سە مشکل، سە راە حل، علی سهرابی

حذف معلم از معادلات صنفی-اجتماعی، تعطیلی نظام آموزشی

‍بە نظر استالین “مرگ یک نفر تراژدی است اما مرگ هزاران نفر دادەی آماری بەشمار می رود.”

دستگیری، پروندەسازی و زندانی کردن یک معلم بە خاطر دفاع ازحقوق قانونی اش فاجعەای غم انگیز است. ادامە و ارتقای آن بە صدها نفر نیز نە تنها عمق فاجعە را کم رنگ نمی کند بلکە دست یازی بە ساحت و زندگی آنان را همچون یک اپیدمی رواج می دهد و یاس و ناامیدی و خشونت عمومی را فزون می کند و بە یک دادەی آماری فاجعەبار می رسیم. کە نمونەهای دیگر آن در جامعە نیز بەچشم می خورد. از قبیل؛ کشتن کولبران، برخورد با کارگران، احضار فعالان مدنی و مرعوب نمودن دانشجویان و …

بەنظر می رسد، پاسخگو نمودن نهادهای نظارتی در برابر اعمالِ گاهاً فراقانونی شان، مهم ترین فاکتور جهت رعایت حقوق شهروندی در جامعە باشد. اکنون پرسش و بُن بستی کە در این رابطە موجود است اینکە؛ اگر نهادهای نظارتی و امنیتی ظلم و خلاف و اخلال ایجادکنند، باید کجا درموردشان تظلم خواهی نمود؟! چون در طی این سالیان مسبوق بەسابقە نبودە در قبال مثلاً ، حرکتی افراطی و بعضاً فراقانونی، حتی ماموری را وادار بە عذر خواهی نمایند و از معلمان یا مردم دلجویی نمایند. مصداق این نابرابری در پاسخگویی، دیالوگِ مشهور جرج اورول است:

“همەی انسان ها برابرند ولی بعضی برابرترند.”

عدم پاسخگویی بعضی از این نهادها بە مطالبات مشروع آحاد مردم، خصوصاً معلمان و رعایت قانون اساسی (اصول۱٥،۲٦،۲۷،۳۰ و…) کە بالاترین مرجع است، پاشنەی آشیل وقایع و جریان های صنفی و اجتماعی کشور و دلخوری معلمان، دانش آموزان و اولیای آنان محسوب می گردند و تقابل در جامعە را افزایش دادەاست. پابند بودن نهادهای نظارتی بە قانون و احترام بە حقوق مردم و رعایت عدالت و انصاف تنها انتظار مردم است.

طبق آمار سال۱۳۹٥ کمیسیون آموزش مجلس، قریب بە ۲۰نوع مدرسە غیرعادی در آموزش و پرورش کشور وجود دارد. از مدارس کَپری سیستان و بلوچستان گرفتە و مدارس هیئت امنایی کردستان و تیزهوشان تهران تا نمونە دولتی شیراز و غیرانتفاعی تبریز و مدارس شاهد و ایثارگران و مدارس علوم دینی و…در نقاط مختلف ایران.

لازم است جهت تبیین عدالت آموزشی، این مدارس همگی بە نوعِ عادی برگردند و شهریەها نیز حذف گردند تا فرزندانمان از آموزش رایگان کە حق مسلم آن هاست برخوردار گردند و بازاری کردن آموزش تعطیل گردد.

برخوردهای قهرآمیز مستمر و متعدد با معلمان در سالیان متمادی نشان دادە کە صورت مسالە پاک شدنی نیست و بایدمسئولان راەحلی منطقی ازطریق دیالوگ با این طبقەی اندیشمند برقرار نمایند. حذف معلم امکان ندارد. حذف معلم از معادلات صنفی و اجتماعی یعنی تعطیلی نظام آموزشی. پرواضح است این امر شدنی نیست و محال است. پس توصیە می گردد جهت برگرداندن آرامش و اعتدال و برقراری دیالوگ و آشتی بە جامعەی آ.پ کشور ابتدا ؛ تمامی پروندەسازی ها علیە معلمان خاتمە یابد. سپس معلمانِ بەناحق دربند، آزاد شوند. آنگاە معلمان و نمایندگان واقعیشان در جلسات شور و مشورت و برنامەریزی و تصمیم گیری های وزارت خانە و استان و شهرستان ها دخیل گردند. همچنین بررسی معضلات کاری و حقوقی وامورمختلف معلمان بە وزارت آموزش و پرورش سپردە شود نە نهادهای امنیتی و…

آن وقت برکات آموزشی، پرورشی و اجتماعی و…آن برهمگان آشکار خواهد گردید و کشتی طوفان زدەی آموزش و پرورش بەساحل امن لنگر خواهد زد.

پی‌نوشت
پیشرفت آموزش و پرورش = پیشرفت جامعە

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»