بجایش از شرق موفق کشورداری یاد بگیریم
رهبران و حکمرانان کرهشمالی و ونزوئلا با وجود اینکه به ملتهایشان احساس مبارزه با زورگویی آمریکا را میدهند اما از نظر اکثریت مردمشان و همچنین مردم و حکمرانانِ جهانی قهرمان مبارزه با غرب به حساب نمیآیند بلکه حکمرانانی هستند که تحت سیطره و نفوذ قدرتهای شرقی مجبور به بازی چنین نقشی هستند. مردم جهان و همچنین ایران از کرهشمالی و ونزوئلایی شدن به شدت وحشت دارند بنابراین چنین ترس و وحشتی نشان دهنده این است که مقاومتهای اینچنینی خود انتخابی نیست بلکه اجباریست که از سوی قلدرهای شرقی دیکته شده است.
نکته ابهام آمیز و قابل تامل این است کرهشمالی و ونزوئلا به عنوان چکیده مکاتب ایدئولوژی و سیاسی چین و روسیه به حساب میآیند اما آقابالاسرشان یعنی روسیه و چین در تعامل حداکثری اقتصادی و سیاسی با آمریکا هستند اما این دو کشور فقیر و رنجور داعیه مبارزه و مقاومت با آمریکا را دارند. سوال مهم این است آیا نباید به مقاومت و مبارزه کرهشمالی و ونزوئلا شک و تردید کرد؟ آیا گردانندگان پنهان نظام بینالملل برای موازنهسازی و تجارت جهانی به امثال کرهشمالی، ونزوئلا و …نیاز دارند؟
همانطور که میدانید کرهشمالی و ونزوئلا و …مستقل نیستند و به تعبیری آنان سرسپرده روسیه و چین هستند پس وظیفه دارند سیاستهای خرد و کلانشان را در تقابل با غرب یا همان آمریکا پیش ببرند در مقابل نیز آنان از رهبران کرهشمالی و ونزوئلا محافظت و مراقبت میکنند تا در قدرت باقی بمانند! غرب به دنبال دیکته کردن ادبیاتش به جهان است شرق هم در چنین فضایی به دنبال دیکته کردن تئوری خودش است اما در فضای چنین تقابلی کشورهایی تبدیل به ابزار و سلاح مبارزاتیشان میشوند.
همانطور که غرب در شرق کشورهایی را به عنوان پایگاه در اختیار دارد شرق نیز در غرب کشورهایی را به عنوان پایگاه در اختیار دارد ونزوئلا پایگاه شرق در غرب است و حکمرانان ونزوئلا مجبور هستند برای بقای خودشان در مسند قدرت فرمانبر قدرتهای شرقی باشند بنابراین واژه مقاومت واژهای تحمیلیست چرا که اگر روسیه و چین حمایتشان را از کرهشمالی و ونزوئلا بردارند لحظهای نمیتوانند رویپای خودشان بایستند و در چنین شرایطی به غرب یا همان آمریکا متوسل میشوند پس نمیشود با نوکری شرق داعیه مبارزه و مقاومت در مقابل غرب کرد.
فیسبوک نویسنده