مسئولیت این سرکوبها به عهده فرماندهی کل قواست
جمهوری اسلامی در مسیر بحران با جنبش اجتماعی متنوع ،مستمر و با گستره جغرافیایی وسیع روبرو است. قرار گرفتن مداوم نیروهای سرکوب در برابر مردم جدای از فرسایش نسبی آن ها، امکان تردید در مشارکت در سرکوب را افزایش می دهد.
صف آرایی نیروهای سرکوب در برابر مردم، توجیه سرکوب را از بین می برد. در برابر بسیاری از مطالبات اعتراضی مانند کمی دستمزد، خشکسالی، تورم و…نیروهای پایین دستی سرکوب با مردم اشتراک وضعیت دارند.
اکنون سازماندهی نیروهای سرکوب تنها از مسیر تحریک مبانی اعتقادی آن ها امکانپذیر است.
اختلاف عقیده مذهبی، تنها نقطه فصل نیروهای سرکوب با جنبش اجتماعی است. زیرا جدای از نیروهای سکولار، نیروهای مذهبی معترض نیز دربرابر تغییر سبک زندگی راه مدارا را در پیش گرفته اند.
جمهوری اسلامی ،از طریق سرکوب زنان به نام حجاب و عفاف چند اقدام راهبردی را در دست اجرا دارد که به طور خلاصه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- فراهم کردن توجیه شرعی برای همه انواع سرکوب ها و رهایی از خلع سلاح ایدئولوژیک ناشی از بحران ناکارآمدی
۲- ایجاد روحیه ترس دائمی در مردم برای پیشگیری از سایر جنبش های اعتراضی
۳- افزایش توان سرکوب از طریق حضور دائمی خیابانی و شناسایی انواع روش های اعتراضی فردی و جمعی
۴- آلوده تر کردن نیروهای سرکوب و القای عدم بازگشت آنها به دامن مزدم
۵- انتقام از جنبش اجتماعی و برخورد اسارت گونه با زنان در مورد مساله حجاب
۶- بالابردن هزینه اعتراض به بهانه انکار حجاب و صدور احکام ارتداد و مرگ
۷- دو قطبی کردن جامعه و ترساندن خانواده طرفداران حکومت از جایگزینی جمهوری اسلامی با یک نظام سکولار
۸- پنهان سازی تخریب بنیان های تولید و اشتغال و ابر تورم ۳رقمی
جمهوری اسلامی ، مساله حجاب را به عنوان یک حمله پیش دستانه به جامعه مدنی در دستور کار قرار داده است و انتظار دارد از یک طرف جنبش اجتماعی را عقب براند و از دیگر سو طرفداران خود را علاوه بر ساماندهی مجدد حول بقای حکومت، با آلوده کردن به سرکوب در وضعیت اضطراری باقی ماندن در صف حکومت به دلیل هراس از آلترناتیو احتمالی قرار دهد.
مسئولیت این سرکوب ها به عهده فرماندهی کل قواست. زیرا نیروهای سرکوب زیر نظر او عمل می کنند واین مرحله از سرکوب زنان شکل ارتقای یافته ای از مداخله نیروهای مسلح در امور خصوصی مردم بویژه زنان است.