سرزمین جاوید، ابوالفضل محققی

 مسیری طولانی که تاریخ یک ملت خوانده می شود. مسیری که طی طریق آن ،سرگذشت راهیانی است که گاه حدیثشان بر سنگ و کتیبه نگاشته می شود.گاه بر فرش نگارستان!

زمانی دیگر حله ای می‌شود “تنیده ز دل بافته ز جان” که ابریشم ترکیب آن سخن است و نگارگر آن زبان خرد! با رشته هایی از عقل! شناسنامه یک ملت! که ترا به ریشه ات، به سرچشمه ات برمی‌گرداند.

به عظمت دورانی که دو هزار و پانصد سال قبل ترا با مفهوم “دولت ، “مردم ” روبرو می سازد.با دولتهای ماد و هخامنش که پایگاه خود برنهاد اقوام ایرانی ساکن در چهار گوشه این سرزمین بر اساس “آزادی اندیشه،برابری ،کار و رفاه !” بنیان نهادند.

ساختاری منسجم و متوازن بین اقوام ایرانی که برادرانه در طول تاریخ با هم زیستند! تمام فراز و فرود های آن را با یکدیگر تجربه کردند. تداوم دادند! شخصیت و هویت تاریخی این سرزمین را از آن خود کردند.

شخصیتی چند وجهی !که صلح دوستی و آزادمنشی خود را از کوروش پادشاه هخامنش به ارث می برد که به گفته “رومن گیرشمن ” باستان شناس فرانسوی که پربارترین تحقیقات و نوشته ها را در مورد ایران باستان دارد :”پس از سده ها زمانی که انسان ها جز در قالب حاکمان و بردگان تعریف نمی شدند. پس از فرو نشستن موج خاک و خون و برده گیری از انسان سیمای کوروش رامی توان دید.”

سیمای مردی که از آزاد بودن انسان سخن می گفت. بر استوانه ای ساخته شده ازگل ، نخستین منشور آزادی متکی بر حقوق شهروندی انسان را نقش می زد و نگرشی نوین فرای فرهنگ مرسوم زمانه را رواج می بخشید.

پایبندی به چنین تفکریست که او را قادر می ساخت تا زمانی که در سیمای یک فاتح وارد بابل می شد! بر سربازان خود فرمان دهد که “دوستانه در بابل قدم بر دارند! هیچکس را در سرتاسر سرزمین “سوم” و”اکد” نترسانند!”

فاتحی که بر پیروان دیگر مذاهب حرمت می نهاد. معابد ویران شده آنان را از نو بر پا می ساخت تا خدایان خود را پرستش کنند. مردی که قوم یهود در تورات از او بعنوان مسیح یا منجی موعود یاد می کنند. “کسی که آن ها را از بندگی در سرزمین بابل نجات بخشید وبا کاروانی از سپاهیان خود راهی سرزمین اجدادی خویش در بیت المقدس کرد .” (تورات)

ملتی که راهی سخت ،توانفرسا اما بغایت لبریز از تلخ و شیرین، کامروائی و ناکامی ،تجربه و خطا، زیبائی و زشتی، افتادن و برخاستن را به قیمت بسیار طی کرده و می کند.حمله اعراب را طاقت می آورد صبوری پیشه می‌سازد بدنبال راه چاره می‌گردد.

اگر شریعت مستولی شده بر زندگی مردم! راه بر هنر، بر تیشه پیکر تراشان می بندند.زیبائی و لطافت روح ایرانی را به چالشی ترسناک می کشد.اما انسان هنرمند ایرانی روح زندگی را در گل بوته ها ،در نقش های اسلیمی پیچبده در رنگهای لاجوردی،رنگهای سرخ و آتشین عمیق و سبز بر گنبد ها بر مناره هائی که تمنای عروج می کنند نقش می زند و به نمایش می گذارد.

اگر نوای سبز در سبز باربد را خاموش می کنند.او بقدرت شعر حافظ زهره را بربط زنان از عرش به زیر می کشد. به رقصش وا می دارد تا بانگ نوشانوش سر دهد. نصیحتت کند!آرامشت بخشد. بگوید که:

“آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع / سخت می گردد جهان بر مردمان سختکوش

با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام / نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش” (حافظ)

اندکی بر وزش باد خزانی، بر ناز و تنعم آن، بر ویرانی باغ طاقت بیاور! چرا که باد بهاری در راه است.

به اقبال کله گوشه گل نخوت دی “بهمن” شوکت خار به آخر خواهد رسید! تاریکی شب پایان خواهد یافت!

اگر شریعت سخت حاکم شده امر بر ذم رقصیدن میدهد! اراده بر نابودی شادی درون مردم میکند!

در میکده ها می بندد ودر تزویر و ریا می گشاید. اما درون لبریز از شادی و روح زیبا پسند ایرانی آغشته با خاطره عظمت هنر در ایران قبل از اسلام از موسیقی گرفته تا رقص تلاش میکند راهی برای حراست از باقی مانده ارثیه نیاکان خود بیاید.

ارثیه ای که بخش اعظم آن توسط مهاجمان عرب نابود شده بود. از کتاب خانه ها و کتاب های به آتش کشیده شده تا ممنوعیت موسیقی،رقص و طرب که در خشونت بدوی صحرا نشینان جائی نداشت! چه باید می کرد جز جستجو و دست یازیدن به انواع مسلک ها و آئین های جدید.

شکل گرفتن طریقه های گوناگون. همه و همه تلاشی بود برای رهائی از قید وبند های نهاده شده بردست و پا!جهت دست یابی به اندک آزادی.

تصوف در پوشش عبادت از نوع ایرانی آن خود بهترین گزینه برای رسیدن به چنین آزادی بود.

صوفیانی که عبادت مسجد را به سماع در خانگاه منتقل کردند. رقص،شعر و موسیقی را جایگزین نماز اجباری در مساجد نمودند. رودکی بر آن نام زمزمه عاشقی نهاد.

روی به محراب نهادن چه سود؟

دل به بخارا وبتان تراز

دلبر ما وسوسه عاشقی

از تو پذیرد نپذیرد نماز

“ابوسعید ابوالخیر” بر رقص سماع، نام عاشقانه دیگری نهاد که “بوی دلدار ” میداد! مهر و نشان خود بر پای آن گذاشت.

پای کوبید! دست افشاند! شادی کرد! تا از روح شادی و عظمت تاریخی یک ملت دفاع کند.

ادامه دارد

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»