بدون آزادی ما، جامعه آزاد نخواهد شد !
به ما در بچگی یاد دادند که دختر پایش را موقع نشستن دراز نمیکند. دختر وقتی پستانهایش در آمد، در قوز سینه اش آنها را پنهان میکند. به ما یاد دادند صدایمان بلند نباشد. به ما یاد دادند نخندیم. خنده مان را هم مثل پستانهایمان پنهان کنیم. به ما یاد دادند که دختر نباید پررو باشد. دختر باید سر به زیر باشد. به ما یاد دادند که جای ما کنار مادرمان ته سفره است. به ما یاد دادند کمتریم، بدتریم! به ما یاد دادند سرمان رو به زمین باشد. بله به ما یاد دادند که همه اعضا بدنمان قوز کند تا زن بودنمان یک جایی در لابلای آن قوزها اصلن ناپدید شود، به جای قامت رعنا، پستانهای قابل روئیت، خنده های بلند، گردن افراشته، قدمهای استوار، گرد شویم. شاید هم کم کم محو شویم.
هیچ کس به ما یاد نداد که زن هم آدم است. هیچ کس به ما یاد نداد بدن ما هم مقدس است. هیچ کس به ما یاد نداد که بی حرمتی به خود را نبخشیم، بر عکس زن خوب فرمانبر پارسا، زنی است که دقیقه به دقیقه در حال بذل و بخشش است. لبخندها را به قهقه مردان، هوش را به خنگی کسی، زیبایی را به حجاب!
خشم ما آموزگار ما بود. الان هیچ کاریش نمیشود کرد. خشم ما به ما در کف خیابان یاد داد. الان ما آمده ایم که بلند بلند حرف بزنیم! ما آمده ایم که جلو گارد ویژه شماها قشنگ خونسرد، با صلابت راه برویم. شاید صد سال طول کشید تا بلند شدیم. اما الان غول از شیشه خارج شده است. ما آمده ایم که وسط جامعه فریاد کنیم. اصلن نه که حق و حقوق این چهل و سه سال، یک قرن یا دو قرن را به ما بدهکارید. ما امده ایم بدهی مادرانمان، مادر بزرگهایمان، مادر مادربزرگهایمان را هم پس بگیریم. کجای کارید شماها!
الان بقیه اند که باید جلو ما دست و پاهای مردسالاری را جمع کنند. الان بقیه اند که باید صدایشان را خفه کنند وقتی زنی را تحقیر میکنند. الان بقیه اند که وقتی زنی را تمسخر میکنند باید صداخفه کن بگذارند. انقدر ما خشم در سینه داریم که انبار باروت است، اصلن شماها حتی نمیتوانید تصور کنید ما زیر این حجابها، پشت درهای بسته استادیوم، گوشه آشپزخانه هایی که برق ساطور جلو چشممان بود، در رختخوابهای اجباری، در فحش ها، توهین ها، بیلبوردهای کنار خیابان تا حرفهای گزنده مجالس مهمانی چه کشیده ایم. تمام آن دردها الان بیرون زده اند. آتشفشانی از خشم. خشم از ستم بر زن! از بی عدالتی!
این زن آبادانی را دیدید چطور جلو گارد ضد شورش رژه رفت؟ اینجوری ما جلو حجاب اجباری، جلو آپارتاید جنسی، حتی جلو کور جنسی طبقاتی احزاب سیاسی مخالف رژه خواهیم رفت. امروز وقت این شده بعده صد و اندی سال در ایران ما تاریخ بسازیم. از کول خودمان نظام ضد زن اسلام و مردسالاری انتگره آن را پیاده کنیم.
یک روز، نه فقط یک ساعت از سقوط این حکومت گذاشته اعلام موجودیت میکنیم. قانون مینویسیم. در اداره مملکت شریک و سهیم میشویم. ما ایران را به مهد آزادی و حقوق زن در کل جهان بدل میکنیم. خودتان را فقط واسه لغو حجاب اجباری آماده نکنید. یک تصویر مهیب در انتظار شماهاست که حتی توان هضم حرمت تام و تمام ما زنها را ندارید! وایستا و تماشا کن!
هر جا زن آزاد و برابر است، کارگر استثمار نخواهد شد. هر جا زن آزاد و برابر است، قلم روزنامه نگار شکسته نخواهد شد. هر جا زن آزاد باشد حرفش را بزند، مذهب را در سوراخ کرده اند، هر جا زن حرمت و شان و حقوق داشت، کودک هم انسان محسوب خواهد شد. تمدن از به رسمیت شناختن آزادی زن آغاز میشود. بدون آزادی ما، جامعه آزاد نخواهد شد!
فیسبوک نویسنده
عنوان انتخاب سایت شورای مدیریت گذار