جمهوری‌اسلامی آشفته است، مهدى نخل احمدى

اخبار بازداشت‌ها در چند روز اخیر همچنان ادامه دارد. از مصطفی تاج‌زاده تا محمد رسول‌اف و مصطفی آل‌احمد و چندین فعال سیاسی و مدنی دیگر که به دلایلی هنوز اخبار بازداشت آنها منتشر نشده است. حجم احضارها همچنان در حال افزایش است. این وضعیت را وقتی در کنار صحبت علی‌ خامنه‌ای در چند روز گذشته بگذاریم شاید فضا کمی روشن‌تر شود «خدای امروز، همان خدای دهه‌ی شصت است».

شاید اشاره‌ی رهبر جمهوری‌اسلامی به لزوم برگشت به خشونت عریان دهه‌ی شصت باشد. نکته‌ای که البته کارگزاران امنیتی نظام آن را دریافت و در حال تهیه‌ی مقدمات آن هستند. در صورت پذیرش این فرض، چنین خطای محاسباتی فاحشی می‌تواند تنها برخواسته از آشفتگی غیرقابل کنترل نظام و شخص رهبر این نظام باشد. مثالی برای روشن شدن مطلب می‌آورم.

سیستم ایمنی بدن انسان باعث مقاومت در برابر عوامل بیماری‌زا و آشفتگی‌های طبیعی که هر بیماری می‌تواند داشته باشد، می‌شود. این آشفتگی می‌تواند درد، کم‌تحملی، خارج شدن امورات بدن از مسیر طبیعی و یا هرچیز دیگری باشد. می‌تواند تب و لرز باشد که از جایی به بعد به هذیان‌گویی می‌رسد و می‌تواند از جایی به بعد وحشت را در پی داشته باشد. همین هست که پزشکان همواره بر تقویت سیستم دفاعی بدن تاکید می‌کنند و راه کارهای بسیاری شامل دارو و دیگر امکان‌ها هم برای سامان دادن به این سیستم در اختیار آدم‌ها هست.

یک نظام سیاسی هم با کمی اغماض می‌تواند تشابهاتی با یک پیکره انسانی داشته باشد. نیازمند یک سیستم ایمنی کارآمد است تا بیمار نشود یا حداقل کمتر در معرض بیماری قرار گرفته و در صورت ابتلا، امکان مبارزه و بازگرداندن پیکره به وضع تعادل نسبی را داشته باشد. در طول تاریخ کسانی که دغدغه‌‌ی این مسایل را داشته‌اند و سیر تحولات را دنبال کرده‌اند، راه‌کارهایی برای تقویت این سیستم ایمنی برای نظام‌های سیاسی داده‌اند. شاید خلاصه‌ی این راه کارها را بتواند در یک جمله خلاصه کرد «رضایت‌مندی جامعه از نظام سیاسی»

در مورد چگونگی ایجاد این رضایت‌مندی بحث‌های مفصلی می‌توان کرد. اما آن‌چه مسلم است تا کنون هیچ نظام سیاسی و حکومتی در طول تاریخ بدون دارا بودن این امتیاز، دوامی نداشته است. در خلا این رضایت‌مندی بسیار اتفاقات می‌تواند بیافتد. آهسته آهسته بیماری‌ها و اشکالات مختلف پیکره‌‌ی نظام سیاسی را درگیر می‌کنند. اعتراضات افزایش می‌یابد. اعتماد بین جامعه و حکومت هر روز کمتر می‌شود. حاکمیت نسبت به تهدیدات داخلی و خارجی آسیب‌پذیرتر می‌شود. به مرور همه در نظر حکومت تبدیل به دشمن می‌شوند و این‌ها حکومت را وارد چرخه‌ای از وحشت همیشگی می‌کند. آشفته‌گی در تمام ارکان تصمیم‌گیری و اجرایی حکومت مشهود می‌شود. این البته امر منحصربفردی نیست. تقریبا اغلب نظام‌های سیاسی که در تشخیص و تقویت سیستم ایمنی خود به خطا رفته‌اند، مواجه با این بیماری‌ها و آشفتگی‌ها بوده‌اند و کمابیش اغلب هم مسیر و رفتار یکسانی در این شرایط داشته‌اند که نهایتا به سرنگونی سیستم انجامیده است.

دوباره برمی‌گردم به بحث اول. علی خامنه‌ای صحبت از خدای دهه‌ی شصت می‌کند. در این آشفتگی، که به وضوح گریبانگیر رهبر و کلیات نظام جمهوری‌اسلامی شده است، جای تعجب ندارد که او تفاوت بستر اعمال‌ خشونت در دهه‌ی شصت و اکنون را نبیند و البته همچنان جای تعجب هم ندارد که یک پیکره‌‌ی بیمار، که البته بسیار هم دچار وحشت است، بخواهد از تنها ابزاری که در اختیار دارد، یعنی توسل به خشونت عریان چشم‌پوشی کند.

معتقدم نظام جمهوری‌اسلامی، از ابتدای تشکیل‌اش، که بر مبنای ایدیولوژی پایه‌گذاری شده است، راه را به خطا رفته است. در چنین نظام‌هایی از ابتدا چشم بر اقتضاعات واقعی جامعه بسته است. اساسا این نظام‌ها، تفسیری که از پیکره‌‌ دارند، مبتنی بر واقعیت‌های عینی نیست. جامعه، خلقیات و سلایق آن، نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که باید باشد، برداشت می‌شود و در نتیجه برداشت از تهدید متفاوت و طبیعتا انتخاب مکانیسم دفاعی هم متفاوت خواهد بود.

این می‌شود که مکانیسم‌های خیالی که چنین نظام‌هایی در ذهن خود پرورانده و تعبیه کرده‌اند، هیچ کارایی ندارد و بیماری، آشفتگی و وحشت بسیار سریع‌تر و از آنچه انتظار دارند بر سرشان آوار می‌شود.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»