همبستگی اجتماعی براساس مبارزات مطالبه محور محقق میشود
رخدادهای پیاپی سال گذشته از جمله اعتراضات مستمر بازنشسته ها، تحریم انتخابات ریاست جمهوری توسط انبوهی از مردم، اعتصاب پنجاه هزار کارگر نفت و گاز و پتروشیمی و سپس تحصن بی نظیر کشاورزان در بستر خشکیده زاینده رود و همچنین اعتصاب دو هزار معدن چی معدن مس سونگون بعلاوه چندین اعتراض گسترده و بزرگ معلمان در سراسر کشور تا اسفند ماه، جامعه ایران را در آستانه ورود به جدالی سرنوشت ساز با حاکمیت کرده است.
روند فوق همه ما را فرا میخواند که بیندیشیم که براستی جامعه ایران رو به کدام سمت و سو دارد. تا قادر گردیم به عمق و گستره مطالبه محوری پی ببریم و در صورت بندی تحولات اجتماعی در سپهر عمومی و سیاسی تاثیر روند فوق را بفهمیم شاید که فهم روند فوق که می توان از آن با نام روند جنبشی نام برد. روندی که بر اساس حرکت در نفی وضع موجود و تاثیر و تاثر رخدادهای مستمر و بی وقفه، چند جنبش پایدار معلمان کارگران و زنان را ایجاد کرد تا وضعیت بحرانی برای حاکمیت ایجاد نمایند همچنین در پرتو همین جنبش ها است که امکان طرح چشم اندازها و گذر خشونت پرهیز از جمهوری اسلامی بیش از گذشته فراهم و مهیا می شود.
روند و فرایند پیچیده جنبش ها و مراحل جنینی تا مرحله بقاء و بلوغ به مشارکت فعالانه بدنه اجتماعی آنها تا سطح رهبری و به تعبیری روشن تر سازماندهی افقی و مشارکت همه جانبه معلمان آگاه در تمامی سطوح پیوند دارد و در عین حال تقلای حاکمیت برای مهار و سرکوب جنبش ها خود نیازمند تحلیل جداگانه ای ست.
به نظر می رسد که حضور معترضین وضع موجود در خیابان و در عین حال در نظر گرفتن ریزش نیروهای نظام و تغییر و تحول اساسی در جناح بندی های حاکمیت و مهمتر از همه یک دست شدن آن و نقش بی بدیل شبکه های اجتماعی و تسخیر سپهر عمومی توسط معترضین در مقابل حاکمیت نشان از آن دارد که جامعه ایران در آستانه تغییرات شگرفی ست
در عین حال نباید از یاد برد افول فرهنگ مذهبی و شکست تاریخی روحانیت و از سویی دیگر قدعلم کردن ارزشهای انسانی در میان بخش ها و طیفهایی از طبقه متوسط و نیروی کار ایران ( معلمان کارگران پرستاران کشاورزان) گرایش به کار اجتماعی و مدنی نشان از آن دارد که فرهنگ کار جمعی و گروهی گام به گام توسعه می یابد و به یکی از مختصات جامعه آگاه ما مبدل می شود.
فراتر از توسعه فرهنگ کار گروهی و جمعی امروزه شاهدیم که در میان بخشی از فعالین اجتماعی و مدنی شعار همبستگی اجتماعی اقشار گوناگون در ایران استبداد زده سر داده میشود همان هنگام که اقلیتی از دانشجویان شعار اتحاد دانشجو معلم کارگر را سر می دادند دیدیم که در اول اردیبهشت ماه امسال هم در شهر مریوان معلمان شعار راهبردی کارگر معلم اتحاد اتحاد را به میان کشیدن و ضرورت همین همبستگی مبارزاتی بود که منجر به اعلام اعتراض معلمان به مناسبت اول ماه می توسط شورای هماهنگی فرهنگیان شد. شورایی که متشکل از بیست و پنج کانون صنفی معلمان است و طی بیانیه ای اعلام کرد که در یازده اردیبهشت دوباره معلمان خیابان را در همه شهرها تسخیر خواهند کرد.
در اصل همبستگی اجتماعی اقشار در خیابان بر اساس رشد جنبش های اجتماعی و مبارزات مطالبه محور محقق می شود. چنین راه کار و راهبردی نشان میدهد که در پراتیک اجتماعی و در روند مبارزاتی ست که پیوند گروه ها و اقشار معترض به وضع موجود شکل و قوام می یابد تا جاییکه گام به گام همبستگی ملی و طبقاتی در نابودی استبداد دینی در سرتاسر ایران به برگ و بار نشیند.
مدتها بود که تاکید می شد در این مرحله از روند اجتماعی ما بیش از همه وقت به همبستگی اجتماعی نیاز داریم و استبداد دینی و مافیای قدرت و ثروت به طرق گوناگون مانع امر فوق است حال آن که شکل گیری نطفه های اولیه همبستگی اجتماعی اقشار و طبقات معترض و رسیدن به مراحل کیفی و کمی گسترده به عوامل گوناگونی از جمله بدنه اجتماعی منسجم مخالفین و سازماندهی بیشتر، ناتوانی سرکوب گسترده و سراسری ست که یازده اردیبهشت در کف خیابان جامعه تجربه خواهد شد قدرت یی قدرتان در مقابل قدرت حاکمیت در چه حد و حدودی ست
برای فعالین مدنی و اجتماعی و نهادهای صنفی مستقل روشن است که شکل گیری همبستگی اجتماعی اقشار معترض امری ذهنی و بر اساس گفتگو شکل نمی گیرد بلکه موضوع منافع مشترک، روش مشترک در شیوه اعتراض و اعتماد امکان همبستگی ملی و اجتماعی را فراهم می کند