در آستانه روز بین المللی «زنان بدون حجاب»
۱۰ ژوئیه، روز بین اللملی «زنان بدون حجاب» پاسخ و عکس العملی است به « روز جهانی حجاب» که در اول فوریه هر سال برگزار می شود.
“روز جهانی حجاب” یا “World Hidjab Day“ به ابتکار یک جوان آمریکایی ـ بنگلادشی به نام ناظم خان ایجاد شد. هدف این کمپین مقابله با عکس العمل ها و مخالفت های قانونی و مدنی هستند که نسبت به زنان محجبه بویژه در کشورهای غربی و دموکراتیک وجود دارند. در صد کشور جهان، در این روز از همه زنان دعوت میشود که برای چند دقیقه یا چند ساعت حجاب را امتحان کنند. بدین ترتیب با دستاویز قرار دادن تئوری «تنوع فرهنگی » و مبارزه با به اصطلاح « اسلام ستیزی»، پروسه عادی سازی حجاب فراهم شده است.
استفاده ابزاری از حجاب نه تنها حمله ای به آزادی و حقوق انسانی زنان است بلکه نمادی از سلطه مذهبی، مردسالارانه و تبعیض جنسیتی را به نمایش میگذارد. در میهن ما حجاب با استقرار حکومت دینی به مثابه ابزار سرکوب سیاسی نیز چهل و چند سال است که زنان ایران را به اسارت کشیده است.
حجاب اجباری در ایران بخشی از سیستم تبعیض و خشونت سازماندهی شده ج ا علیه زنان است. این تبعیض از پارامترهای متعددی تشکیل میشود که همدیگر را تکمیل میکنند. مبارزه با حجاب اجباری بعنوان ابزار کنترل و تسلط بر تن زنان به ملموس ترین چالش ر وزانه بین تمام زنان ایران و ج ا تبدیل شده است.
تن زن در قلمرو قدرت سياسي
جامعه و افكار حاكم مرد سالارانه ، فقط در حيطه زندگي اجتماعي و خصوصي، زن و تن او را به اسارت نميكشند. سياست نيز قلمرو جديدي است كه جمهوري اسلامي و اسلام سیاسی در آن، تن زن را مالک شده و برای پوشش آن قانون وضع و مجازات تعیین میکنند. حجاب اجباری یکی از نمادهای تبعيض جنسیتي سازمان یافته ج ا است که از همان آغاز به قدرت رسیدن به طرق مختلف برای سركوب و ارعاب عمومی استفاده شده است و یکی از ابزارهایی است که این رژیم برای ثبات سیاسی خود از آن استفاده میکند.به همین سبب حجاب اجباری خط قرمز ج ا است. در این حوزه با وجود تغییراتی که در این چند دهه،در اجرایی کردن آن مشاهده میشود ماهیت این ابزار سرکوب را تغییر نداده است.
چگونه حجاب اجباری شد؟
اولین بار در اسفندماه سال ۱۳۵۷، یعنی کمتر از یکماه پس از ۲۲ بهمن و پیروزی انقلابیون، روزنامه کیهان با تیتر «زنان باید با حجاب به ادارات بروند» منتشر شد. جنبشی که در پی آن پدید آمد و زنان را به اعتراض گسترده در شهرهای مختلف ایران واداشت، از یک سو توسط اوباش ج ا و از سوی دیگر از طرف گروههای چپ، مجاهدین خلق و ملی مذهبیون مورد حمله و انتقاد قرار گرفت و با یک عقب نشینی تاکتیکی روح الله خمینی، و با وساطت آیت الله طالقانی، مسکوت گذاشته شد.
زنان اولین گروه اجتماعی بودند که در آغاز به قدرت رسیدن ج ا با هوشمندی خطر ج ا را بخوبی و عمیقا شناسایی کرده و اولین مقاومت را در برابر آن نشان دادند. اما در دورانی که ایده آل فعالان و رجال سیاسی، ایجاد جامعه بی طبقه توحیدی و دیکتاتوری پرولتاریا و مبارزه با امپریالیسم جهانی بود ، گروه ها و تاندانس های سیاسی موجود سرخوش از تئوری های مختلف خیالی خود، که گاه وارداتی بودند و گاه خانگی و وطنی، و رابطه روشن با تحلیل واقعیات جامعه و انچه در حال اتفاق افتادن بود، نداشتند، حاصلی بجز باز داشتن زنان از ادامه جنبش نمیتوانست داشته باشد. در واقع، آنها با سکوت ، مطالبات به حق زنان را در سایه مبارزه طبقاتی محو کرده و دختران و زنانی را که در چنین تشکیلات هایی فعال بودند از پیوستن به این جنبش منع و فراتر از آن جنبش آزادیخواهی زنان را با انگ های پادشاهی خواهی و یا عامل بیگانه بودن متهم کردند.
