به مناسبت ۱۷ ژوئن روز جهانی مبارزه با بیابان‌زایی و خشکسالی

تکرار دروغ «خشکسالی ۳۰ساله»، وسرکوب فعالین محیط زیست

روز ۱۷ ژوئن در سال ۱۹۹۴ به عنوان روز جهانی مبارزه با بیابان‌زایی به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید (سند شماره A/RES/۴۹/۱۱۵ مجمع عمومی) و این روز برای ارتقاء آگاهی عموم مردم در رابطه با همکاری بین المللی برای مبارزه با بیابان‌زایی و اثرات خشکسالی نامگذاری شد.

جا دارد در این روز به موضوع خشکسالی و تخریب زمین در ایران بپردازیم و توجیه پدیده خشکسالی و بیابان زایی در ایران، توسط مقامات مسئول جمهوری اسلامی و نسبت دادن آن به پدیده های محیط زیستی، جوی و «دوران خشک سالی سی ساله» بپردازیم.

  • در گزارش باشگاه خبرنگاران جوان آمده است: «در استان اصفهان دائمی نبودن جریان زاینده رود و روند کند اجرای طرح‌های بیابان زدایی در اصفهان، سرعت بیابان زایی را در استان تشدید کرده است. از کل وسعت استان اصفهان حدود ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار هکتار آن را اراضی بیابانی و کویری و تپه‌های شنی فعال و نیمه فعال تشکیل می‌دهد.»
  • در خراسان جنوبی به گفته مدیرکل منابع‌ طبیعی و آبخیزداری خراسان‌ جنوبی: «پدیده بیابان و مراتع کم‌ تراکم بیش از ۸۶ درصد مساحت خراسان جنوبی را شامل شده و در ۱۲ میلیون و ۸۰۰ هزار هکتار از سطح این استان قابل مشاهده است.»
  • مديركل سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری نیز می گوید: «۳۰ میلیون هکتار از اراضی کشور در معرض بیابانی شدن، فرسایش خاک و کانون های فوق بحران قرار دارند.»

در پاسخ به نسبت داده شدن پدیده خشکسالی توسط جمهوری اسلامی به دورانهای سی ساله خشکسالی کاوه مدنی یکی از متخصصین برجسته محیط زیست در ایران می گوید:

«ایران دچار خشکسالی سی ساله است». نمی‌دانم این مطلب را رئیس سازمان زمین شناسی دقیقا همین‌گونه بیان کرده‌اند یا سخنان ایشان به صورت اشتباه نقل شده است اما امیدوارم سازمان زمین شناسی آن را هر چه سریع‌تر تکذیب کنند.

همان‌طور که سال‌ها تکرار کرده‌ام، موضوع خشکسالی سی ساله از لحاظ علمی و تخصصی مردود است. یک زمانی کسانی این دروغ عجیب را به ناسا نسبت می‌دادند!

حتی اگر بپذیریم که در بیست سال گذشته دچار خشکسالی بوده‌ایم (که در این نقطه از تاریخ ادعایی غیر علمی‌ست)، هیچ عالم و متخصصی نمی‌تواند به شما بگوید که این دوره فقط سی سال طول می‌کشد و ده سال دیگر پایان می‌یابد.

کشور ما دچار ورشکستگی آبی‌ست. چه ببارد، چه نبارد، ما آب کم می‌آوریم. چرا؟ چون خرجمان (مصرف آب) بیشتر از دخلمان (میزان آب تجدید پذیر) است. وقتی کم می‌آوریم از پس‌اتدازمان (آب زیرزمینی) می‌خوریم.

چگونه میی‌توان آثار گسترده ورشکستگی آبی (سدهای خالی، تالاب‌های خشک، رود‌های بی‌رمق، افت شدید آب‌های زیرزمینی، فرونشست، گرد و غبار، #بیابان‌زایی، آتش سوزی و مرگ جانداران) را ندید؟

اما با کمال تعجب برخی هنوز این مشکلات را موقت و منتظر معجزه و سخاوت ابرهای آسمانند. تا زمانی که همه مشکلات بخش آب را بر گردن خشکسالی و تغییر اقلیم و دشمن و نفوذی و جاسوس و ابردزد بیفتد، فقط و فقط فرصت سوزی می‌شود و هزینه تغییر بالا می‌رود. متاسفانه طبیعت برای انسان صبر نخواهد کرد تا عقلش سر جایش بیاید. هر چه جلوتر برویم، خساراتی که به محیط زیست می‌زنیم، جبران ناپذیرتر خواهند شد!

کشور ما به طور ذاتی کم آب است اما #فقر_آبی ندارد. همین حالا هم می‌توان این وضعیت را پایان بخشید با آب کمتر، محصول بیشتر و بهتر تولید کرد و وضعیت محیط زیست را بهبود بخشید. اما تاجر ورشکسته قبل از وعده دیگری به طلبکاران باید بپذیرد که شکست خورده است، روش تجارتش جوابگو نیست و هر جه بیشتر دست و پا برند، بیشتر در باتلاقی که خو ساخته، فرو می‌رود.» / سایت شورای مدیریت گذار

در چنین روزی جا دارد یادی کنیم از فعالین محیط زیست که همچنان در زندانهای جمهوری اسلامی بسر می برند.