رابطه بین جنبشهای دموکراسیخواهانه و جنبشهای عدالتطلبانه
این روزها بحث حجاب اجباری داغ شده است و کمپین های گسترده ای در مخالفت با حجاب اجباری شکل گرفته که با استقبال نسبتا زیادی هم روبرو شده است. در این میان افراد و گروه های مختلف موضعگیری های متفاوتی هم نسبت به آن نشان داده اند که عمدتا حاکی از نوع برداشت آنها نسبت به مسیله حجاب و همچنین برخوردهای حکومت است.
اصلاح طلبان عمدتا سعی کرده اند مخالفت با حجاب اجباری را در واکنش و در مخالفت با گشت ارشاد نشان دهند. آنها بطور صریح مخالفت خود را با حجاب اجباری اعلام نکرده و تنها به شیوه برخورد حکومت که عمدتا خود را در روش های خشونت آمیز گشت ارشاد نشان میدهد معترض هستند. آنها بدنبال ارشاد و روش گفتگو برای توجیه حجاب در جامعه میباشند و این درحالی است که عمده زنان و کسانی که به کمپین مخالفت با حجاب اجباری پیوسته اند فی نفسه انتخاب آزادانه انسان و زنان را در پوشش مورد تاکید قرار میدهند و اجبار در پوشش را برنمی تابند.
تفاوت ماهوی که بین دیدگاه اصلاح طلبان و مخالفان حجاب اجباری وجود دارد این است که مخالفان ریشه موضوع را غلط میدانند در حالیکه اصلاح طلبان شیوه برخورد را درست نمی دانند. به عبارتی در دیدگاه اصلاح طلبان صراحت در مخالفت با حجاب اجباری وجود ندارد و می توان گفت حتی آنرا پذیرفته با این تفاوت که سعی دارند آنرا به روشی مسالمت آمیز و ارشادی به جامعه تلقین کنند.
کمپین محجبه های مخالف گشت ارشاد هم همین موضوع را میرساند، آنها هم مخالفت خود را صریحا با حجاب اجباری اعلام نمی کنند و برخورد گشت ارشاد را مورد انتقاد قرار داده خواهان برچیده شدن آن هستند. آنها خود حجاب را پذیرفته اند، گرچه میتوان این دیدگاه را نسبتا پیشرفتی در بینش موافقان حجاب تلقی کرد ولی بدلیل عدم صراحت در مخالفت با حجاب اجباری مورد نقد است .
افراد و جریاناتی نیز سعی دارند مخالفت با حجاب اجباری را در این روزها که مردم مشکلات عدیده ای بخصوص در زمینه معیشت و فشار های اقتصادی دارند انحرافی تلقی کرده و آنرا توطئه برای انحراف افکار عمومی از خواسته های اصلی میدانند.
باید گفت مسیله حجاب اکنون برای حکومت جزو یکی از اساسی ترین عوامل برای پیشبرد سیاست های ایدئولوژیک است که اهمیت آنرا در تصویب قانون برای برخورد با بدحجابی می توان حس کرد. طبق بینش و گفته های امامان جمعه و واعظان حکومتی حجاب خاکریزی است که اگر فرو ریخته شود بسیاری از خاکریزها و خط قرمزهای حکومت فرو ریخته خواهد شد.
معاون وزارت ورزش و جوانان که مجری سابق تلویزیون هم بوده است در اظهاراتی شکسته شدن قانون حجاب را علت اصلی پیاده شدن بسیاری از طرفداران نظام از قطار آن دانسته است. یعنی حتی موجودیت و پشتیبانی از نظام را در رابطه مستقیم با اجرای قانون حجاب تلقی کرده است.
با توجه به تمام این جوانب پی میبریم که نه تنها مخالفت با حجاب اجباری انحراف از خواسته های مردم نیست بلکه در راستای پیشبرد آنها هم میباشد. مخالفت با حجاب اجباری بخشی از جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران است که پیوند عمیقی با دیگر خواسته ها دارد.
بدون ایجاد رابطه بین جنبش دموکراسی خواهی و جنبش عدالت طلبانه نمی توان موفقیت جنبش ها را تضمین کرد. شکستن قوانین ضد انسانی همچون قانون حجاب و مخالفت با آن به نوعی زیر سوال بردن نظمی است که مردم خواهان تغییر آن هستند. هرچه جنبش های مختلف و دموکراتیک رشد و بسط یابد می تواند به جنبش های اجتماعی دیگر کمک کند.
تضعیف دستگاه سرکوب با اعتراض گسترده و مدنی جزو دستاوردهای اینگونه جنبش هاست. عکس العمل حکومت در مقابل این کمپین ها نشان میدهد که تا چه حد آنها اهمیت ماهوی دارند تا تاجاییکه به یک رویارویی وسیع بین مخالفان حجاب اجباری با حاکمیت تبدیل شده است.
اگر این جنبش بتواند به نتایج دلخواه برسد قطعا الگویی خواهد بود برای اتحاد بیشتر و همگرایی وسیعتر در بین مردم و جریانهای سیاسی در مخالفت با وضعیتی که با آن روبرو هستیم. جنبشی مسالمت آمیز و بدور از خشونت که میتواند درسهای مهمی را به ما بدهد که بتوان راه پر نشیب گذار به جامعه ای سکولار و دموکراتیک و ملی را طی کنیم.
مخالفت با حجاب اجباری مخالفت با اسلام سیاسی است. آن دسته از اصلاح طلبان حکومتی به ظاهر دموکرات که همچنان بدنبال استمرار نظام هستند و نمی توانند با اسلام سیاسی و حکومت دینی مخالفت کنند سعی دارند مسیله را به برخورد با گشت ارشاد تقلیل دهند.
تفاوت اصلی اینجا است که اصلاح طلبان برخورد ریشه ای را نمیپذیرند و تنها خواهان تعدیل در برخورد و شکل هستند و از طرف دیگر اختلاف اصلی با کسانی که مخالفت با حجاب اجباری را انحرافی میدانند این است که آنها از درک رابطه و پیوند ارگانیک جنبش های دموکراسی خواهی با عدالت طلبانه عاجزند.