خمینی برای تهییج مسلمانان متحجر خواهان قتل رشدی شد
در فارس نیوز در مورد علت صدور فتوای قتل رشدی می خوانیم: »اقدام سلمان رشدی، یک اشکال و شبهه نظری نبود که بخواهیم به آن به وسیله استدلال و بحث نظری پاسخ دهیم، بلکه او با تألیف این کتاب عملاً و عمداً به ساحت نبی اسلام جسارت کرد و خود را از مصادیق «سابّالنبی» قرار داد و حکم توهین کننده به پیامبر اسلام بنا به فقه شیعه و فتوای تمامی مراجع «اعدام» است«
در ویکیپدیای فارسی در مورد آن بخش از کتاب رشدی که او را سزاوار مرگ نموده می خوانیم:
کتاب آیات شیطانی که در سبکی شبیه به سبک رئالیسم جادویی نوشته شده و بخشی از آن از یک ماجرای صدر اسلام مشهور به غرانیق الهام گرفتهاست. ماجرای غرانیق که در تعدادی از کتابهای تاریخ اسلام به مانند تاریخ طبری آمده است شرح آیاتی است که توسط شیطان در دهان محمد پیامبر اسلام در حال خواندن سوره نجم در دوران زندگی در مکه قرار داده میشود و محمد سپس توسط جبرئیل از وحی نبودن این آیات و شیطانی بودن آن مطلع میگردد. بیشتر مسلمانان دوران معاصر تا پیش از انتشار رمان آیات شیطانی در دهه ۱۹۸۰ میلادی، از این ماجرا اطلاعی نداشتند.
و اما ماجرای غرانیق
غَرانیق در ادبیات اسلامی اشاره به ماجرایی دارد که بر اساس برخی منابع مانند تاریخ طبری، محمد پیامبر اسلام در دوران زندگی در مکه در حال خواندن سوره نجم بود که شیطان دو آیه کوتاه در دهان وی قرار داد و سپس توسط جبرئیل از وحی نبودن این آیات و شیطانی بودن آن مطلع شد. اکثر مستشرقین این داستان را با این استدلال پذیرفتهاند که امکان اینکه مسلمانان خودشان چنین داستانی را ابداع کنند، یا اینکه آن را از معاندان اسلام بپذیرند کم است. بیشتر مسلمانان دوران معاصر تا پیش از انتشار رمان جنجالی آیات شیطانی در دهه ۱۹۸۰ میلادی توسط سلمان رشدی از این ماجرا اطلاعی نداشتند.
تاریخ طبری
تاریخ الرسل و الملوک یا تاریخ الامم و الملوک معروف به تاریخ طبری کتابی است به زبان عربی که توسط محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب طبری، تاریخنگار و پژوهشگرِ ایرانی مسلمان در اواخر سده سوم پس از هجرت به رشته تحریر درآمدهاست و یکی از بزرگترین و معتبرترین منابع دوره اسلامی است.
نویسنده تاریخ طبری
محمد بن جریر بن یزید طبرى – از مورّخان اهل سنت – در سال ۲۲۴ هـ.ق در مازندران متولد شد. طبرى از نظر مذهبى از اهل سنت بود، اما نه متعصب، وی یک سنى معتدل بود، گو اینکه در اواخر عمر تمایلى نیز از وى به تشیع بروز کرده است. «تاریخ الامم و الملوک» مشهور به تاریخ طبرى، مهمترین تاریخنامه روایى و سالشمار اسلامى است. با اینکه تاریخ طبرى از سوی علمای اهل سنت مدح و ستایش شده است، و دوره نوینى را در تاریخنگارى اسلامى آغاز کرد و اثر فراوانى بر مورّخان پس از خود گذاشت. نظریه داران شیعی کلیت آنرا به عنوان منبع قابل استناد تاریخی میپذیرند، اما انتقادات مهمی هم نسبت به بخش هایی از آن دارند اما در مقابل آنچه در تاریخ طبری غلط می پندارند خود اسنادی ابطال پذیری در غلط بودن ارائه نمی کنند. به نظر برخی از محققان شیعه، این ناریخ دارای اشکالات مهمی است که البته هیچ ربطی به رمان خیال پردازانه رشدی ندارد. این شیعیان مثلا می گویند: طبری بدون تحقیق درباره سند؛ همه روایات و نقل قول اشخاص را در کتاب خود درج کرده و بسیاری از این ناقِلان حدیث نسبت به اهل بیت پیامبر اکرم(ص) بُغض و کینه داشتند.
طبری در تاریخ خود در موارد متعددی حقایق تاریخی و فضائل اهل بیت عصمت و طهارت را کتمان نموده است. طبری به راویان غیر معتمد، مجهول و دروغگو؛ مانند: «سیف بن عمر» و محمد بن حمید رازی اعتماد بی پایه نموده است. طبری گاهی روایات اسطورهای و افسانهای را نقل میکند؛ برای نمونه میگوید: در زمان ابوبکر جنگی اتفاق افتاد به نام «فتح دارین»، لشگر اسلام در سر راهش دریا بود تا دارین کشتیها ۴۲ ساعت مسافت را طی میکردند، دستور داده شد لشکر به آب بزنند، همه به آب زدند، شتر سوار و اسب سوار و بر سطح آب حرکت کردند، در زیر سم اسبها و پای شترها ماسه بالا آمد که آب فقط روی، پشت پای شترها را میگرفت، و ایراداتی بیشتر. پرسش اما اینجاست،
حالا اگر علمای شیعه ایرادات اساسی به نویسنده تاریخ طبری دارند و بخشی از نوشته های او را توهین به پیامبر محمد می دانند معلوم نیست چرا او را ملحد نمی خوانند و به فکر فتوای قتل او نیفتاده و پس از ۱۴۰۰ سال روحالله خمینی به جای محمد غالب طبری حکم ارتداد سلمان رشدی و فتوای قتل او را صادر کرده است، خمینی که حتی ترجمه کتاب رشدی را نخوانده بود و تنها برای تهییج مسلمانان متحجر خواهان ریختن خون سلمان رشدی شده است. البته خوب بود که آقای عبدالکریم سروش که وحی به پیامبر و انتقال آن در قرآن پرسش ها بسیار آورده است از سلمان رشدی سلب اتهام می کرد و خود به تاریخ طبری و موضوع روایت وحی شیطانی می پرداخت.