ملتی وطنپرست اما صلحجو و حکومتی میلیتاریست .
▫️شورای سردبیری جامعه نو:
«در تاریخ آمده که شاه اسماعیل میلی به جنگ با عثمانی نداشت و اگر نورعلیخلیفه به آناتولی لشگر نکشیده و در توکات خطبه به نام شاه اسماعیل نخوانده بود، عثمانیان به جنگ با ایران نمیآمدند و جنگ چالدران و یکی از بزرگترین شکستهای تاریخ ایران پیش نمیآمد. البته دربارۀ نقشِ باورهاو حاکمان مذهبی در جنگها و شکستهای دورۀ صفویه حرفوحدیث بسیار است اما اگر مهِ غلیظِ تاریخ را کنار بزنیم، در فاصلهای نزدیکتر به ما، این نقش در جنگهای ایران و روس و شکستهای تاریخیِ متعاقب آن بیشتر مشهود است. روحانیون در ثبتِ معاهدۀ ننگینِ ترکمنچای بهپای سردارِ رشیدِ ایران، عباس میرزا، نقش داشتند. در این زمینه نگاه دوگانهای است: جماعتی معتقدند عباس میرزا برای جمعآوریِ لشگر و پیروزی در جنگ با روسیه، از روحانیون خواست برای جنگی که نجاتبخشِ سرزمینِ اسلام از سلطۀ کافر است فتوا بدهند و دیگرانی نیز معتقدند عباس میرزا مایل بود دربارۀ تجدیدنظر در عهدنامۀ گلستان، با روسیه گفتگو کند و روحانیونی مثل سیدمحمد مجاهد او را بهاجبار به جنگِ دوم و شکستِ منتهی به عهدنامۀ ترکمانچای کشاندند (سیدمحمد در نامه به شاه نوشته بود اگر به جنگ نمیروی خودم بیایم فتوای جهاد بدهم). بیراه نیست اگر بگوییم سرِ غولِ میلیتاریسمی که گاه کشورِ ما را تنگ در آغوش کشیده است، اغلب در دامانِ روحانیون بوده است.
واضح است که نمیخواهیم بهخاطر ناکامیهای تاریخی، یقۀ روحانیت را بگیریم؛ هدف پاسخ به این پرسش است که آیا روحیه و گرایشِ عمومیِ مردم ایران میلیتاریستی است یا مسالمتجو و صلحطلب و در نهایت، آیا حکومتِ فعلی میتواند بر اساس گرایش، اهداف و تبلیغاتش، جامعۀ ایران را به مخاصمۀ منطقهایِ تازهای بکشاند یا خیر؟ این پرسشی اساسی است که میکوشیم به آن پاسخ دهیم.
حالا دیگر همۀ ایرانیها درگیرِ موضوعِ میلیتاریسم هستند: روابطِ خصمانه با منطقه، سرمایهگذاریِ هنگفت و بیملاحظۀ تسلیحاتی، گرو گذاشتنِ کلِ کشور در موضوع هستهای و سیاست خارجیِ مرتبط با آن، پیوندهای وسیع و وثیق با دستهجات و قبایل و فرقههای مخاصمهجوی منطقه بر مبانیِ مذهبی و دادنِ خرجِ جنگ و معاشِ آنها از کیسۀ ملت و دهها رفتارِ دیگر حاکی از رویکردهای بنیادینِ میلیتاریستیِ حکومت است. در ابعاد اجتماعی نیز تقدیسِ میلیتاریسم از تلویزیون تا مدرسه (همین امروز بحثِ سرودِ میلیتاریستیِ «سلام فرمانده» داغ است) و اداره، و حتی امورِ عمومی مانند دستگیری از مستمندان، تولید و تزریق واکسن و امور عمرانی، بیوقفه جریان دارد. حکومت در نمایشِ این گرایش خود، از هر وسیلهای استفاده میکند درحالیکه قاعدتاً باید این گرایش را بپوشانند و از مسالمت و غیرنظامی کردن حرف بزند. آلمانِ نازی که در دهۀ سیِ قرنِ پیش، این مسیر را میرفت و مانند ما از خانه تا مدرسه و از آزمایشگاه تا کارخانه را تحت کنترل و اشاعۀ ایدئولوژیِ میلیتاریستیِ نازیسم داشت، بهاندازۀ حکومت ایران نمایش نمیداد (توصیفات لیزاپاین دربارۀ سیاستهای آموزشی و خانوادگی و اجتماعیِ نازیها، حاکی از عقبماندگیِ آنها نسبت به حکومت ماست). در واقع گرایش و اهدافِ حکومت با روحیه و مطالبات و برنامۀ زندگیِ ملت، افتراقی عمده دارد: ملتی وطنپرست اما صلحجو و اهل مدارا، حکومتی میلیتاریست اما کمدان و بیسیاست که انگار در موضوع جنگ وفتوحات، پیرو خلیفۀ دوم است! امر خطرخیزی است!»
🆔 @jameeno