زدن ریشه و حراج هویت ملی! حبیب رمضانخانی

این روزها که اوضاع کشور نیازمند تصمیمات مهم اقتصادی و اصلاحات ساختاری است، ۴۶ نفر از نمایندگان مجلس انقلابی! در یک اقدام جنجالی و حاشیه ساز، طرحی را با عنوان؛ «استفاده بهینه از اشیای باستانی» تهیه کرده اند که بر اساس آن، دارندگان اشیای باستانی می‌توانند آن را به دولت بفروشند.

طرحی که کارشناشان هشدار می دهند باعث قانونی شدن کاوش های قاچاقچیان مواد عتیقه و تاریخی شده و نهایت منجر به ویرانی مناطق تاریخی و حراج آثار باستانی و ارزشمند تاریخی خواهد شد. قابل تامل اینکه، بهانه این نمایندگان از ارائه این طرح، بهبود و رونق کسب و کار رشته هایی چون تاریخ، باستان شناسی، معماری و… است. در حالی که تحصیلکردگان همین رشته ها معترض اصلی این طرح و عملیاتی شدن آن، به دلیل تبعات ناگوار آن برای کشور و هویت ملی هستند!

در سوی دیگر، بنا به تصمیم آموزش و پرورش، از امسال روند تغییر کتاب های درسی مدارس به صورت جدی آغاز و محتواهای غیرمفید و نامناسب از ساحت کتاب ها حذف خواهند شد. مسلما به دلیل ساختار آموزش ناکارآمد، این حوزه نیازمند تغییرات جدی در شکل آموزش، مدیریت انسانی و مالی، محتوای کتاب ها و..‌. می باشد که بایستی از این اقدام استقبال کرد. منتها به تجربه گذشته و اهداف و تفکرات مدیران و طرح کنندگان این تصمیم، بایستی بیشتر نگران این تغییرات بود تا استقبال! خاصه اینکه گاهی اسم آن را «جراحی در آموزش و پرورش» می گذارند، که با مشابه سازی ذهنی این روزها، بر نگرانی ها افزوده می شود.

بی شک دغدغه برخی از این تصمیم گیران، نه آموزش به روز در جهت همسان سازی با روند جهانی شدن و حقوق شهروندی، بلکه هدف از تغییر کتاب ها، بیشتر جایگزینی برنامه ها و اهدافی در جهت شعارها و آرمان های ایدئولوژیک است.

کافی است فقط در یک مورد محتوای تغییر یافته در کتاب تاریخ مدارس را بنگریم که فارغ از تاریخ معاصر، تاریخ باستان نیز دستخوش تغییرات و اعمال نظراتی گشته که عملا دانش آموز ایرانی را نسبت به هویت و تاریخ ملی و گذشته خود بیگانه می کند. طوری که تفاوتی بین اقدام و عمل اسکندر مقدونی و داریوش هخامنشی بر کشورمان ندیده و هیچ حسی از وطن پرستی و احساس تعلق به ایران را در دانش آموز ایرانی بر نمی انگیزد.

قابل تاملتر، وقتی با تاریخ کشورهای دیگر مقایسه می شود، این درد و بیگانگی با هویت خود بیشتر احساس می شود. سال هاست کشورهای اروپایی و غربی خود را آبشخور و خاستگاه تمدن بشر از گذشته تا به امروز دانسته و در جهت القای این هدف، خود را به تاریخ یونان باستان متصل و در ادامه از بزرگنمایی وایکینگ ها تا شوالیه ها و… را طوری در قالب فیلم ها و انمیشن های خود به خورد مردم سایر جهان می دهند و خود را برجسته که دانش آموز ایرانی پرسشگر و مسحور اقدام فلان پادشاه وایکینگ و نمادهای آن شده، که در مقابل، کوچکترین شناخت و حس تعلقی با بزرگان ایران زمین، از کورش تا آریو برزن، سورنا، یعقوب لیث و بابک ها نمی بیند!

در همین راستا، در کشور همسایه، ترکیه، ساخت سریال و فیلم هایی با مضمون و محتوای تاریخی تبدیل به صنعتی سودآور شده که با صادرات آن، نه تنها ارزآوری و کسب درآمد حاصل می شود، بلکه با معرفی جاذبه های تاریخی و فرهنگی خود گردشگران زیادی را به خود جذب و بالاتر از آن تاریخ و هویت ملی خود را برجسته و باشکوه جلوه می دهد. در مقابل، در کشور ما با آن قابلیت و سوژه های ملی و باشکوه برای ساخت فیلم و سریال، هیچ اقدامی صورت نمی گیرد!

سال ها دمیدن بر دوگانه ایران اسلامی و باستان و اصرار بر رویه ای خطا که طی آن کل گذشته تاریخی و پادشاهی ایران، به چوب نظام پهلوی رانده شده، گذشته تاریخی کشور تبدیل به یک تابو شده. امروز اگر در نکوهش شاه سلطان حسین به دلیل بی کفایتی در مقابل افغان ها و بی تفاوتی مردم در حمله اعراب و مغول، آن ها را می نوازیم، بایستی همان اندازه به شجاعت و دلاوری بزرگانی چون آریو برزن، سورنا، شاپور اول و دوم و… که هریک مقابل متجاوزان اقدام و آنگونه متجلی شدند، ببالیم و آن ها را الگو و مایه افتخار از برای دفاع از وطن برجسته کرده و فیلم و محتوای فرهنگی با این موضوعات ساخته تا مجبور نشویم فردا روز در مقابل تحریف و تحقیر تاریخمان، چون فیلم «۳۰۰» ماتم گرفته و مویه کنیم!

نتیجه؛ عده ای در ساختار حاکمیت، با طرح جدید مجلس و طرح های چون محو آثار و شخصیت های ملی و باستانی که همچنان با تغییر محتوای کتاب های درسی تاریخ در جریان است، رسما کمر بر تخریب و نابودی هویت ملی بسته اند که نتیجه آن می شود از خود بیگانگی هموطنانی که خروجی آن در آن شور و همراهی در کنسرت هفته پیش ترکیه متجلی می شود!

کانال تلگرام تحلیل زمانه