برجام در بن بست است، ملت در کجاست؟ فریدون مجلسی

ظاهرا زندگی روزمره مردمِ ایران را به برجام گره زده اند یا گره خورده است. برجام پشت درهای بسته در وین گیر کرده بود، اخیرا گفتند گیر رفع شده و به پشت درهای بسته در دوحه قطر آمده است. گفتند که امیدهایی هست، سپس گفتند که توپ را به زمین آمریکا انداخته اند و در آنجا گیر کرده است. آمریکایی‌ها گفتند که توپ در زمین ایران بوده و باقی مانده است. می‌گویند ما که تحریم نیستیم که توپ در زمین ما گیر کرده باشد و نیاز به رفع تحریم داشته باشیم! همان حرف‌های مفت. اما برجام علاوه بر آن دو طرف یعنی طرف 1+4، به علاوه طرف اصلی یعنی آمریکا، گوش ایستاده پشت در،و طرف مذاکره گران جمهوری اسلامی که می‌دانند چه می‌گویند و چه می‌خواهند، طرف سومی هم دارد، که ملت درمانده ایران است که نمی‌داند آنها دقیقا چه می‌گویند و چه می‌خواهند! نمی‌دانند قضیه این توپ چیست؟ در زمین آمریکا چه می‌کند؟ در زمین ایران باشد چه می‌شود؟ توپ را کی پرت می‌کند، کی می‌گیرد؟ تأثیر توپ بازی این دو طرف برطرف سوم یعنی مردم و زندگی آنها چیست؟

مردم از طریق رسانه‌های بین المللی از این بازی‌ها خبرهایی دریافت می‌کردند. احمدی نژاد گفته بود غربی‌ها نمی‌گذارند ایران از نیروگاه بوشهر بهره برداری کند. بچه‌ها را با فریادهای انرژی هسته ای حق مسلم ماست به بوشهر برد و پیرامون نیروگاهی که بیست سال بود روس‌ها مشغول مطالعه و بررسی پایان ناپذیر برای راه اندازی یا راه نیندازی آن بودند، یک دیوار انسانی تشکیل داد؛ که یعنی اگر می‌خواهید نیروگاه ما را بزنید ما سپر انسانی آن هستیم. اما کسی نمی‌خواست آن را بزند. تحریم‌ها کمر مردم را می‌شکست.

روحانی گفت من حل می‌کنم. مردم رأی دادند و از انتخاب او که نوید نجات می‌داد خوشحالی کردند. مذاکرات قبلا بیخ گوش احمدی نژاد آغاز شده بود. گفته بودند شما در نطنز بر خلاف قرارداد منع گسترش تسلیحات هسته ای غنی سازی ایجاد کرده اید، البته تکذیب شد. گفته بودند نیروگاه آب سنگین اراک پنهانی را با پسماند پلوتونیم که خطرناک بود ساخته اید. تکذیب شد، گفته بودند در محلی زیر زمینی در فُردو امکانات پیشرفته غنی سازی ساخته اید، تکذیب شد. تهمت‌هایی هم در باره جاهای دیگر زدند که تکذیب شد. مذاکرات طولانی ظریف به نتیجه رسید و شادمانی کردیم. قرار شد غنی سازی در سایت زیر زمینی نطنز محدود شود، قرار شد تجهیزات فُردو در شرایط انتظار و تعطیل بماند، قرار شد نیروگاه آب سنگین اراک با بتن ریزی به نیروگاه آب سبک غیر پلوتونیومی تبدیل شود، قرار شد آب سنگین تولیدی محدود شود و وقتی به حد معینی رسید به روسیه یا غرب فروخته شود. قرار شد در سایت‌های هسته ای ایران دوربین نظارت سازمان انرژی هسته ای نصب شود که دیگر کارهایی انجام نشود که مستلزم تکذیب باشد. قرار شد در عوض، تحریم‌های ایران برداشته شود و ایران مطالباتش را بگیرد، و با دستیابی به شبکه بانکی بین المللی بتواند فعالیت‌های متعارف بازرگانی خود را آغاز کند. پول‌ها را با هواپیما منتقل کردند و ما و نیروهای مشغول سرگرم پایکوبی شدیم.

هواپیماهای بزرگ بوئینگ و ایرباس و ایتالیایی خریدیم. چندتایی هم تحویل گرفتیم. توتال در پارس جنوبی مشغول شد، زیمنس و دیگران هم، که موشک‌های ارزشی شلیک شدند و نیروهای اصولگرا مخالفت خودشان را با برجام اعلام و از روحانی یا ظریف با لنگه کفش استقبال کردند. اروپایی‌ها بساطشان را جمع کردند و رفتند. جنگ سوریه تا ابقای اسد و بعد از آن ادامه یافت، جنگ در یمن ادامه یافت، جتگ در غزه ادامه یافت، تکرار سوزاندن سفارت انگلیس در سفارت و سرکنسولگری عربستان ادامه یافت. نفوذی‌ها دانشمندان هسته ای را شهید کردند و عملیات تخریبی انجام دادند، دولت حیران بود. گفتند در دور دوم روحانی حل می‌شود، به او رأی دادیم و احیا نشد، به تفاهمی منتظر تأیید مقامات بالا رسیدند که تأیید نشد و مذاکرات به اغما رفت. هفت ماه بعد مذاکرات را با نمایندگی دشمنان برجام آغاز کردند. آمریکا در فالگوش. به دوحه آمدند. گفتند خواسته‌های خودمان را روی میز گذاشتیم و گفتیم این است توپ ما و باید تحریم‌ها را بردارید. به ما تضمین دهید، غیر از احیای برجام به هیچ چیز نکته دیگری ورود نکنید که خط قرمز است. نکته‌های دیگر موضوع موشک است و مسائل حضور در منطقه. موشک با برد بالا ساخته شده و برد ۵۰۰۰ و ۱۰۰۰۰ کیلومتر هم فرق چندانی ندارد. در منطقه بازدارنده است. اما موضوع جنگ نیابتی و مستشاری مطرح است. در نظر مردم بشار اسد در کارش ماندگار شد و زمان آن رسید که خودش روی پای خودش بایستد و برادران عرب کمک کنند. اما موضوع اصلی منطقه ‌ماند که اگر به برجام هم مربوط نباشد، برای آنها امری دو جانبه است، یعنی اگر جمهوری اسلامی احساس تکلیفش را انجام می‌دهد، آنها هم مقابله خودشان را می‌کنند.

چهل سال است چنین کرده اند و باز هم می‌کنند! پس گیر کار در کجاست؟ باقری برای توافق می‌رود یا برای عدم توافق؟ طرف سوم خبر ندارد. دیگر آنقدر ناامید و ناباور و از هزینه ای فرامرزی از جیب ما و به کام آنان رنجیده است که این بار اگر اعلام کنند به توافقی هم رسیده اند یا نرسیده اند برایشان تفاوتی ندارد، زیرا احساس می‌کنند در هر حال سهمی نصیبشان نخواهد شد و دیگر برای ابراز شادمانی هم به خیابان نخواهند آمد. به همین دلیل بار دیگر گشت ارشاد و امر به معروف پس از چهل سالگی فعال شده است. زمین گرد است، گویی زمان هم گرد است. برخی معتقدند با ارشاد و اندرز خوب می‌شود، برخی معتقدند توسری لازم است.

ایران فردا

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»