اپوزیسیون ایرانی برسر یک میز، ابوالفضل محققی

اتحاد حول پتانسیلهای جامعه ایران و تواناییهای خود

با تمام مشکلاتی که برسر یک اتحاد فراگیر ملی وجود دارد. ولی اپوزیسیون با تمام اما و اگر های خود و خط کشی های گروهی خویش نکات مشترک بسیاری دارند که مواد اولیه آن را جمهوری اسلامی در اختیارشان نهاده و می نهد!

امروز نگاه اکثریت مردم به جمهوری اسلامی و دستگاه سرکوب آن، نگاه نفرت بار یک ملت به نیروی مهاجم ویرانگری است که در حال چپاول ،غارت گری ،ظلم ،تعدی و کشت وکشتار مردمان این سرزمین و ویران کردن آن هست.روز به روز بر دامنه این نفرت از نظام در بین مردم بخصوص جوانان گسترش می یابد.

اپوزیسیون این نیروهای بر آمده از دل مردم که در اعتراض به ظلم و ستم حاکمان در یک مبارزه طولانی و جانگاه با حکومت قرار دارد .نمی تواند بدور از این افکار عمومی و منعکس کننده این نگاه نباشد.

جریان های مختلف اپوزیسیون با تمام اختلاف های نظری خود با یک دیگر!زمانی که مادران عزا دار با عکس های فرزندان خود غریبانه در شهر می چرخند و عدالت طلب می کنند مجموعا نمی توانند حسی همدردی عمیق ویگانه با آن ها نداشته باشند.

زمانی که از فرط فشار های اجتماعی زنی تا مرز جنون در مقابل تذکر دهنده حجاب می ایستد از جگر فریاد می زند و فردای آن روز توسط دستگاه امنیتی دستگیر می گردد.نیروهای مخالف نمی توانند حس همدردی عمیق و مشترک خود را با این زن به تمامی در وجود خود احساس نکنند.

عمق فاجعه رفته بر جامعه زنانه ایران هر مبارز راه آزادی را بشدت آزار می دهد.. هیچ اپوزیسیون خواهان آزادی نمی تواند متاثر از چنین فریاد بر آمده از دل یک زن دردمند ایرانی نباشد.. زور گوئی ،فساد ، فقر ،بیکاری ،اعتیاد، بی چشم اندازی،عدم امنیت اجتماعی همه عناصری هستند که روح اجتماع و به تبع آن روح اپوزیسیون را آزار می دهد. . فکر آینده این سرزمین و کودکان آن و بسیار نکات مشترک دیگر وجود دارد که می تواند همدلی مارا بر انگیزد و بیک چاره جوئی ملی و عمیق بکشاند.

مهم تر این که زمان هر روز برای ما فعالان نسل قبل انقلاب کوتاه تر و کوتاه تر می گردد. در کمان دانمان تیرهای اندکی باقی مانده که با وجود قد خمیده شده در طی سالیان هنوز می توان تیرهای حاصل از تجربه یک نسل را بر چشم دشمن زد! امیدی که تا کنون یاریمان داده است .

زمان و مکان هر دو حداقل برای بخش زیادی از نیروهای اپوزیسیون پیر شده در خارج از کشور که ما باشیم تنگ تر و تنگ تر می گردد. اگر تیغ جنایت کاران حکومتی قادر به زدن گردنمان نشد .در مقابل تیغ زمان که از آن گریزی نیست در غربتی دلگیر بر بالای سر تمام نیروهای اپوزیسیون ایستاده است.

تیغی که به ما یادآوری می کند زمان زیادی را درون تئوری های مجرد خود غوطه زدید و فرصت تشکیل یک صف مشترک در مقابل حکومت را از دست دادید! آیا وقت آن نرسیده؟ که حداقل در همین زمان اندک باقی مانده.نه با لجاجت پیرانه سری! بلکه با حلم و تجربه حاصل از سال های زیاد سپری کرده در مبارزه سیاسی. با قلبی باز و مملو از عشق بمردم و عشق به آینده این سرزمین، اندک تسامحی در نزدیکی بهم از خود نشان دهیم ؟ منافع اجتماعی را بر مفروضات نا روشن ذهنی خود افسر کنیم؟

حول توان و پتانسیل موجود در جامعه ایران و توانائی هائ خود اتحاد نمائیم ؟

هرکس هر جریان آنچه که داریم را در طبق اخلاص بگذاریم! مبارزه ای یکپارچه برای بر کناری حکومت اسلامی را سازمان دهیم ؟

این گونه نگاه به امکان می دهد بدون حب و بغض از توانائی های خود و توانائی دیگر افراد درکی واقعی داشته باشیم ونسبت به وزن و تاثیر گذاری افراد و دامنه نفوذ آن ها اتحادی فراگیر را با آقای رضا پهلوی و دیگر گروه های سیاسی و اجتماعی سازمان بدهیم.