عقب نشینی آیت الله خمینی صوری بود ، ولی تحمیل حجاب اجباری بصورت زیر پوستی و موذیانه ادامه به حیات خود داد : حسن روحانی در خاطرات خود در این باره چنین مینویسد: «… با وجود این، در ستاد ارتش با دوستان تصمیم گرفتیم حجاب را الزامی کنیم، که آغازی برای وزارتخانهها و ادارات دولتی باشد… طرح اجباری شدن حجاب در ادارات مربوط به ارتش، به عهده من گذاشته شد… . »
روح الله خمینی اما در این رابطه مدتی سکوت اختیار کرد و در تیر ماه ۱۳۵۹ از دولت انتقاد کرده و خواستار پاک سازی نشانه های رژیم گذشته از ادارات شد.
ممنوعیت ورود زنان بیحجاب به ادارات در ۱۶ تیر ماه ۱۳۵۹، از سوی شورای انقلاب به ریاست ابوالحسن بنی صدر تصویب و از سوی اکبر هاشمی رفسنجانی ابلاغ شد: «خانمها بدون پوشش اسلامی حق ورود به ادارات را ندارند.»
قدم بعدی ممنوعیت ورود زنان بیحجاب به اماکن عمومی بود که در ماه رمضان ۱۳۶۰ نماینده دادستان انقلاب مقررات مربوطه را اعلام کرد : «طبق این قانون، اماکن عمومی موظف شدند تابلویی در معرض دید مشتریان خود قرار دهند که حاوی این جمله بود : به دستور دادگاه مبارزه با منکرات از پذیرفتن میهمانان و مشتریانی که رعایت ظواهر اسلامی را نمیکنند معذوریم .»
از سال 1363گام به گام قوانین مربوط به حجاب اجباری تصویب شد. این پروسه با ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی آغاز شد :
«هر کس علنا در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم میگردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نمیباشد ولی عفت عمومی را جریحهدار نماید فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا (۷۴) ضربه شلاق محکوم خواهد شد.
تبصره – زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.»
سپس در عمل با اتصال این تبصره به مواد ۶۳۹ ، ۲۴۲ ، ۲۴۴ قانون مجازات اسلامی و با پیوند بی حجابی به فحشا آن را تکمیل کرده و زمینه سرکوب را فراهم کرده است.
بر این همه باید، قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب که در ۱۳ دی ۱۳۸۴ در زمان دولت محمود احمدینژاد به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید را افزود.
حجاب ابزار سرکوب سیاسی
از همان ابتدا حجاب، و اجباري کردن آن در سطح جامعه باعث گسترش ارعاب عمومي و سركوب آزادي های فردي شهروندان معمولی ایرانی شد. در واقع ج.ا. براي ثبات خود و کنترل اجتماعی از همان آغاز از ابزارهاي مختلفي استفاده كرده و جامعه را در برابر یک سيستم سركوب سازمان يافته قرارداده است. از یکسو از ابزارهاي مستقيم سركوب چون دستگيري ، شكنجه، حكم هاي غير قانوني، اعدام ، آزار و اذيت ، محروم كردن از تحصيل ، از شغل يا از كسب، مصادره غير قانوني أموال و غيره… برای پراکنده کردن و منکوب کردن معترضین استفاده کرده و میکند.
و از سوی دیگر، از ابزارهاي سركوب فرسايشي، که موذیانه بکار رفته و در واقع هشداری است به تمام شهروندان، استفاده کرده و هر روزه قدرت سياسي و يكپارچگي خود را از طريق اين «سركوب نرم» در زندگی روزمره مردم عادی يادآوري كرده بطوريكه هر گونه اعتراض را در نطفه خفه کند، و اميد هر گونه تغيير را نابود كرده و خود را ابدی جا بزند. حضور گشت ارشاد در خیابانها و بودجه ۶ هزار میلیارد تومانی که هزینه حجاب و عفاف و تبلیغات آن می شود فقط و تنها نمیتواند جنبه ایدولوژیک و مذهبی داشته باشد.
