مردم ایران را با سکوت قبرستانی نسبتی نیست
دکتر سعید مدنی جامعه شناس را بازداشت کردند. اتهام سعید مدنی آنچنانکه که خبرگزاری مهر اعلام کرده :” ارتباط با عناصر مشکوک بیگانه و انتقال منویات آنها به برخی عناصر سابقه دار داخلی کشور ” است.
چند روز پیش به فعالان صنفی معلمان چنین اتهامی را زدند. ارتباط با بیگانه اتهامی تازه نیست. از بدو انقلاب پنجاه و هفت چه زندگی هایی را که به این اتهام نواختند. قربانی اصلی این اتهام شادروان عباس امیرانتظام بود که قاضی نادان وقت، کلمه عزیز به انگلیسی را که به رسم ادب در نامه نگاری ها به کار میبرند به عنوان سند جاسوسی به کار برده بود.
واقعیتش این است اگر قرار باشد جاسوسها را شناسایی کنند باید نهادهای انقلابی و دستگاههای امنیتی متهم ردیف اول باشند. جایی که ایران جولانگاه جاسوسان موساد شده که احتمالا با ذکر نام خدا و تاکید بر گام دوم انقلاب دستور به سرکوب شهروندان معترض میدهند. طبیعی است جاسوسی بر بستر جهل میروید و چه جهلی فراتر از استبداد دینی که انشقاق ملی به بار می آورد و کشور را چند تکه و چند دسته میکند.
بازداشت سعید مدنی و بسیاری کنشگران در چند روز اخیر برنامه حساب شده جمهوری اسلامی برای سرکوب اعتراضات پیش بینی شده است. تجربه آبان به آنها نشان داد که دیر بجنبند خیابانها غافلگیرشان میکند. فعالان مدنی را بازداشت، اینترنت را مختل و خیابانها را پر از نیروی امنیتی و مزدبگیران اهل سرکوب میکنند.
به ظاهر میخواهند قدرت خود را نشان دهند اما ویژگی دیکتاتوری این است به طرز تناقض آمیزی همزمان که در صدد نشان دادن قدرت خود است ترس خود را نمایش همگانی میکند.
چند روز پیش ویدیویی منتشر شد از تیراندازی هوایی به بهانه مانور. این تیراندازی به ظاهر برای ترساندن مردم است اما همزمان برای خالی کردن ترس خود است. حاکمیت به شدت از مردم میترسد چون حکومتی بدون مردم است و حکومت بدون مردم همیشه در ترس و اضطراب است.
تحلیلهای نهادهای تصمیم گیر مبنی بر اینکه ایران، کره شمالی میشود همه شکست خورده و مردم ایران در این چند دهه نشان داده اند ایران را با سکوت قبرستانی نسبتی نیست. برای همین قوه قضاییه بخصوص از سال هشتاد و هشت چندین سطح احکام را بالا برد اما هنوز خیابانهای ایران پر از شهروند معترض است که هر یک به بهانه ای، یکی برای آزادی یکی برای نان یکی برای کار به خیابان می آیند اما همه پیام واضحی را منتقل میکنند: « تحقیر بس است.» به عبارتی جامعه ایران در این چند دهه به استبداد دینی این پیام را رسانده اند که ایران کره شمالی نمیشود .
خواب سکوت قبرستانی تعبیر ندارد. حاکمیت هم این پیام را رسانده در برابر بحرانهای چند بعدی هیچ راه حلی جز سرکوب ندارد.
تلگرام نویسنده