تا مبارزه ای یک پارچه را به پیش ببریم.

این زیبا ترین شکل ممکن برای یک مبارزه آزادی خواهانه است.

نوشتم از صمیم قلب با امید.اما هنوز زیاد به باز خورد ها امیدوار نیستم! تیر های ملامت در کمان ناهیان بیشتر از رشته های وصل کننده نیک خواهان عمل می کنند!

غم دردناک اپوزیسیون ایرانی !

از این رو تاکید دارم زمانی که تمام تلاش های کسانی که خواهان تشکلی از جریان ها وسازمان هستند به نتیجه نمی رسد. شرط بلاغ حاصلی نمیدهد. نمی توان جریان مبارزه را تعطیل کرد و به انتظار روزی نشست که این امر صورت بگیرد.

اعتقاد دارم افراد و سازمان هائی که در شرایط حساس کنونی عمیقا و مسئولانه در می یابند .با توجه به التهابی که جامعه را فرا گرفته و روز به روز بر دامنه اعتراضات افزوده می شود. باید از خود حساسیت بیشنری نشان دهند!

باید به پذیرند نشستن بر سر یک میز مذاکره تحت هر نامی که به آن می دهند. بعنوان یک پیشنهاد “اتحاد ملی برای آزادی” با آقای رضا پهلوی و هر جریان سیاسی ،اجتماعی دیگر را!

“شورای ملی تصمیم ” که خواهان مبارزه جدی با جمهوری اسلامی است. از نظر من بدون افتادن در دام خناسان! بدون در گیرشدن سر فرعیات مسئله که همیشه وجود دارد از شکل لگو تا فلان کلمه! باید بر همان اساس تشیکل که مبارزه جدی با جمهوری اسلامی و تلاش برای شکل دادن بیک اتحاد ملی با حضور آقای رضا پهلوی و هر نیروی خواهان آزادی و شرکت در این اتحاد بود .مصمم برسر تصمیم خود بیاستد بی هراس از آن چه می گویند ! اصل، کار و هدفی است که باید پیش برده شود !

باید دور یک میز نشست بی آن که شروع به باد دادن خرمن های کهنه و متهم کردن یک دیگر و گرفتن ایرادهای رنگ ورو رفته سالیان گذشته نمود !بجای کنکاش و آویزان شدن در گذشته! به آینده و وظیفه خود در قبال آن و نسل های آتی فکر کرد و متعهدانه عمل نمود. کارهای بسیار زیادی در پیشروست .که تلاشی وسیع و یکدل را طلب می کند ! دستور عملی مبتنی بر نیاز های این دوره از مبارزه!

چگونه باید تدوین کرد ؟!

پذیرفتن نقش هرکس و هر حزب و سازمان را در واقعیت اجتماعی و ذهنیت حاضر مردم!

اعتقاد دارم اگر اراده حتی جمع کوچکی ولی یکدست بر چنین مبارزه و اتحادی متکی بر واقع بینی باشد! این مبارزه و سازماندهی درست آن امکان پذیر خواهد بود. کاری خواهد کرد کارستان در دفاع از مبارزات مردم .

فراگیری و تاثیر آن به گونه ای خواهد بود که باعث جلب اقشار وسیع مردم ،بخصوص جوانان در این مبارزه سرنوشت ساز گردد.

از نظر من بعنوان یک فعال سیاسی موی سپید کرده در این راه. زمان هائی می رسند که باید قید قضاوت های جانبی که در جامعه سنتی ما همیشه وجود داشته را باید زد!

اگر اعتقاد راسخ به آن چه که به سختی وبا انتقاد از خود و عملکرد خویش به آن رسیده ایم داریم! باید گذشته را به کناری نهاد با نگاه به آینده وامید به آن تمام قد ایستاد از نظر خود جانانه دفاع نمود و مبارزه کرد!

“در معرکه عشق بفکن سپر از دست

کانجا بجز از سینه عاشق سپری نیست “سعدی

چنین اراده و شفافیت همراه با پیگیری راه را خواهد گشود! اقبال اجتماعی را بهمراه خواهد آورد! و کوس آزادی خواهی بر تارک آسمان ایران زمین خواهد زد ! ابو الفضل محققی