تلاش برای شکست جنبشها اجتماعی تلاش بیحاصلی است
جنبشهای اجتماعی با تاریخچهای پربار راهی برای فرستادن پیام قشری از مردم به کسانی است که در مسند قدرتاند و وظیفهای جز خدمت به مردم و اعتلای جامعه ندارند. جنبش معلمان شاید آخرین سنگر مقاومت جامعه مدنی برای ایجاد گفتوگو بر سر مطالبات خود با ساختار قدرت باشد.
این جنبش از دل طبقات مختلف جامعه شکل گرفت و نضج یافت. دستگیری گسترده معلمان در روزهای اخیر ما را بیش از همیشه به یاد دانشآموزانی میاندازد که در کپرها و روستاهای دورافتاده بدون امکانات، خیره به آموزگاری شدهاند که نگران نان خود و فردای شاگردانشان است. حالا صدای الفباخوانیشان سرگشتهتر از همیشه در پژواک کمطنین صدای کودکانهشان همراه با آموزگارانشان گویی به حبس رفته است.
️معلمان نسبت به فردای ناایمن خود مضطرباند؛ آنها میگویند این پژواک نحیف را هم بشنوید. این نابرخورداری سازندگان آینده جامعه را ببینید. به معیشت معلم بها دهید که ذهن دغدغهمند بعید است بتواند با دست و دل بازی بذر مهر و آگاهی بپراکند. بعید است فرصت کند، اندیشهاش را پرورش دهد.
حالا وجود جنبش معلمان فرصت ترمیم این زخمهاست. فرصتی که حتی اگر از سوی حکومت سوخت شود، باز علائم حیاتیاش باقی است. آیا جنبشها از بین میروند؟ آیا صدایشان برای همیشه خاموش میشود؟
️جنبشهای اجتماعی از مشروطه تا به الآن وجود داشته و حکومتها و دولتهای مختلف چون قاجار و پهلوی و بعد از انقلاب ۵۷، در جمهوری اسلامی تلاش به حذف این جنبشهای صنفی داشتند، اما عملاً موفق نشدند. به همین دلیل با جرئت میشود گفت بهطورکلی تلاش برای شکست این جنبشها تلاش بیحاصلی است.
️تجربه شخصی خودم و با توجه به عضویت در سازمان معلمان و تعاملی که با سایر تشکلها داشتیم، بهویژه با کانونهای صنفی که کارهای مشترکی انجام دادیم این جمعبندی را برای من ایجاد کرد.
️در بیست سال اخیر برخورد با برخی جریانها باعث خاموشی یا به محاق رفتن آنها شده است اما درباره جنبش معلمان اینگونه نبوده است. جنبش صنفی-معلمی فراز و فرودهایی داشته، اما همانطوری که دیدید در طول بیست و یک سال گذشته یکی از فعالترین جنبشهای اجتماعی ایران بوده است. به همین دلیل حکومت باید جنبشها و اعتراضهای معلمان را به رسمیت بشناسد و این را فرصتی بداند برای بروز و ظهور واقعیتهای جامعه حداقل در یکی از صنفها، یعنی صنف معلمان.
️فردین علیخواه، جامعهشناس، نیز ابتدا از اهمیت محیط اثرگذاری پیام میگوید و حکومت را نسبت به داشتن این دانش ترغیب میکند و در ادامه وجود و حضور جنبشها را برای حکومتها غنیمت میداند که میتواند ارتباط بدنه با حکومت را حفظ کنند و مانع از اغتشاشات پنهان و پراکنده شوند: «در بحث ارتباطات جمعی یکی از معیارهایی که بر انتقال پیام تأثیر میگذارد محیط پیام است، یعنی یا محیط پیام تقویتکننده اثرگذاری آن است یا اثرگذاری را کاهش میدهد.
هماکنون به دلایل مختلف نظیر ناتوانی در تحقق وعدههای مختلف به مردم، بحران اقتصادی، فقدان چشمانداز روشن برای آینده و مسیر پیشرو، فرسودگی اجتماعی و شکاف بین دولت-ملت، محیط پیام به نفع حاکمیت سیاسی نیست. منظور آنکه هر پیامی که دستگاههای تبلیغاتی رسمی به سمت مردم ارسال میکنند به دلیل همان محیط پیام، اثرگذار نیست و گویی اصلاً وجود ندارد. از طرف دیگر، رسانههای غیررسمی، باز به خاطر همان محیط پیام حامی، بیشتر اثرگذارند و در شکلدهی به افکار عمومی نقش بیشتری دارند.
بیایید همین بازنشستگان و معلمان را در نظر بگیریم. هر دو گروه در جامعه ایرانی منزلت اجتماعی خاصی دارند. یکی معلم است و یکی دیگر سالمند. در فرهنگ ایرانی احترام به هر دو معمولاً شدیداً توصیه میشود».
چشمانداز ایران