پس از سال ۸۸ و سرکوب جنبش سبز، ما شاهد برکشیده شدن حسین طائب هستیم، معاون بدنام و اخراجی فلاحیان در وزارت اطلاعات که نظر به خدمات خود در کنترل اعتراضات جنبش سبز، به ریاست سازمان اطلاعات سپاه رسید.
برای برکناری طائب از ریاست سازمان اطلاعات سپاه، سه علت تحلیلی در رسانه ها گفته شد؛ اولین و مهمترین آن ضعف عملکرد بخاطر عملیات گسترده و متنوع سرویس های کشورهای بیگانه (موساد) در داخل کشور، دوم طرح احتمال جاسوس بودن او و سوم تغییر سطح روابط چین و روسیه با جمهوری اسلامی و نگرانی این دو کشور از نشت اطلاعات این همکاری بخاطر ناتوانی طائب.
در شرح علت اول گفته می شود که رژیم جمهوری اسلامی و رهبری آن بخاطر ضعف عملکرد طائب نه تنها نگران تداوم عملیات خرابکاران و تروریست ها در داخل بلکه حتی نسبت به جان رهبر کشور و اعضا خانواده و بیت او هم بشدت نگران شده بودند، لذا دست به برکناری طائب زدند. این علت به دلایل زیر نمی تواند علت حقیقی یا اصلی این برکناری باشد:
۱- سالهای متمادی است که اسرائیل یا هر کشور دیگری در داخل ایران دست به عملیات می زند و برای این کار نیروهای موساد چنان فارغ البالند که وقتی معاون سازمان القاعده را در تهران به خواست دولت امریکا کشتند، ظریفی می گفت کار موساد در ایران به جایی رسیده است که در تهران دفتر بر پا کرده و سفارش ترور از کشورهای دیگر می گیرد! اگر بنا بود طائب به خاطر ضعف عملکرد برکنار شود باید سال های قبل این اتفاق می افتاد.
۲- به غیر از سازمان اطلاعات سپاه به ریاست طائب، چندین سازمان امنیتی و اطلاعاتی دیگر هم وجود دارد از جمله وزارت اطلاعات که خود گاف های کمی نداده است (مانند ترور فعالین و نخبگان انرژی هسته ای) ولی آنان چندان مورد اعتراض نبوده اند که موجب برکناری شده باشد.
۳- در جمهوری اسلامی این ضعف عملکردها تا زمانی که به اصل نظام و رهبر آسیب نرساند، و شخص متهم دارای خدمات بسیاری باشد آنقدر اهمیت ندارد که آن شخص بدین گونه برکنار شود. اگر واقعا طائب را بخاطر این ضعف می خواستند بردارند، بخاطر خدمات بی شائبه ی او ظاهر را حفظ کرده و پس از برکناری آبرومندانه تر به او پستی در حد مشاور رهبری می دادند نه پست بسیار تحقیر آمیز مشاور سلامی.
۴- گاه برخی از تحلیل گران می گویند که نگرانی از ناتوانی طائب چنان بالا بود که برخی واقعا نگران جان رهبر جمهوری اسلامی بودند. نخست باید روشن شود این نگرانی بر اساس تحلیل بوده است یا خبر؟ اگر تحلیل است که در بالا توضیح دادیم صرف این تحلیل و نگرانی نمی تواند این برخورد با طائب را توضیح دهد و اگر خبر است، ما می بایست شاهد دستگیری های گسترده در داخل سپاه پیش از برکناری طائب می بودیم.
برخی از تحلیلگران امکان جاسوسی طائب را طرح کردند. این بدترین احتمال است چه این مشکل بزرگ را دارد که شخصی در جایگاه و قدرت طائب را با چه قیمتی می توان خرید؟ بدیهی است او با توجه به نفوذ فوق العاده خود می تواند به اراده ای چندین برابر قیمت پیشنهادی هر کشوری را به راحتی به دست آورد.
مجبور کردن او به همکاری توسط پرستوها هم بسیار بعید است چون کسی چون او هرگز دربند آبرو نیست. تنها احتمال باقی مانده برای همکاری با کشورهای دیگر حس میهن پرستی قوی او خواهد بود که این احتمال هم از طائب بسیار دور است.
تحلیل سوم به نگرانی روسیه و چین اشاره می کند که می خواهند با اطمینان بیشتری از بایت حفظ اسرار و عدم نفوذ رابطه خود را با ایران گسترش دهند.
این احتمال این را در نظر نمی گیرد که رابطه روسیه و چین سال هاست که با جمهوری اسلامی گسترش یافته و این دو کشور قراردادهای مهمی با رژیم امضا کرده اند.
از سوی دیگر در ضعف جمهوری اسلامی برای مقابله با نفوذ جاسوسان دیگر، تنها سازمان اطلاعات سپاه مقصر نیست و چندین سازمان دیگر هم نقش دارند. همچنین برای اطمینان از عدم نفوذ جاسوسان تنها برکناری افراد کافی نیست بلکه باید ساختار کل حاکمیت و سیاست های آن به گونه ای تغییر کند که دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی بتوانند بهترین عملکرد را داشته باشند و از همه مهمتر روسیه و چین بسیار عاقل تر از آن هستند که با جمهوری اسلامی چنان رابطه داشته باشند که ناچار گردند اطلاعات بسیار مهم و حیاتی را در اختیار آن قرار دهند.
این یادداشت بر این نظر است که احتمال دارد طائب با توجه به قدرت گسترده خود در رژیم به این خیال افتاده بوده است که شاید بتواند در میان آشفته بازار وضعیت موجود، همه قدرت را مثلا با کودتای نظامی از آن خود بکند. چنین خیالی نیازمند ارتباط با سران نظامی داخلی و همراهی برخی قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای است.
همزمانی برکناری طائب با سفر وزیر امور خارجه روسیه و خبر برکناری سپاه ولی امر که مسئول حفاظت از رهبر است در سایه چنین احتمالی معنای خاصی می گیرند.