درباره سپیده رشنو و جنبش بی‌چهره‌ها

اگر در گذشته مردان سیاست‌مدار صاحب‌نام، رهبری مبارزات مردم را بر عهده می‌گرفتند و از جامعه می‌خواستند به دنبالشان به میدان بیایند، در دهه‌های اخیر هر زنی بی‌نیاز به رهبری مردانه، جلودار مبارزه شده است و هر بار از گوشه‌ای از جامعه فریاد حق‌خواهی از گلوی زنی ناشناس بلند می‌شود. زنی که روسری‌اش را روی زمین‌ پرت می‌کند و می‌گوید “یک زن عصبانی اینجاست”، زنی که کنار مزار پدر از دست رفته‌اش به خاطر کرونا می‌گوید “خشم ما دارد از قدرت شما بزرگتر می‌شود”، زنی که سینه‌اش را جلوی اسلحه سپر می‌کند و می‌گوید “تو که خاکتو نبردند، آبتو نبردند”، زن معلمی که با قطع کردن صدای میکروفنش، صدایش را بلندتر می‌کند و می‌گوید “من خفه نمی‌شوم”، زن دستفروشی که رو به ماموران می‌گوید “من از جان گذشته‌ام، منو تهدید نکن” و حالا زنی در اتوبوس که به خاطر حجاب با خشونت روبرو می‌شود و فریاد می‌زند “این فیلم را به دنیا نشون می‌دم”.

کسی این زنان را نمی‌شناسد اما هر یک از آنان به صدایی برای‌ بی‌صدایان بدل می‌شوند و جمله اعتراضی ساده‌شان به گفتمان اجتماعی و سیاسی راه می‌یابد. حکومت گمان می‌کرد با زندانی کردن، خانه‌نشینی و تبعید فعالان سرشناس زنان می‌تواند جریان مبارزه زنان را سرکوب کند اما نمی‌دانست که این بار با “جنبش بی‌چهره‌ها” روبروست و هر لحظه یکی از میان جمعیت از جا بلند می‌شود و فریادش را به گوش همه می‌رساند. زن باحجاب وابسته به حکومت رو به زن بی‌حجاب معترض در اتوبوس می‌گوید “فیلمت را می‌گیرم و برای سپاه می‌فرستم” و به تهدیدش عمل می‌کند و نام و چهره زن معترض، شناسایی و او دستگیر می‌شود.

اما این، پایان کار نیست. حالا یک فریاد ناشناس و بی‌چهره برای جامعه به عنوان‌ نماد مبارزه، هویت‌یابی شده است: “سپیده رشنو، نویسنده”. زنان و مردان نام او را بر زبان می‌آورند و می‌گویند همه ما سپیده هستیم. همه ما که هنوز چهره‌ها و نام‌هایمان توسط حکومت شناسایی نشده است. حالا هر لحظه در هر جایی ممکن است زنی جلودار مبارزه شود و پرچم آزادی‌خواهی را بلند کند و حکومت نمی‌تواند بفهمد نفر بعدی کی و کجا علیه او قیام خواهد کرد. این هراس را زنانی در دل حکومت انداختند که در هر لحظه از زیست روزمره‌شان دست به نافرمانی می‌زنند، اعتراض به عنوان کنش سیاسی را به جزیی از رفتار عادی‌شان بدل می‌کنند و ایران را خیابان به خیابان پس می‌گیرند. پیام ما به حکومت و وابستگانش این است: از صدای خشم ما بترسید! پشت آن صدا، هزاران چهره و هزاران نام ایستاده است که در زندگی‌اش مبارزه نمی‌کند، بلکه مبارزه‌اش را زندگی می‌کند.

@nozhatbadi