقف شود.
یکی از دلایل رشد پوپولیسم و رادیکالیسم، عکس العمل جامعه در برابر این ویروس ضد دمکراتیکی است که این اندیشه به اصطلاح میانه رو به جان جامعه انداخته است که به جای تقویت پلورالیسم، تقویت جامعه مدنی و همبستگی، شکاف اجتماعی و سیاسی را هر چه بیشتر تقویت کرده افزایش میدهد.
فراموش نکنیم که در پنج سال گذشته، آقای مکرون در مقابل جنبش اعتراضی خودجوش جلیقه زردها واقع شد که طیف گستردهای از گروه های اجتماعی را در بر میگرفت که به افزایش قیمت بنزین و کاهش قدرت خرید در فرانسه اعتراض داشت. جنبشی طولانی که فقط به علت وضعیت بهداشتی در رابطه با پاندمی کوید تبدیل به آتشی زیر خاکستر شد.
از یاد نبریم که به گفته سونی سیمپر، مسئول دفاع از آزادی در سازمان عفو بینالملل فرانسه در سال ۲۰۱۹ «در این روزها، حفظ نظم در فرانسه اغلب شامل سرکوب فوری و گسترده، تا حدی است که آزادی های اساسی را مختل میکند» (از امنستی انترناسیونال)
اضافه بر آن سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و … نسبت به استفاده بیش از حد از اعمال زور و سرکوب در فرانسه و محدودیتهایی که این امر بر حق مردم، برای تظاهرات مسالمتآمیز به دنبال دارد، در آن زمان ابراز نگرانی کردند.
اختلال در آزادی های اساسی به افزایش خشونت در جامعه منجر میشود.
سیاستهای به اصطلاح میانه روی آقای مکرون در جنبش جلیقه زردها، طبق آمار در نوامبر ۲۰۱۹، اینگونه تعریف شد: ۱۱ تن جان خود را از دست دادند، ۲۵۸۰۰ زخمی از طرف شهروندان و ۱۹۴۴ از طرف نیروهای پلیس بر جا گذاشت و هم چنین دستگیری های گسترده تظاهر کنندگان!
در این روز بعد از انتخابات، فرانسوی ها طعم تلخی در دهان دارند! مکرون پیروز شد چون شهروندان انتخاب دیگری نداشتند.
باید اضافه کرد: دیشب در زمان اعلام پیروزی مکرون بخشی از جوانان، دانشجویان و دیگر اقشار اجتماعی به جای پایکوبی در شهرهای بزرگ گرد هم آمدند تا با حضور اعتراضی خود اعلام کنند که انتخاب شدن مکرون انتخاب مردم فرانسه نیست. به دلیل این شکاف فاحش بین ریاست جمهوری ومردم، انتخابات مجلس در ماه ژوئن سرنوشت ساز خواهند بود.
و در نهایت این اتفاقات و تجربیات نشان دهنده آن است که دمکراسی با یک بحران روبروست که برای عبور از آن، فرانسه باید خود را از نو بازنگری کند و ارزشهای خود را دوباره تعریف و تثبیت کند تا بتواند با جهان پر تحول قرن بیست و یکمی منطبق شود.
شیوا پارسایی/کارشناس آموزش و سیاستهای عمومی در فرانسه