این روزها که با موضع گیری رسمی مقامات غربی و ناامیدی از میانجیگری های صورت گرفته، چشم انداز روشنی از احیای برجام، متصور نیستیم، امیر عبداللهیان، وزیر امور خارجه نهایت مجبور به اعتراف شده و اعلام کرد: «من هم مثل وزیر خارجه آمریکا و رابرت مالی، در برابر پارلمان کشورم با فشارهای زیادی مواجهم؛ یک طیف قوی در داخل دو کشور، مخالف بازگشت به برجام هستند»
زمانی که اصفهان در محاصره افغان های یاغی بود، بی شک توان و تعداد صفویان بسیار بیشتر از مهاجمان بود. ولی آنچه باعث شد محاصره یک ساله اصفهان نهایت منجر به آن سقوط و مصیبت شود، بیشتر ناشی از کارشکنی نیروهای داخلی بود تا توان افغان ها! در آن برهه هرکسی که می خواست حرکتی و عملیاتی از داخل اصفهان یا بیرون از ان انجام داده و محاصره شهر را بشکند، به دلیل محافظه کاری و هراس رقبا مبنی بر اینکه موفقیت این افراد و نیروها در پس زدن افغان ها باعث ارتقا و قدرت گیری آن ها در دربار و نزد شاه می شود، با کارشکنی و اختلاف، باعث شکست نیروهای صفوی شده و کاری از پیش نمی رفت.
این روزها که دولت سیزدهم در پیچ سخت و گره خورده احیای برجام گیر کرده و تازه به حرف آقای ظریف و تیم روحانی رسیده اند، شرایط آن روزهای اصفهان در ذهن تداعی می شود. بعد از روی کار آمدن بایدن، در اواخر دولت روحانی بود که تلاش ها و گفتگوها برای احیای برجام آغاز شد. ولی همین مجلس انقلابی و مسئولان حاضر در دولت جدید، از ترس اینکه مبادا موفقیت احیای برجام منجر به موفقیت و محبوبیت دولت روحانی شده و مجددا مردم با اقبال به آن ها رای دهند، تا توانستند با تصویب قوانین و کارشکنی، مانع احیای برجام شدند.
نهایت بعد از اینکه خود سکاندار دولت جدید گشته و با کارشکنی به مقصود نایل شدند، همان هایی که تا دیروز جز به آتش زدن برجام، به چیز دیگری راضی نبودند، برای احیای آن پیش قدم شدند. منتها به دلیل گذشت زمان و تحولات بین المللی چون جنگ اکراین، در کنار ضعف مفرط تیم مذاکره کننده، نهایت به کمتر از امتیازات و توافق سال پیش که در شرف امضا توسط دولت سابق بود، نیز نتوانستند دست یافته و عملا توافق را از دست رفته می بینند!
در تکمیل جمله هگل، مارکس جمله مشهوری دارد که: «شخصیت ها و رویدادهای تاریخی دوبار تکرار می شوند، یکبار به صورت تراژدی و بار دوم در قالب کمدی» منتها در تاریخ ایران، گویا برعکس، این تکرار هربار غم انگیز تر و تراژیکتر از بار قبلی رخ می دهد! از بحث گروگانگیری، پایان جنگ تحمیلی، توافق برجام این را به وضوح شاهد هستیم. در تمام این موارد به دلیل اختلافات داخلی، آنقدر تاخیر در امر پذیرش و آمادگی برای توافق داشتیم که نهایت هنگامه امضا، تمام فرصت ها و کارت ها برای امتیاز گیری را از دست داده، در نتیجه با کمترین دستاورد مجبور به امضای توافق شدیم!
حال در بحث احیای برجام نیز دقیقا این تاخیر و تکرار کارشکنی برای عدم موفقیت را شاهد هستیم که بی شک نتیجه آن نه تنها اثری از کمدی بودن ندارد، بلکه بسیار غم انگیز تر از گذشته، ویرانگر خواهد بود!
@TahlilZamane