نگاهی دوباره به جداسازی و تفکیک جنسیتی؛ نه به آپارتاید، ریحانه طباطبایی

اعتراض به حجاب اجباری و مخالفت با سبک زندگی تحمیلی و توییت چند وقت پیشی که در مخالفت با تفکیک جنسیتی پارک ها نوشته بودم، منجر به این شد تا بعضی از مواضع خود در گذشته را مرور کنم.

به یاد آوردم حدود سال ۹۶ یا ۹۷ از وجود پارک بانوان در خیابان حقانی دفاع کرده و با رفیقی هم در این خصوص مجادله توییتری داشتم.

این بررسی گذشته منجر به این شد که متوجه شوم در برهه‌ای از زمان نگاهم به مسائل خصوصا مسائلی که زنان کشور درگیر آن هستند ناشی از آموزش و باورهای غلط عمومی و عادت به جدا زندگی کردن (مدرسه، مکان های ورزشی و …)بوده که طی سالیان به همه‌ی ما تحمیل شد.

سالها پیش وقتی اتوبوس ها جداسازی شدند، زن ها در عقب اتوبوس جا گرفتند و مردها در جلوی اتوبوس، چند اعتراضی صورت گرفت اما گفته شد که برای امنیت خود زن ها است که مورد آزار جنسی قرار نگیرند و راحت باشند و حتی یاد دارم که استادی آزاد اندیش هم در این باره صحبت کرد که همسرش چقدر خوشحال شده از این جدا سازی و دیگر در اتوبوس مورد آزار جنسی قرار نمیگرد و این موضوع همان زمان یکی از شاکله‌های ذهنی من را بوجود آورد و نهایتا راحت پذیرفتیم و گفتیم بله برای خودمان است، برای آنکه امنیت داشته و راحت باشیم و نگفتیم در کجای دنیا راه مقابله با آزار جنسی جداسازی مکان های عمومی است؟

این مساله به مترو هم تسری پیدا کرد و ما غافل از آنکه این جداسازی ها کمکی به حل مساله آزار جنسی نمیکند، خوشحال در واگن های تفکیک شده نشستیم و باز متوجه نشدیم که این تفکیک سازی جنسیتی امنیت و آرامش همراه ندارد و فقط دو بخش جامعه را از هم دورتر میسازد و اتفاقا بر مشکلات دامن میزند.

برگردم به بحث پارک بانوان، در آنجا هم من دفاع کردم که خب زن هایی هستند که میخواهند آفتاب به پوستشان بخورد، زن‌هایی از خانواده مذهبی که میخواهند راحت باشند، حتی زن های غیر مذهبی که به خاطر قانون حجاب نمیتوانند در پارک‌ها راحت باشند و چه ایراد دارد که جایی داشته باشند برای خودشان؟

و خب امروز متوجه هستم که آن دفاع غلط بود، که البته به این معنی نیست که زنان محجبه حق داشتن مکان‌های اختصاصی خود را ندارند بلکه به این معنی هست که در کنار حق برابر برای دیگر زنان آنها نیز میتوانند مکان‌های مخصوص به خود را داشته باشند.

امروز که تعداد پارک های مخصوص زنان در حال زیاد شدن هستند و این فاصله بین زن و مرد و حتی افراد خانواده در حال بیشتر شدن است بیشتر به نقد آن نگاه روی می آورم.

امروز به این باور رسیده ام که ما زمانی میتوانیم از حق پارکی مخصوص برای زنان دفاع کنیم که زنان در حق انتخاب پوشش خود آزاد باشند، برابر در کنار مردان در جامعه حضور داشته باشند، امکان عمومی برای هر دو بخش جامعه به اندازه یکسان قابل بهره برداری باشد و بعد برای زنانی که خواهان حجاب هستند پارک هایی به دور از مردان ساخته شود که بتوانند آزادانه در آنجا گردش، ورزش و تفریح کنند.

امروز به این باور رسیده ام که جداسازی در مترو و اتوبوس کمکی به رفع آزار جنسی نمیکند، اصلا مساله آزار جنسی راه حلش در جداسازی نیست که اگر بود ۴۳ سال نظام آموزشی مجزا باید این مساله را حل میکرد نه اینکه ما شاهد گسترش این مساله در کشور باشیم.

واقعیت اینکه امروز معتقدم آموزش و مهم تر از همه کنارهم بودن زنان و مردان است که کمک میکند تا زن‌ها به حقوق برابر دست یابند و اتفاقا از آزار جنسی مصون بمانند. جدا کردن دو بخش جامعه از هم هیچ مساله ای را حل نمیکند فقط ادمهای جامعه را از هم دور نگه میدارد و فقط دیوار بینمان ضخیم تر میشود، به طوریکه دیگر خواست ها و نیازهای یکدیگر را نشناسیم، کمتر در کنار هم قرار گیریم و نتوانیم مشکلات یکدیگر را درک کنیم و اتفاقا آزار نیز بیشتر میشود.

در این نوشته خیلی قصد کنکاش جامعه شناسانه و و روانکاوی از مشکلات و معضلات زنان ایران را ندارم، بیشتر قصدم اعتراف به نگاه غلطی بود که نسبت به مساله زنان داشتم و اینکه عدم آموزش صحیح، تبلیغات غلط و عادت به یک سبک زندگی چطور میتواند نگاه ما را به یک مساله متفاوت کند و تا سالها مسیر غلطی را برویم.

امتداد