معنا و مبنای قهرمانی، عزیز قاسم زاده

قهرمان باید نهادسازی را اولویت خود قرار دهد

برشت سال ۱۹۳۸ درنمایشنامه معروف «زندگی گالیله» تمام سعیش این است نشان دهد از قهرمان پرستی باید بیزاری جست.از همین رو وقتی آندرآ شاگرد گالیله بانگ بر می آورد: بدبخت ملتی که قهرمان ندارد، معلم و استادش گالیله در پاسخ می گوید:«بدبخت ملتی که نیاز به قهرمان دارد.»

در پاسخ این پرسش مهم آیا به راحتی می توان گفت، جامعه ایران برای رسیدن به مدرنیته و گذر از پیچ سخت اکنونی خود بی نیاز از قهرمان شده است؟ اگر پاسخ این سئوال مثبت باشد و ما به چنان مرحله ای از خود آگاهی،خودباوری و اتکای به خویشتن خویش رسیده باشیم و ویژگی فرهنگ عمومی ما چنین باشد، به راستی چرا حال و روز ما چنین است؟ چرا توازنی در جامعه شکل نگرفته تا معدل رفتار جمعی ما تفاوت چشمگیری از همدیگر نداشته باشد؟ اینکه این نامتوازنی بر چه علل و عواملی استوار است، بحثی است جدا که در جای خود قابل بررسی است‌. اما نتایج چنین وضعی،به ناگزیر حس احتیاج به قهرمان را در جامعه ای چون ایران، حیاتی می کند وقتی انحطاط را در حوزه های مختلف سیاست، اقتصاد، فرهنگ، تمدن، علم،هنر،

آموزش محیط زیست و تقریبا همه حوزه ها به وضوح می بینیم و از یک سو تلاش برای سمت و سو دادن به هر کدام از آنها دارای هزینه های هنگفتی است که اکثریت جامعه به هر دلیلی تصمیم می گیرند که طبق آن ضرب المثل معروف «آسته بیا آسته برو گربه شاخت نزنه» عمل کنند،آیا برای معدودی از کنشگران مدنی،سیاسی،صنفی،حقوق بشری راهی جز این باقی می ماند تا برای دست یابی به رویای بزرگ و شیرین آزادی و عدالت،با تمام زندگی خود قمار نکنند؟ در مقابل اکثریتی نظاره گر که علی رغم اینکه ستم بسیاری بر آنها می رود، از مرز تماشاگری بیرون نمی آیند،نام آن گروه معدود را چه می توان جز قهرمان نهاد،وقتی تمام زندگی خود را برای آن آرمان های بلند انسانی به قربانگاه می برند؟ اینکه قرار گرفتن در این شرایط تاریخی فارغ از اینکه مضر است یا مفید و چه پیامدهایی برآن مترتب است،از حوزه بحث این نوشتار خارج است اما به نظر می رسد نامی جز«قهرمانی» برای این معدود کنشگران عاشق که آگاهانه قمار تمام عیار با زندگی خود را بر می گزینند،نمی توان نهاد.البته این قهرمانی در تاریخ و فرهنگ ایرانی سابقه ای طولانی دارد.در شاهنامه شخصیت ها و قهرمانانی به چشم می خورند که حضورشان نقش محوری در پیروزی نهایی داشته و این باور همچنان در فرهنگ ایرانی متاثر از این نگاه حضور دارد. در کنار رستم که محبوب ترین پهلوان و قهرمان فردوسی در شاهنامه محسوب می شود، گرشاسب، زال، سام، گودرز، بهرام، قارن، گیو، گردآفرید، سهراب، اسفندیار و … همه پهلوانان شاهنامه هستند.از سوی دیگر ضد قهرمان هایی در شاهنامه حضور دارند.شخصیت هایی که نماد سیاهی و تباهی و ظلمت و ستم هستند.

از مهم ترین ضد قهرمان های شاهنامه، ضحاک، افراسیاب و شغاد هستند در کنار قهرمان ها و ضد قهرمان ها،دسته سومی هستند که مسیر قهرمانی تا ضد آن را پیموده اند همچون جمشید اولین پادشاه اساطیری ایران دارای فره ایزدی که به مردم ساخت پوشش ابریشمی و نخی را می آموزد.خشت سازی و ابزار جنگ را به همگان آموزش می دهد مبدع نوروز این جشن تاریخی ایرانیان است اما غرور در نهایت موجب می شود فره ایزدی از او ستانده شود.

واقعیت این است که جامعه ایران همچنان نیازمند قهرمان است. قهرمانانی که البته بتوانند نهاد سازی مبتنی بر قانون را در تمامی حوزه ها در این سرزمین آن قدر بگسترانند که دیگر پس از آن نیاز به قهرمانی برای پیشبرد ایده های آرمانی نباشد. در این مسیر خطرناک و پر از بیم و امید می توان قهرمان ها و ضد قهرمان ها را شناسایی کرد و ای بسا قهرمانان دوره ای در دوره های دیگر به ضد قهرمان تبدیل شوند و کسانی تا همیشه قهرمان باقی بمانند.اما قهرمانی که در این متن از آن سخن می رود قرار است تکاپو و تلاشش برای آحاد جامعه و توزیع عدالت و آزادی توامان باشد و قهرمان در این معنا دارای ویژگی هایی است که این مفهوم را از قهرمان های موسمی،خودپرست،تشکل ستیز و شهرت طلب متمایز می سازد.

۱_قهرمان در این معنا ایده هایش تقویت جمع را به دنبال دارد و فردی نیست. نگاهش در مواجهه با مسائل مختلف جامعه مبتنی بر راهبرد است تا واکنشی و حسی

۲_قهرمان نهاد سازی را اولویت خود قرار می دهد و برای شکل گیری صنف و سندیکا و احزاب آزاد هزینه می دهد.

۳_قهرمان به گسترش و تکثیر ایده در جامعه می اندیشد و از این رو فکر و ایده اش مبتنی بر روشی آموزشی است برای تغییر خواهی در جهت منافع جمعی

۴_قهرمان در برابر شدائد روزگار از هر سو که باشد، به خاطر آرمان های بلندی که چشم انداز آن سلامت روح و روان جامعه است،هر روز تلاش می کند صبوری و گذشت را برای دیگر خواهی بیشتر بیاموزد.

۵_قهرمان در میان انتخاب آزاد میان جاذبه های تقویت منفعت فردی و هزینه ها در جهت تقویت منفعت جمعی،دومی را با افتخار بر می گزیند.

کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»