عجیب نیست که این فشار در زمان ها و دوره هایی که رژیم نیاز کمتری به تثبیت خود و قدر قدرتی دارد و یا به هنگام نیاز به رای مردم بطور مقطعی کاهش پیدا میکند و یا اینکه شکل عوض میکند.
در هر صورت دیر یا زود اوباش رسمی یا غیر رسمی رژیم با تکیه بر «امر به معروف و نهی از منکر » در زمان لازم، در فضای عمومی تشنج بوجود میآورند و به زنان و خانواده های آنها، تعرض سازمان یافته ایی را تحمیل و سیاستهای مرد سالار خود را با ابزاری چون حجاب اجباری تثبیت کرده و حق پوشش که اولیه ترین حق انسانی است را پایمال میکنند. این چنین هر روزه به شهروندان یاد آوری میکنند که باید اطاعت کنند و راه دیگری جز تمکین وجود ندارند. حجاب اجباری یکی از ابزارهای تحقیر زنان و خانواده های آنها یعنی تحقیر سازمان یافته شهروند ایرانی است که به این پوشش باور ندارد و معترض است.
به عبارت ديگر تمام متد هايي كه در شكنجه گاهها براي خرد كردن معترضين استفاده ميشود، در جامعه بطور روزمره، ذره ذره،بی رنگ و بی بو، چون زهری نامریی پخش و بر مردم اعمال ميشود. در اين سركوب سازمان يافته، حجاب و به اسارت كشيدن تن زن با اهداف سیاسی براي به يوغ كشيدن يك ملت استفاده میشود.
اما در طی این چند دهه، زنان ایران قهرمانانه در مقابل این تعرض روزمره مقاومت ومبارزه کرده اند و علیه متد های سرکوبگرانه آنها به گونه های متفاوت ایستاده اند.
مبارزه زنان مبارزه ایی است خشونت پرهیز که نماد آن در طی این چند دهه همه جا در زندگی روزمره، در خیابانها و اماکن عمومی نمایان بوده و زنان ایران با خلاقیت بینظیر خود در سطوح مختلف زندگی خصوصی، اجتماعی و سیاسی اعتراض خود را بطور مداوم و به شیوه های متفاوت ابراز داشته اند.
با حرکت نمادینه ویدا موحد و دختران انقلاب و هم چنین با پیوستن زنان به کمپین هایی چون آزادی های یواشکی، چهارشنبه های سفید، دوربین من اسلحه من وهمچنین شرکت فعال و گسترده زنان در اعتراضات صنفی، مدنی و سیاسی … زنان ایران رژیم ج ا را علیرغم بهای سنگینی که برای این مقاومت ها پرداخته و میپردازند، به ستوه آورده اند.
آخرین ویدیویی که از نوجوانان شیرازی منتشر شده است نشان دهنده آن است که نسل جدید قدم های فراتری بر خواهد داشت و ج ا در مقابل این نسل هیچ شانسی برای جان بدر بردن ندارد.
بسیاری از زنان مبارز امروز بخاطر برداشتن حجاب ویا برای باور به پوشش اختیاری و مبارزه با حجاب اجباری محکومیت های طولانی گرفته و جرم آنها امنیتی محسوب شده و در زندان های ج ا بسر میبرند.
باید از خود پرسید، اگر حجاب اجباری وسیله سرکوب عمومی و سیاسی نیست، واقعا چرا باید برداشتن حجاب از سر زنان،امنیت یک کشور را به خطر بیندازد؟
در پایان باید گفت که عجیب نیست که این روزها، ج ا و طرفداران آن که خود را دوباره در خطر بی ثباتی احساس میکنند، خشونت سازمان یافته علیه بی حجابی را در خیابانهای ایران راه انداختند تا بدین وسیله در فضای عمومی قدر قدرتی خود را به رخ شهروندان بکشند و با ایجاد جو ارعاب آنها را از اعتراض منصرف و سرکوب کنند.
نه به حجاب اجباري، سركوب فرسايشي رژيم را نشانه ميگيرد، مبارزه با تبعیض و خشونت سازمان یافته علیه زنان را پیش میبرد، مبارزه علیه استبداد دینی است و کلیت نظام اسلامی را به چالش ميكشد.