صنف یا رَسته ، انجمنی میباشد که از سوی گروهی از افراد دارای یک حرفه و پیشه تشکیل میشود ، تا به این طریق ، به بالابردن سطح کیفی مجموعه واحدها ، در کنار تعیین تدابیری برای مقابله با تخلفات و همچنین انجام وظیفه اطلاعرسانی درباره اتفاقات حوزههای مرتبط با حرفه موردنظر، یاری رساند.
وجه مشترک صنوف، خواسته ها و مطالبات آن هاست و این خواسته ها را، عمدتا از کارفرمایان که معمولا بخش خصوصی ست مطالبه می کنند. دولت ها ، نقش موثری در ارتباطات کارگری و کارفرمایی دارند.
به طور مثال ، در رابطه با صنوفی که کارفرمایشان بخش خصوصی ست، معمولا ، دولت ها تلاش می نمایند که به عنوان واسطه ، به توافق بین کارگران و کارفرمایان کمک نمایند، هرچند در بسیاری از موارد ، به صورت جانبدارانه در کنار کارفرمایان قرار می گیرند اما استثناهایی هم در این رابطه وجود دارد.
در مواردی نیز ، خود دولت ها در جایگاه کارفرما قرار دارند، در چنین شرایطی، نقش دولت ها در سرکوب اصناف مستقل بسیار پر رنگ است و تنش ها و درگیری ها افزایش می یابد.
در کشورهایی که نهاد های مستقل ، از قدرت کافی برخوردار نیستند، دولت ها با استفاده از ابزار قدرت و با سیاسی جلوه دادن مطالبات و خواسته ها ، راه های سرکوب را هموارتر می نمایند.
لذا در چنین شرایطی ، فعالیت صنفی بسیار دشوار می شود و مرز بین فعالیت صنفی و سیاسی ، تا حدودی ، مخدوش می گردد، تا جایی که اعضای صنوف ، به واسطه ی پروپاگاندایی که از سوی دولت ها مدیریت می شود ، به شدت در معرض اتهام ورود به عرصه ی سیاسی قرار می گیرند.
در ارتباط با صنف معلمان، ماجرا بسیار پیچیده تر است. از آن جا که معلمان ، به دلیل حوزه ی نفوذ و مسئولیت خود، با تمامی اقشار و موضوعات جامعه در ارتباط هستند و نسبت به سرنوشت آحاد جامعه احساس مسئولیت می کنند، حق خود می دانند که محدوده ی فعالیت خود را گسترش دهند و مطالبات خود را به خواسته های معیشتی محدود نکنند که این خواسته کاملا معقول و منطقی ست.
به طور مثال ، در کشور ما ، مخالفت با آموزش ایدئولوژیک ، پولی سازی و کالایی سازی امر آموزش، تاکید بر اجرای اصل ۳۰ قانون اساسی ، تاکید بر صیانت از آزادی های قانونی مثل آزادی و حق داشتن و عضویت در تشکل ها، آزادی و حق برگزاری اجتماعات و راهپیمایی ها، آزادی و حق ارتباط با سایر تشکل ها و صنوف و اقشار دیگر و … همه و همه در چهارچوب خواسته ها و فعالیت های صنفی تعریف می شود اما دولت ها با این ادعا که این امور سیاسی ست، با افزایش هزینه ی اینگونه فعالیت ها، تلاش می کنند که مانع از ورود تشکل های صنفی ( به طور خاص ) و جامعه ی فرهنگیان ( به طور عام) در این عرصه ها شوند.
عجیب تر این که خود همکاران هم، ناخواسته، با تکرار این ادعای دولت ها، به محدود کردن فضای فعالیت صنفی ، کمک می کنند، غافل از این که همه ی فعالیت های ذکر شده ، در چهارچوب فعالیت صنفی تعریف می شود.
با این اوصاف، ممکن است این پرسش در ذهن بعضی ها خطور کند که اگر حیطه ی فعالیت و مسئولیت بعضی صنوف، از جمله صنف معلمان، این قدر گسترده است « پس تفاوت احزاب با تشکل ها ی صنفی چیست؟»
در پاسخ به این پرسش باید گفت که؛ «فعالیت احزاب و تشکل های سیاسی ، معطوف به قدرت بوده و تلاش آن ها تضعیف رقیب و در نهایت کسب قدرت سیاسی ست اما تشکل های صنفی ، مطابق تعاریفی که در اساسنامه هایشان ذکر شده ، غیر سیاسی هستند و در واقع از ورود به قدرت سیاسی منع شده اند.»
پس، هر گونه فعالیت اجتماعی که در چهارچوب منافع صنفی معلمان باشد و به منظور ورود به قدرت سیاسی انجام نگیرد، می تواند فعالیت صنفی قلمداد شود و این، همان مرز باریک فعالیت های صنفی با فعالیت های سیاسی ست.
تلگرام شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان