قصه بابا نان داد ،بابا آب داد به غصه آب و نان همه پدران و ملت ایران تبدیل شده است. به بهانه تنبیه رانتخواران ،با گران کردن آرد و… مردمی و ملتی را با تورم دو سطحی تنبیه و درگیر کردند.
از یک طرف اول قیمت آرد و محصولات وابسته را دچار تورم خودساخته کردند و از سویی دیگر با وعده تزریق یارانه نقدی از طریق چاپ پول ،تورم گریز ناپذیر موج دوم را دامن زدند. طی دوره ۲ ماهه پیش پرداخت یارانه ،دولت رئیسی ۴۵ هزار میلیارد تومان به اقتصاد نقدینگی تزریق کرده است.
هر چند دولت انقلابی ادعا کرده است یارانه نقدی تبدیل به یارانه کالایی خواهد شد اما در نتیجه تغییری ایجاد نخواهد شد. زیرا خانوارها با آزاد شدن از خرید کالاهای کالابرگی، پول ولو محدود خود را صرف خرید کالاهای دیگر خواهند کرد.
در آغاز اجرای این طرح انتظار می رود قدرت خرید مصرف کنندگان افزایش یابد وهمین دوره کوتاه کافی است تا موج تورمی تازه ایجاد کند و جهش تورمی ارزش حمایت مالی یا کالایی را خنثی خواهد کرد.
سیاست جیره بندیی کالایی هم به دلیل فقدان انطباق با رفتار مصرف کنندگان در نهایت به عرضه مازاد مصرف در بازار سیاه کالاهای کالابرگی خواهد شد بویژه دهک های بالاتر که از کیفیت کالاهای کالابرگی رضایت نخواهند داشت با فروش این کالا ها، بخشی از منابع لازم برای تقاضای کالاهای با کیفیت را تامین خواهند کرد.
این روند خود به اتلاف منابع منجر می شود و در نهایت دولت برای خلاف هدف برنامه ریزی شده خود، ضمن ایجاد زنجیره تازه ای در واسطه گری کالا، با تقاضای کالاهای باکیفیت و در واقع با تقاضای ارز پیش بینی نشده برای تولید این کالاها روبرو خواهد شد که حاصل آن کاهش ارزش پول ملی ،ایجاد تورم و مهم تر از همه این عوامل ایجاد شکاف قیمتی بین محصولات داخل و کشورهای پیرامونی خواهد شد و مجددا برای اصلاح رفتار مصرف کنندگان نیازمند ،واقعی سازی پرشدت قیمت ها ست.
با توجه به چاپ بی سابقه پول در نخستین سال دولت رئیسی،پیش بینی ادامه این روند و کوتاه شدن دوره دوبرابر شدن نقدینگی از ۴ سال به ۲ یا ۳ سال وجود دارد و به نظر می رسد ،دولت سیزدهم دومین اصلاح قیمتی را در سال ۱۴۰۲ تجربه کند.
آن مرد، یارانه با تورم آورد!