اعلام موجودیت «شورای ملی تصمیم» و یک سوال،‌ مرتضی ملک

تفاوت «شورای ملی تصمیم» با مدلهای مشابه چیست؟

دو سال پیش پس از اعلام موجودیت «شورای مدیریت گذار» ، من بعنوان یک علاقه مند به اپوزسیون دموکراتیک نوشتم: تولد «شورای مدیریت گذار» اقدام خوبی بود که این دوستان به عمل آورده اند. این خبر قاعدتا برای همه کسانی که از این پراکندگی ها افسرده‌اند و چشمی به طیف نیروهای دموکراتیک دارند باید خوشحال کننده باشد.‌ زیرا تلاشی است برای کوتاه کردن دیوار بی اعتمادی ها و نزدیک کردن آزادی خواهان به هم. البته با وجود جو سوئ ظن و بد بینی و تنگ نظری که هنوز میان ما سخت جان و مقاوم است ، نباید انتظار داشت که این ابتکارها با اقبال گسترده روبرو بشود و سریع نتیجه بدهد.‌ اما اگر این اقدامات بر اصول دموکراتیک خود پیگیر باشند نا موفق نخواهند شد و تاثیر مثبت بلند مدتی خواهند داشت.‌
نوشته بودم بی شک این حرکت و برنامه اعلام شده اشکالات و کم و کسری هایی دارد و باید روی آنها بحث و تامل شود، و هدف اعلام شده مبتکرین آن هم جز این نیست. اما آنچه در این مرحله اهمیت عملی دارد تقویت روحیه همکاری و نزدیکی است . این حرکت را نباید فقط از روی دقت بی نقص برنامه یا کیفیت و توانایی افراد موسس داوری کرد. بلکه بیش از آن باید روی تاثیرات واقعی خود این اقدام به عنوان اراده ای علیه تفرقه موجود قضاوت کرد.
مشکل عمده اپوزیسیون در همه طیف های آن از راست و چپ و میانه ، نداشتن برنامه مدون و تر و تمیز نیست، بلکه پراکندگی و بحران اعتماد سیاسی است. در همه طیف ها و گرایشات سیاسی، برنامه های مدون و مشترکی وجود دارد ولی این برنامه ها تا کنون نه عامل و زمینه ای برای اتحاد و انسجام آنها بوده و نه در شکل گیری و کیفیت سازمانی و عملی آنها تاثیری داشته است . این گروه ها هر چه بیشتر بر جزئیات برنامه نویسی وسواس به خرج داده اند همانقدر بیشتر در بی عملی و تفرقه فرو رفته اند.
ما در عصر تردید و تفرقه بسر می‌بریم. بی اعتمادی موجود فقط بی اعتمادی در صفوف خود مخالفین نیست، بلکه این یک بی اعتمادی تعمیم یافته است میان مردم با کل اپوزسیون. بی اعتمادی مردم تا سرحد عصبانیت و قطع امید پیش رفته است. ما اهل اپوزیسیون در حالی مردم را به اتحاد و مقاومت دعوت می‌کنیم که خودمان دست همکاری بطرف هم دراز نمی کنیم. پیام اصلی تشکیل اتحادیه ها همین است. مبتکران شورای مدیریت گذار بعد از یک راه پیمایی نقشه مند موفق شدند برای طیف معینی از نیروهای دموکراتیک و سکولار آدرس مشخصی و سقف معینی برپا کنند. آنها تا اینجا موفق شده اند تکثری را در اتحادیه ای گرد بیاورند. حالا بخش معینی از ایرانیان دموکرات و آزادی خواه تبعیدی نشانی روشنی دارند.
با این یاد آوری میرسم به اعلام موجودیت «شورای ملی تصمیم» ، با نگاهی به اهداف این شورا مثل متحد کردن همه گروه ها و نهادها و افراد دموکرات برای تشکیل پارلمان در تبعید، و مواد شش گانه برنامه ان و همچنین ترکیب بخشی از فعالان ان بخصوص موسسین بیانیه چهارده نفره این سوال مطرح می شود که چرا این دوستان ابتکار خود را در کنار و در هماهنگی با شورای مدیریت گذار پی نگرفته اند. چه تفاوت های اصولی این دو دایره را از هم جدا میکند؟ البته خیلی طبیعی و قابل فهم است که هر ابتکار تازه و نو تاسیسی، از نقطه معینی و از پیشینه فعالیت و تاریخچه خاصی برخوردار است اما این هم همانقدر مهم است که ابتکارهای مشابه و گروهبندی های هم جنس، نسبت به هم سریع واکنش نشان بدهند و دلایل دوری یا نزدیکی خود را روشن کنند. زیرا شباهت های محتوایی بی درنگ این سوال را در ذهن مردم و علاقه مندان ایجاد میکند که فلسفه تولد یک جریان مشابه چیست؟ افزودن یک گروه دیگر براین بی شمار گروه پراکنده است ؟ این آن سوالی است که اگر بی جواب بماند نه فقط مانع مقبولیت جریان تازه می‌شود بلکه به بدبینی نسبت به اپوزسیون دموکراتیک دامن می زند.

یادمان باشد تاریخ اتحاد های سیاسی در تبعید نمونه های زیادی از این ابتکارات در همه طیف های سیاسی داشته است که در آغاز یا میانه راه نا کام مانده اند .مثل جمهوری خواهان ملی، منشور ۸۸، جبهه چپ، جبهه کارگری، اتحاد جمهوری خواهان، شورای ایرانیان . آیا این داستان به پایان رسیده است؟ فلسفه وجودی «شورای ملی تصمیم» چیست که آنرا از این تاریخ و بویژه از مدل مشابه خود یعنی ،« شورای مدیریت گذار» مجزا میکند؟

فیسبوک نویسنده