بی‌شرف ناسزایی سزاوار، رضا معینی

از سوسنگرد و اندیمشک تا نیشاپور و از زاینده رود خشک تا بلوط‌های سوخته‌ی زاگرس و در پاسخ به سرکوب‌گران فریاد بی‌شرف بی شرف اوج آواز مردمانی شرافتمند است. تا پیش از اعتراض‌های آبان و دی ماه ۱۳۹۸ در گردهم‌آیی‌ها «بی‌شرف» کمابیش به گوش می‌رسید، گاه در هنگام حمله پاسداران و چماقداران به تظاهرات‌، اما شعاری تهاجمی نبود که از زبان مردم چنین پرمعنا آواز شود. یکی از معانی شرف در فرهنگ ما با بزرگواری، ارجمندی و آبرو گره خورده است. و در ناسزا نیزباری ناموسی دارد و یا از آن اینگونه استفاده می‌شود. اما این «بی‌شرف» که خطاب به نیروهای سرکوب‌گر و در کل حکومتی‌های جمهوری اسلامی گفته می‌شود، آشنازدایی شده‌ی آن واژه شرفی است که بکار می‌رفت و معنای خاص خود را پیدا کرده است.

نخستین بار، بی‌شرف و پژواکش در فریاد‌های روزهای آبان و دی و به ویژه در سوگ ‌اعتراض کشته‌شدگان سرنگون کردن هواپیما ی اوکراینی و به هنگامی که نیروی انتطامی و سپاه خود را نشان دادند و پس از شعار « سپاه جنایت می‌کند رهبر حمایت می‌کند» معنای آن را عادت ستیزانه تفییر داد. «بی‌شرف» پیشتر در ناسزاهای روشنفکری هم بود ولی آشنایی‌زدایی از این واژه‌ معنای آن را دگرگون کرده است و پنداره‌ای تاریخی را به روی می‌آورد و به رخ می‌کشد. از عهدشکنی و نانجیبی مسئولانی می‌گوید که به آن‌ها اعتماد شده و فریب داده‌اند و حال می‌دانند بدکاره‌اند و بدکاری‌شان بر مردم آشکار.

فریاد به ناارجمندی پیمان‌شکنی حاکمان است. گویی آگاهانه خطاب به حکومت روحانیون است که همه فکر و ذکرشان از شرف خلاصه در احکام « طهارت، صلات، نکاح و قضاء » است و خود را از طایفه بنی هاشم می‌دانند و باور دارند از نوادگان شریف هستند. بی شرف این قوم را نشانه گرفته است و آن پنداره تاریخی را با طنز به رخ‌شان می‌کشد. این شعار بسیار آگاهانه است!

بی‌‌شرف یعنی همه آن‌هایی که با هزار وعده بر دوش مردم سوار شدند تا به قدرت برسند. می‌خواستند « همه شئون جامعه را اسلامی و انسانی کنند» و امروز جهنمی از فساد و فقر و جنایت ساخته‌اند. نه تنها باتوم و تفنگ بدستان محافظ آن‌ها، که همه و هر آن کس که در این چهل و دوسال هر آنچه ارزش انسانی و اخلاقی بود با همیاری و سکوت در برابر جمهوری اسلامی تباه کردند. آن‌ها که به جای گفتن حقیقت بر مرارت مردم افزودن و به نام روشنفکر هم معترض هستند وهم می‌دانند که بود و باش‌شان از بودن این بی‌شرف‌هاست.

بی‌شرف‌ اگر همان عهد شکن‌های ناارجمند ِ سودبرده‌ها از اعتماد باشد در این سوی و در این سوی نیز هستند! ناسلامت مردمانی با جمله‌های آراسته برای داد و عدالت اما بی‌همتا دربزک کردن چهره کراهت. نوکیسه‌هایی‌ که جیب از خون و قربانی‌نمایی پُر کرده‌اند و یاد را در صرافی‌ها با فراموشی تاخت می‌زنند.

بی‌شرف ناسزایی است سزاوار این همه شیاد بی‌شرم که در هر کجا و هر جبهه باشند همه با هم هستند و در برابر انسان با شرف!

فیسبوک نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»