«دغدغه» حاکمان، «زندگی و اقتصاد» مردم ایران نیست
مشکل اصلی مذاکرات هستهای این است که «دغدغه» حاکمان، «زندگی و اقتصاد» مردم ایران نیست. سلامی فرمانده سپاه میگوید مشکلات امروز ربطی به تحریمها ندارد. آمریکا تمرکز خودش را از دست داده و چمدان خود را بسته و در حال خروج از منطقه است. دیگر قدرتی هم برای اعمال فشار حداکثری ندارد. وی در ادامه میگوید آنها روی دو نکته تاکید دارند: حجاب و معیشت مردم! (پس چطور فشار حداکثری دیگر تاثیر ندارد!؟ این سخنان نشان میدهد که برای حاکمان گلاویز شدن با آمریکا مهمتر از معیشت مردم است)
مهدی طائب هم میگفت سوریه برای ما مهمتر از خوزستان است. مهدی فضائلی عضو دفتر نشر آثار آقای خامنهای نیز میگوید آیا جریانهایی که امروز نظام را به دلیل تحریمها به هر قیمت دعوت به سازش میکنند، اگر عاشورا بودند پس از تحریم آب، امام حسین را به علت عدم سازش با یزید سرزنش نمیکردند؟ (این دیدگاه به شکل عجیبی میگوید آب و نان ملت مهم نیست! آنچه ما میگوییم مهم است. شما هم باید دنیا را از منظر ما ببینید!)
حالا مردمی که شما را حسین نمیدانند (و از قضا خود یزید میدانند)، تکلیفشان چیست؟ حسین حتی به یاران خودش حضور در جنگ را تحمیل نکرد، ملت هشتاد میلیونی که شما به زور وارد جنگ کردهاید، چه تقصیری دارند؟
هدف اصلی پروژه هستهای تولید سلاح اتمی بوده، هست و خواهد بود. این حکم اولیه حکومت است. حال بنا بر احکام ثانویه گهگاه بنا به ضرورتهایی مثل خطر حملات نظامی، فروپاشی اقتصادی دولت و یا شورشها و اعتراضات شدید مردمی میتوان تنفسگاههایی موقتی در نظر گرفت تا در فرصت بعدی مسیر را ادامه داد.
در همین روزها ولائیون در فضای مجازی رویشان را به طرف دیگر کردهاند و کاری به مذاکرات ندارند. اکثر مطالبشان در باره اسرائیل و غزه است. امیدوارم این بدبینی بنده که در همین روزها نیز در مذاکرات دارند وقتکشی میکنند، غلط از آب در بیاید.
حتی فریدون عباسی رئیس سابق سازمان انرژی اتمی و نماینده کنونی مجلس میگوید کسی خبر ندارد در مذاکرات چه میگذرد. بنا به آنچه جسته و گریخته شنیده میشود غربیها چیز مهمی بیشتر از آنکه در اواخر دولت روحانی دادند، در مذاکرات اخیر ندادهاند. بنابراین اگر حضرات در مذاکرات به توافق برسند در واقع یکسال دیگر زندگی مردمِ در فقر و فلاکت را با دهها آسیب اجتماعیِ ویرانگر، تلف کردهاند.
ج.ا حکومت اهل منبر است. منبر هم جای خطابه و شعار است. بسیاری از مردم هم احساسی و عاطفی و اهل اغراقاند. ترکیب این دو، شعارها وادعاها را به سقف میرساند که دیگر سخت میشود از آن کوتاه آمد. به همین دلیل گروگانگیری و جنگ بسیار طول کشید و خسارات زیادی ببار آورد. پرونده هستهای نیز همین سرنوشت را پیدا کرده است. بر اینها باید منافع باندهای مافیایی و الیگارشهای مالی را نیز اضافه کرد.
یکسال کش دادن مذاکرات و بازی کردن با جهان، برای پیشرفت به سمت سلاح اتمی بود که حضرات فکر میکنند به مصلحت نظام است (نه البته مصلحت مردم). روسیه از راه نقطه ضعف ج.ا نفوذ میکند یعنی فرهنگ مشترک ضد غرب و نیز اقتدارگرایی و دیکتاتوری (و بیاعتنایی به حقوق بشر). ج.ا نیز «به اختیار» (به خاطر همین مشترکات) و «به اجبار» (به خاطر انزوا)، از روسیه دنبالهروی میکند و باج میدهد.
رائفیپور یکی از جارچیان ج.ا در ویدئویی که اخیرا در رابطه با «قحطی» منتشر کرده میگوید روسها هم پدرسوختگی خودشان را دارند. آنها نمیخواهند در همسایگیشان کشور قدرتمندی باشد که نتوان کنترلش کرد. آنها دوست ندارند ایران دست غربیها بیفتد ولی میخواهند قوی هم نباشد و نیازمند روسیه باشد!
گفتگوی رضا علیجانی با ایران اینترنشنال
https://t.me/rezaalijani41